۱۳۸۹ آذر ۱۴, یکشنبه

16 آذر؛ فعالیتهای خستگی ‌ناپذیر دانشجویان مبارز

  بنا‌به گزارشهای دریافتی، دانشجویان دانشگاه های ایران در آستانه 16 آذر (روز دانشجو) فعالانه و خستگی‌ ناپذیر همچنان اقدام به نصب و پخش شبنامه و پوستر و عکس و مقاله و… می ‌کنند. دانشجویان مبارز تاکنون اطلاع ‌رسانی های گسترده ‌ای در رابطه با ۱۶ آذر و شرکت هر چه بیشتر در آن کرده ‌اند.
 به گزارش دانشجونیوز طی روزهای اخیر جمعی از دانشجویان در دانشکده های مختلف پرديس دانشگاه مازندران با شعارنویسی بر روی ديوارهای کلاس های درس، خواهان آزادی دانشجویان زندانی شده و به استقبال روز دانشجو رفته اند.
این اقدام در شرايطی صورت گرفته است که تنها کلاس های درس اين دانشگاه از معرض ديد دوربين های مداربسته در امان است.
 بنا بر گفته‌های یکی از دانشجویان دانشگاه مازندران، دانشجویان این دانشگاه به دنبال برگزاری مراسم اعتراضی در روز ١٦ آذر هستند.
زمزمه ی اعتراضات ١٦ آذر در دانشگاه مازندران در حالی صورت می گیرد که در هفته های اخیر علیرضا کیانی دبیر سیاسی دانشگاه مازندران به همراه چند تن از فعالین سیاسی و دانشجویی دفتر تحکیم بازداشت و راهی زندان اوین شدند.
در فضای بعد از انتخابات رياست جمهوری ٨٨ نيز فعالین دانشجوئی دانشگاه مازندران نسبت به بازداشت علیرضا کیانی دانشجوی کارشناسی ارشد علوم سیاسی دست به اعتراض و اعتصاب زده بودند. پس از آن تجمعات اعتراضی در روز ٢٦ خرداد، ١٣٢ نفر از فعالین و دانشجویان، بازداشت ٢٤ ساعته تا ٣٠ روزه را تجربه کردند.
طی ٢ هفته گذشته در دانشگاه‌های فردوسی مشهد و دانشگاه تهران نیز شعارنویسی هایی از سوی دانشجویان و در استقبال از روز دانشجو انجام شده است.

برنامه گرامی‌داشت یاد آیت‌الله منتظری در قم و نجف‌آباد

سایت کلمه: در پی اعلام لغو مراسم رسمی سالگرد آیت الله منتظری از سوی خانواده آن مرحوم، گروهی از علاقه مندان و شاگردان آن مرحوم اعلام کرده‌اند که برای فاتحه‌خوانی و گرامی‌داشت یاد این مرجع فقید، روز پنج شنبه ۱٨ آذر ماه بر سر مزار ایشان در شهر قم و نیز در حسینیه نجف آباد حضور خواهند یافت.
سایت جرس در این باره نوشت: مقامات امنیتی همچون سال گذشته از برگزاری هر گونه مراسم برای بزرگداشت آن مرجع مردمی ممانعت کرده و همانند سال گذشته که از برگزاری مراسم ترحیم، سوم، شب هفت و چهلم آن مرحوم جلوگیری کرده بودند، امسال نیز مانع برگزاری هرگونه مراسمی از سوی خانواده و بیت آن مرحوم شده اند.
این سایت خبری افزود: با این حال، گروهی علاقه مندان و شاگردان آن مرجع مردمی، تصمیم گرفته اند روز پنج شنبه مورخ ۱٨ آذر ماه در شهر نجف آباد و در دو نوبت صبح (در مسجد بازار) و بعد از ظهر (درحسینیه اعظم) گرد هم آمده و یاد آن مرحوم را گرامی بدارند.
به نوشته این سایت، همزمان گروهی دیگر از شاگردان و علاقه‌مندان آیت الله منتظری نیز اعلام کرده اند که روز پنجشنبه ۱٨ آذرماه، جهت بزرگداشت اولین سالروز درگذشت آن مرجع فقید، با حضوری مردمی بر سر مزار وی، به قرائت فاتحه و تلاوت قرآن می‌پردازند. این حضور سبز از صبح آغاز و تا اذان مغرب ادامه خواهد داشت.

احتمال تبعید ارژنگ داودی به زندان بندرعباس

بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" بازجویان وزارت اطلاعات تحت عنوان محاکمه قصد دارند زندانی سیاسی ارژنگ داودی را به بندرعباس منتقل کنند.
طی نامه ای که آقای رئیسی وکیل زندانی سیاسی ارژنگ داودی  در روزهای اخیر دریافت کرده است به او اعلام شده است که زندانی سیاسی ارژنگ داودی  قرار است 8 دی ماه در شعبۀ 1 دادگاه انقلاب بندرعباس مورد محاکمه قرار گیرد.
این اقدامات بازجویان وزارت اطلاعات در حالی صورت می گیرد که زندانی سیاسی ارژنگ داودی نزدیگ به 8 سال است در زندانهای اوین ،بندرعباس و در حال حاضردر زندان گوهردشت کرج زندانی است و از طرفی دیگر محل سکونت آقای داودی ،دستگیری ، پرونده سازی و محکومیت مبهم او در تهران بوده است و حتی از امکان تجدید نظر محروم شده است. دلایل انتقال و محاکمۀ مجدد او در بندرعباس هنوز نامشخص است.
به نظر می آید که بازجویان وزارت اطلاعات تحت عنوان محاکمه قصد دارند آقای داودی را به زندان بندرعباس تبعید کنند تا او و خانواده اش را تحت فشارهای غیر انسانی خود قرار دهند و حداقل امکان اولیه که ملاقات با خانواده است را از او سلب نمایند.
لازم به یادآوری است زندانی سیاسی ارژنگ داودی در سال 1382 با یورش مامورین وزارت اطلاعات دستگیر شد و پس از شکنجه های وحشیانه او را به بند 2- الف سپاه پاسداران منتقل کردند و در سال 1384 ابتدا به زندان گوهردشت کرج و سپس به زندان بندر عباس تبعید گردید.بعد از آن او را مجددا به زندان اوین منتقل کردند و از زندان اوین به زندان گوهردشت کرج تبعید شد که در حال حاضر در آنجا زندانی است. او به اتهام ؛اقدام علیه امنیت،نوشتن مانیفست سکولار،تشکیل جنبش آزاد ایرانیان،توهین به مقدسات و توهین به رهبری به 10 سال زندان توسط حسن زارع دهنوی متهم اردوگاه مرگ کهریزک  محکوم شد. حسن زارع دهنوی همچنین خانه پلمپ شد او را به فروش رسانده است.آقای داودی در اعتراض با بازداشت غیر قانوانی و شرایط و محدودیتهای طاقت فرسا و غیر انسانی چند بار اقدام به اعتصاب غذا نمود و در آخرین بار 74 روز در اعتصاب غذا بسر برد.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،نسبت به محاکمه و تبعید او به زندان بندر عباس و خطراتی که متوجه جان این زندانی سیاسی است هشدار می دهد و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی خواستار اقدامات عملی برای آزادی زندانیان سیاسی در ایران است.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
14 آذر 1389 برابر با 5 دسامبر 2010
گزارش فوق را به سازمانهای زیر ارسال گردید:
کمیساریای عالی حقوق بشر
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل

دستگیری یکی دیگر از اعضای خانواده زندانی سیاسی

بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" مامورین وزارت اطلاعات مدتی پیش به منزل یکی از خانواده های عابدی باخدا در رشت یورش بردند و فرزند آنها را دستگیر و برای مدت طولانی تحت بازجویی و مورد تهدید قرار دادند.
مامورین وزارت اطلاعات رشت در پی یورش خود دانش آموز 15 ساله عرفان عابدی باخدا  را دستگیر و به اداره اطلاعات رشت در نیروی دریایی منتقل کردند.آنها همچنین وسایل شخصی این خانواده مانند کامپیوتر،تلفن همراه،رسیور ماهواره و سایر وسایل را با خود بردند.
بازجویان وزارت اطلاعات عرفان عابدی باخدا را برای مدتی طولانی مورد بازجویی و تهدید قرار دادند و به او تاکید کردند که رفت و آمد های خانوادگی خود را با عمویش(زندانی سیاسی هادی عابدی باخدا ) باید قطع کند در غیر اینصورت او را مورد محاکمه و زندانی خواهند کرد.
در طی هفته های گذشته مامورین وزارت اطلاعات بارها به خانواده های عابدی باخدا یورش بردند و خانم مهری جوان محجوب دوست همسر زندانی سیاسی عابدی باخدا را دستگیر و چند روز در بازداشت مورد بازجویی خود قرار دادند و پس از آن با صدور قرار وثیقه سنگین او را آزاد کردند.
لازم به یادآوری خانواده عابدی با خدا از زندانیان سیاسی دهۀ 60 در رشت می باشند و یکی از اعضای خانواده آنها به نام هرمز عابدی باخدا در دهۀ 60 به خاطر هواداری از سازمان مجاهدین خلق اعدام شده است.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، یورشهای مستمر مامورین وزارت اطلاعات بر علیه این خانواده و دستگیری،بازداشت ، بازجویی و تهدید آنها را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی خواستار اقدامات عملی برای پایان دادن به جنایت علیه بشریت در ایران است.
14 آذر 1389 برابر با 5 دسامبر 2010
گزارش فوق را به سازمانهای زیر ارسال گردید:
کمیساریای عالی حقوق بشر
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل
گزارشگر ویژه زنان سازمان ملل متحد

بیانیه سه تن از زندانیان سیاسی زندان رجایی شهر به مناسب روز دانشجو

خبرگزاری هرانا - سه تن از زندانیان سیاسی محبوس در زندان رجایی شهر کرج در بیانیه ای به مناسبت روز دانشجو خواهان آزادی دانشجویان زندانی شدند.
متن این بیانیه که در اختیار ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران"هرانا" قرار گرفته است به شرح زیر است: ما زندانیان سیاسی در زندان رجایی شهر ضمن تقدیر از دانشجویان و اساتید محترم در شانزده آذر 1389 از مطالبات دانشجویان سراسر کشور حمایت کرده و این روز عزیز رو به آنان تبریک میگوییم
همچنین ما زندانیان سیاسی خواستار آزادی بی قید و شرط بهاره هدایت و مجید توکلی و کلیه دانشجویان دستگیر شده انتخابات جنجال برانگیزه 88 هستیم .
ما دانشجویان را یک مبارز میدانیم که همیشه پیرو آزادی و دموکراسی بوده اند و ما هم همبستگی خود را به مطالبات قانونی؛ مدنی و صنفی دانشجویان و جنبش های دانشجویی اعلام میداریم
ما امیدواریم که دانشجویان سراسر کشور به مبارزات در راه خود ادامه بدهند و همیشه مقاوم و استوار باقی بمانند.
زندانیان سیاسی
کیوان صمیمی
رضا شریفی بوکانی
علی صارمی

انتقال فعال دربند دانشجویی به بند ٢۰٩ زندان اوین


خبرگزاری هرانا - در حالیکه آرش صادقی، فعال دانشجویی محکوم به زندان، قرار بود جهت اجرای حکم پنج سال حبس، خود را به زندان اوین معرفی کند، وی پس از احضار کتبی به دادسرای شماره ٢ مستقر در اوین و مراجعه به آن شعبه، بلافاصله بازداشت و طبق گزارش منابع موثق، به بند امنیتی ٢۰٩ زندان اوین منتقل شده است.
به گزارش صفحه فیس بوک "برای آزادی آرش"، این فعال دانشجوییِ عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه علامه طباطبایی که اخیرا به پنج سال حبس قطعی محکوم شده، طبق احضاریه ای کتبی که هفته گذشته دریافت کرده بود، روز شنبه ۱٣ آذر ماه ٨٩ خود را به دادسرای ٢ مستقر در زندان اوین معرفی کرد، که متعاقب آن، به بازداشتگاه امنیتی ٢۰٩ منتقل گردید.
از آنجا که این فعال دانشجویی قرار بود برای اجرای حکم زندان خود به زندان معرفی گردد، هنوز علت اعزام و نگهداری وی به بند امنیتی زیر نظر وزارت اطلاعات مشخص نمی باشد.
این دانشجوی کارشناسی ارشد فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی و عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی آن دانشگاه که تا اطلاع ثانوی از تحصیل محروم است، اخیرا در دادگاه تجدید نظر به پنج سال حبس تعزیری محکوم شده است.
آرش صادقی همزمان به اوج گیری اعتراضات مردمی به نتایج انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته، بازداشت شد و بیش از یک سال را در بازداشت موقت گذراند. او دوره بازداشت خود را در بندهای ۲- الف سپاه و ۲۰۹ وزارت اطلاعات گذرانده بود، تا اینکه چند ماه پیش به قید وثیقه ۵۰۰ میلیون تومانی به طور موقت آزاد شد.
با وجود آزادی وی به قید وثیقه، چندی پیش مامورین امنیتی به منظور بازداشت مجدد او به منزل پدریش یورش بردند، که او در آن زمان در منزل حضور نداشت، اما یورش ماموران باعث شوکه شدن مادر او و در نتیجه حمله قلبی و درگذشت آن مرحوم شد.
این عضو ستاد ۸۸ میرحسین موسوی در زمان انتخابات ریاست جمهوری و عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه علامه طباطبایی گفته بود "نیروهای امنیتی روز ۱٩ آبان در نیمه های شب به منزل ما رفتند. در حالی که من آن شب برای نگهداری از پدربزرگ و مادر بزرگم در منزل آنها بودم و خواهرم و مادرم در منزل خودمان بودند... ساعت چهار و نیم صبح ماموران به منزل مراجعه کردند. دو بار در زدند که کسی در را باز نکرد، ماموران شیشه را شکسته و کلید را از پشت در برداشته و در را باز کردند و وسایل شخصی مرا همراه خود بردند... که مادرم در پی این حمله و ایجاد رعب و وحشتی که کرده بودند، دچار حمله قلبی شد و پس از چهار روز در بیمارستان در گذشت."
صادقی چند روز پیش گفته بود "هزینه سنگینی را پرداخت کردم. ترجیح می دهم به زندان بروم. شرایط در داخل زندان بهتر از بیرون است. فشار خانواده که مرا مسبب مرگ مادرم می داند، فشار زیادی است..."
گفتنی است پدر آرش صادقی نیز از جانبازان جنگ هشت ساله با عراق می باشد.

جلوگیری از برگزاری سالگرد قتل مختاری و پوینده



رادیو آلمان: ماموران انتظامی و امنیتی مانع برگزاری مراسم یادبود محمد مختاری و محمدجعفر پوینده شدند. کانون نویسندگان ایران و خانواده‌های این دو نویسنده قربانی قتلهای سیاسی زنجیره‌ای آزادیخواهان را به شرکت در این مراسم فراخوانده بودند.
کانون نویسندگان ایران و خانواده‌های مختاری و پوینده، طی اطلاعیه‌هایی از "آزادیخواهان و فرهنگ‌دوستان" دعوت کرده بودند در مراسمی شرکت کنند که قرار بود به مناسبت یازدهمین سالگرد قتل این دو عضو برجسته کانون نویسندگان ایران از ساعت ۲ تا ۴ بعدازظهر بر سر مزار آنان برگزار شود. آرامگاه محمد مختاری و محمدجعفر پوینده در امامزاده طاهر کرج است. اما ماموران انتظامی و امنیتی اجازه برگزاری این مراسم را ندادند.
 در آذر ماه ۱۳۷۷ در چارچوب پروژه وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران برای از میان بردن دگراندیشان ایرانی به قتل رسیدند، پروژه‌ای که در تاریخ معاصر ایران بنام "قتل‌های سیاسی زنجیره‌ای" شهرت یافته و به طور معمول نقطه آغاز آن را قتل پروانه و داریوش فروهر، رهبران حزب ملت ایران می‌دانند، اگرچه چنین نوع قتل‌ها بسی پیش از آن آغاز شده بود.

تلاش خانواده‌ها برای برگزاری مراسم
 به گفته سهراب مختاری، فرزند محمد مختاری، روز پنجشنبه (۱۲ آذر) خانواده‌ها برای گرفتن مجوز برگزاری مراسم سالگرد به ماموران انتظامی مهرشهر مراجعه کردند. اما مقامات انتظامی حاضر به صدور مجوز نشدند و  خانواده‌ها را نکوهش کردند که چرا برای این مراسم در اینترنت فراخوان داده‌اند.
 با این همه، خانواده‌ها، اعضای کانون نویسندگان و دیگر علاقه‌مندان به شرکت در این مراسم همچون هر سال ، به محل برگزاری مراسم یادبود رفتند. آنان اما فضا را امنیتی یافتند. سهراب مختاری در این مورد به دویچه وله گفت: «پیش از شروع مراسم و پیش از آنکه برگزارکنندگان مراسم به امام‌زاده طاهر کرج برسند، محل را با تعداد پرشماری از نیروهای امنیتی و پلیس پرکرده بودند و تمام مدت هم از هر کس می‌آمده فیلم و عکس می‌گرفتند. در آغاز به خانواده‌ها به شکل تهدیدآمیزی گفته‌اند که  باید فورا از آنجا بروند، ولی برادرم سیاوش با آنها صحبت کرده و گفته که ما آمده‌ایم اینجا تا این گرامیداشت را برگزار کنیم. با این حال آنها اجازه نداده‌اند و فقط کمی از لحن تهدیدآمیزشان دست برداشته‌اند، با این حال تهدید کرده‌اند که اگر فورا نروید، زنگ می‌زنیم تا نیروهایمان بیایند و متفرقتان کنند، یعنی به زور همه‌تان را می‌ریزیم بیرون.»

روال هرساله
اعضای خانواده‌ها و کانون نویسندگان ایران مجبور به ترک امامزاده  طاهر شدند. نیروهای امنیتی همه کسانی را که برای شرکت در مراسم در راه بودند، متفرق کردند. سهراب مختاری روالی را شرح می‌دهد که به گفته وی هرسال برای جلوگیری از برگزاری مراسم یادبود دو نویسنده مقتول بکار گرفته می‌شود: «ضمن اینکه در کنار آن یک سری افرادشان را گذاشته بودند تا یک مراسم نمایشی را برگزار کنند برای دفن دو مرده‌ای که گویا وجود هم نداشته‌اند و تنها نمایشی بوده برای اینکه برنامه را به نوعی دیگر لوث کنند. این روشی است که آنها از ابتدا بکار می‌گرفتند. حتی در مراسم تدفین و هفتم پدر من و مراسم تدفین و هفتم محمدجعفر پوینده، اینها به سر خاک می‌آمدند، مراسمی نمایشی با صداهای بلند روضه و نوحه‌خوانی اجرا می‌کردند تا نگذارند مراسم ما به درستی و در آرامش و متناسب با آنچه که خانواده‌ها و کانون هرساله ترتیب می‌دهند، برگزار شود. »

ادامه مراسم در منزل درویشیان
 پس از جلوگیری از برگزاری مراسم یادبود دو نویسنده در امامزاده طاهر، خانواده‌ها و اعضای کانون نویسندگان در منزل علی اشرف درویشیان، نویسنده و عضو برجسته کانون نویسندگان که هم اکنون در بستر بیماری به سر می‌برد، ‌گرد هم آمدند و مراسمی کوچک را در منزل وی برگزار کردند.
 شاهدان عینی شمار کسانی را که پیش از ساعت اعلام‌شده برای برنامه گرد هم آمده بودند، حدود ۶۰۰ تا ۷۰۰ نفر تخمین زده‌اند که از فرهنگیان و نویسندگان، دانشجویان و جوانان  و گروهی از مردم علاقه‌مند بوده‌اند. این شاهدان عینی می‌گویند که با توجه به فضایی که ماموران امنیتی با فیلم و عکس گرفتن درست کرده بودند، تجمعی نتوانسته برای برگزاری مراسم گرامیداشت شکل بگیرد. این دومین سالی است که ماموران امنیتی جمهوری اسلامی مانع هر گونه تجمعی بر سر مزار دو نویسنده در سالگرد قتل آنان می‌شوند.

پافشاری بر معرفی آمران و عاملان قتلهای سیاسی
 سهراب مختاری به عنوان فردی از خانواده یکی از قربانیان قتلهای سیاسی زنجیره‌ای، در مورد اهمیت این مراسم برای خانواده‌های قربانیان به دویچه وله گفت: «من فکر می‌کنم برگزاری مراسم برای ما خانواده‌ها هیچ وقت فقط گرامیداشت و احترام به خاطره آن عزیزان نبوده است؛ البته قصد اصلی ما زنده نگاه داشتن نام و یاد و راهشان هست، اما غیر از این، همیشه از آغاز قصد ما این بوده که خواستمان را اعلام کنیم. این خواست به‌حقمان را که آمرین و عاملین این جنایات شناسایی، معرفی و محاکمه بشوند. جمهوری اسلامی از آغاز در پرونده‌ای که تشکیل شد، سعی کرد این پرونده را مختومه اعلام کند و آمرین و عاملین را به یک سری باند خودسر در وزارت اطلاعلات تقلیل بدهد. اما همانطور که رئیس کمیسیون اصل نود مجلس شورای اسلامی اعلام کرد، در پیگیری حقایق این پرونده به اشخاصی رسیده بود که رئیس کمیسیون اصل نود از آوردن نامشان خودداری کرد، چون معتقد بود اینها از جایگاهی در نظام برخوردارند که بردن نامشان می‌تواند منافع نظام را به خطر بیندازد.»
 خانواده‌ها و کانون نویسندگان ایران هر سال در مراسم یادبود محمد مختاری و محمدجعفر پوینده بر افشای هویت آمران و عاملان قتلهای سیاسی زنجیره‌ای پافشاری می‌کنند. جمهوری اسلامی با ممانعت از برگزاری مراسم از بیان این خواست جلوگیری می‌کند. با این حال، سهراب مختاری می‌گوید: «مبارزات و همدلی‌هایی که در همه این سالها، هم از طرف دانشجویان، هم از طرف نویسندگان و آزادیخواهان با خانواده‌ها وجود داشته، همواره تسکینی بر درد ما بوده و باعث خوش‌بینی ماست که روزی حقایق این جنایات بدون شک برای همگان روشن خواهد شد.»

انتقال فعال دانشجويی به زندان رجایی شهر

کمیته گزارشگران حقوق بشر - علی عجمی پس از شکستن حکم 4 سال حبسش برای گذراندن 2 سال حبس در تبعید خود به زندان رجایی شهر در استان البرز منتقل شد.
به گزارش منابع آگاه، حکم این دانشجوی زندانی «حبس در تبعید» بوده و اکنون وی به یکی از بدترین زندان های کشور تبعید شده است.
علی عجمی از اعضای دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب بود که در تاریخ 17 مرداد 89 در شعبه ی 15 دادگاه انقلاب به اتهام «تبلیغ علیه نظام» و وبلاگ نویسی به ۱ سال زندان و به اتهام «تبانی علیه نظام» و عضویت در «دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب» به ۳ سال زندان محکوم و جمعا به ۴ سال حبس تعزیری محکوم شده است.
به گزارش کمیته گزارشگران حقوق بشر، در تاریخ 21 بهمن تعداد قابل توجهی از ماموران اطلاعات پس از آنکه خانه ی پدری عجمی در توابع سبزوار و محله را محاصره کردند به شکل خشونت آمیزی وارد خانه شدند و ضمن آزار و تهدید اعضای خانواده، این فعال دانشجویی را بازداشت کردند.
علی اکبر عجمی، نویسنده‌ی وبلاگی به نام «جهانی بهتر»، متولد سال ۱۳۶۳ و دانشجوی سال آخر رشته ی حقوق دانشگاه تهران است. او در ابتدای سال تحصیلی به دلیل فعالیت‌های مدنی از خوابگاه دانشگاه اخراج شده بود.
وی در معرفی وبلاگش نوشته است: «من مانده ام و ایستاده ام که همین را بگویم : جهانی بهتر ممکن است با همین خاک».

۱۳۸۹ آذر ۱۳, شنبه

اطلاعیه ،دانشجویان دانشگاه آزاد ساری :پیش به سوی ۱۶ آذر

اطلاعیه دانشجویان دانشگاه آزاد ساری: پیش به سوی ۱۶ آذر برای دانشگاه آزاد ساری
فراخوان دانشجویان دانشگاه آزاد ساری برای ۱۶ آذر
در این اطلاعیه آمده است: در یادآوری ایستادگی ها و مبارزات دانشجویانی که برای حقوق ملت ایران در چند دهه اخیر خصوصاً در چندین ماه اخیر در مقابل حاکمیت مستبد ایستادگی کرده و خواستار حقوق مردم شده اند ما از شما دانشجویان دانشگاه های کشور بخصوص دانشجویان دانشگاه آزاد واحد ساری خواستار شرکت در تجمع اعتراضی در روز ۱۶ آذر ۸۹ هستیم تا به دیکتاتور نشان دهیم که نمی توان مقابل رویش جوانه ها ایستادگی کرد وعاقبت دیکتاتوری چیزی جز شکست دیکتاتور نیست واین ماهستیم که با ایستادگی در مقابل استبداد به پیروزی می رسیم با امید به فردا روشن برای ایران و ایرانی

آلمان،فراخوان گرامیداشت 16 آذر روز دانشجو در مونیخ

فراخوان گرامیداشت 16 آذر روز دانشجو

زمان: شنبه7 دسامبر 2010

ساعت 16تا18


Ort: Neuhauserstr. 8, (Fußgängerzone) , München

" هم كلاسی های ما را آزاد كنید"

در آستانه فرا رسیدن ۱۶ آذر شوراي عمومي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه صنعتي نوشيرواني بابل با انتشار بیانیه ای خواستار آزادی ۳ دانشجوی دربند این دانشگاه (سيد ضياء نبوي ، محسن برزگر و نيما نحوي) شده است.


به گزارش دانشجو نیوز، در قسمتی از این بیانیه آماده است: "دست از كينه بردار اي لجوج كه ما جز صلح و صلاح نمي خواهيم. هم كلاسي هاي ما را آزاد كن كه اين كينه توزي هاي تو نسبت به ما چيزي جز هيزم آتش خانه ات نخواهد شد. مخواه كه اين آتش زير خاكستر بيدار شود كه خود نيك مي داني آتش دماوند اگر لبريز شد به خود نيز رحم نخواهد كرد."



متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:


به نام دادار هور

چند صباحي بيش تا روز تولد ما باقي نمانده است. تمام جنبش دانشجوئي در تكاپوي اين روز است به جز نوشيرواني. اين روز بر خلاف همگان براي نوشيرواني روز غم است زيرا آنگاه كه سه آذر اهورائي ما دربندند، نوشيرواني حتي لبخند را بر خود حرام مي داند. چه جاي شور و شعف است آنگاه كه صندلي هم كلاسي هاي ما خالي است. چه جاي آرامش آنگاه كه پاره هاي تنمان مدت هاست شايد لحظه اي نياسوده اند.


ديگر چه جاي جشن و سرور كه اين روز برايمان روز عزاست در نبود جگرگوشه هايمان.


آري! روزي ما را قلب تپنده شمال كشور مي خواندند اما امروز هيچ كس از آنچه بر ما رفته بي خبر نيست. همه ديده اند جاي چنگ و دندان استبداد را بر پيكرمان و حتي مي دانند كه ديگر خوني در تن نداريم به جز خون دل و همه شاهدند همه اينها را به جرم اصلاح بر ما روا داشتند و ديدند كه اين كينه توزان چگونه يارانمان را براي سوزاندن جگرهايمان به اسيري مي برند. اي كاش كينه كنار مي نهادند و دست دوستي ما را براي مصلحت مُلك مي فشردند اما حتما امروز خوشحال اند كه ديگر تير سه شعبه اي كه بر اين قلب پر تلاطم نشاندند كار خود را كرده و اين آخرين تپش هاي عمرش است. اما زهي خيال باطل!


ما امزوز تير زهرآگين بر دل همچنان ايستاده ايم و اين بار فرياد مي زنيم:


" اينجا نوشيرواني است ، دماوند خفته مازندران "

ما قلب فسرده زمينيم

از درد ورم نموده يك چند

و حاصل اين همه كينه ورزي استبداد چيزي نيست جز يك صدا كه در گوش ما مي خواند:

شو منفجر اي دل زمانه

آن آتش خود نهفته مپسند

هُراي تو افكند زلازل

از نيشابور تا نهاوند

وز برق تنوره ات بتابد

زالبرز اشعه تا به الوند


دست از كينه بردار اي لجوج كه ما جز صلح و صلاح نمي خواهيم. هم كلاسي هاي ما را آزاد كن كه اين كينه توزي هاي تو نسبت به ما چيزي جز هيزم آتش خانه ات نخواهد شد.


مخواه كه اين آتش زير خاكستر بيدار شود كه خود نيك مي داني آتش دماوند اگر لبريز شد به خود نيز رحم نخواهد كرد.


دست از كينه و لجاجت بردار و بگذار برادرانمان سيد ضياء نبوي ، محسن برزگر و نيما نحوي به آغوش گرم دانشگاه بازگردند والا نوشيرواني نزد آنها مي رود.


پس نيك به ۱۶ آذر بينديش و بسنج!

" نوشيرواني آزاد يا نوشيرواني كلهم دربند"


شوراي عمومي انجمن اسلامي دانشگاه صنعتي نوشيرواني بابل

آذر ۸۹

دانشجویان ایران در تدارک برگزاری ۱۶ آذر

فعال حقوق بشر و وبلاگ نویس به پنج سال حبس محکوم شد

خبرگزاری هرانا -  لاله حسن پور،  از سوی شعبه 26 دادگاه انقلاب به یک سال حبس تعزیری و چهار سال حبس تعلیقی محکوم شد.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، وکیل لاله حسن پور پیشتر در گفتگو با خبرگزاری هرانا اتهامات این فعال حقوق بشر را عضویت در مجموعه فعالان حقوق بشر و فعالیت در خبرگزاری هرانا، اجتماع و تبانی، فعالیت تبلیغی علیه نظام، توهین به مقدسات و توهین به ریاست جمهوری عنوان کرده بود.
لاله حسن پور، فعال حقوق بشر روز سه شنبه بیست و پنجم اسفندماه در طی یورش گسترده اطلاعات سپاه پاسداران به فعالان حقوق بشر و مسئولین سابق و همکاران مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران و  در منزل پدری اش در تهران بازداشت و به بند 2 الف زندان اوین منتقل شد.
نامبرده پس از تحمل 70 روز انفرادی در چهارم خرداد ماه سالجاری از زندان اوین آزاد شد که به دلیل فعالیت های حقوق بشری از محل کار خود اخراج و پرونده دانشجویی وی نیز به دستور حراست دانشگاه پیام نور گرمسار مفقود شده است.

انتشار گسترده نامه کامران آسا در دانشگاه علم و صنعت

بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران"دانشجویان دانشگاه علم صنعت فعالیتهای روشنگرانه خود را برای شرکت گسترده دانشجویان جهت گرامی داشت روز دانشجو 16 آذر در این دانشگاه تشدید کردند.
روز شنبه 13 آذر ماه دانشجویان دانشگاه علم و صنعت اقدام به پخش نامه کامران آسا برادر جانباخته راه آزادی مردم ایران کیانوش آسا بطور گسترده در سلف سرویس پسران دانشگاه علم و صنعت  نمودند. آنها با این عمل خود یاد و خاطره  این شهید راه آزادی مردم ایران را زنده نگه داشتند و بر ادامه راهش که آزادی مردم ایران است تاکید کردند.
دانشجویان همچنین تاکید کردند که روز دانشجو 16 آذر را بطور گسترده گرامی خواهند داشت و فریادهای خود را علیه استبداد  شکنجه و قتل و زندان کردن دانشجویان و سایر اقشار جامعه رساتر خواهند نمود و در این روز  فریادهای آزادی را نه تنها در دانشگاه بلکه در آسمان ایران زمین طنین انداز خواهند گرد.
فعالیتهای گسترده دانشجویان در حالی صورت می گیرد که عوامل سرکوب استبداد محیط دانشگاه را برای ایجاد رعب و وحشت غرق کرده اند اما نه تنها در اراده دانشجویان کوچکترین خللی ایجاد نکرده است  بلکه باعث گردیده که  بر فعالیتهای خود بیافزایند.
13 آذر 1389 برابر با 4 دسامبر 2010

پیام دانشجوی دربند بهاره هدایت به مناسبت روز دانشجو


بهاره هدایت عضو دربند شورای مرکزی دفتر تحکیم در پیامی به مناسبت ١٦ آذر، روز دانشجو، با دانشجویان سخن گفته است.
به گزارش دانشجونیوز، بهاره هدایت در پیام خود ضمن تاکید بر ادامه ایستادگی در برابر مستبدان گفته است: "ساییده شدیم و نشکستیم و سر خم نکردیم. همچنان ایستاده ایم، اگر چه با دل های تنگ و بی قرار ، نظاره گر تلاش مستبدان برای تاراج گلدانی هستیم که ما و گذشتگانمان برای پروردنش، خون دل به سینه فرو خورده ایم."
بهاره هدایت در دیماه سال گذشته برای پنجمین بار بازداشت و پس از چندی در دادگاه به ۹ سال و نیم حبس محکوم شد. این حکم سنگین‌ترین حکم قضایی است که از ابتدای تاسیس اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشگاه‌های سراسر کشور (دفتر تحکیم وحدت) برای یکی از اعضای این تشکل‌ صادر شده است. وی در طول این مدت بارها به سلول انفرادی منتقل شده و همچنین بارها مورد بازجویی های سنگین همراه با فشار قرار گرفته است.
در پیام بهاره هدایت به مناسبت ١٦ آذر که در اختیار سایت دانشجونیوز قرار گرفته، وی ضمن بزرگداشت روز دانشجو گفته است: "میانمان حصار افکنده اند، اما در این سر هنوز هوای آن همه یار دبستانی است که دست در دست هم خواندیم و یاد مشت های گره کرده و فریادهاست که از گلو برکشیدیم که عشق میان ما را هیچ خشت و آهن و سنگی دیوار نمی تواند بود."
متن کامل این پیام به شرح زیر است:
زیاد نمی گذرد از واپسین خدانگهدار. از آن همه شور و فریاد مستانه که روزگاری با هم سر دادیم که برهانیم خود را از سیاهی. می خواستیم برداریم آن خیز بلند را تا کناره های آفتاب و عشق. می پنداشتیم که آخر، دوران محنت و رنج را نهایتی است و زود است که دست مردم این سرزمین باشد و دامان آزادی. تیر یکدلی بر کمان اتحاد کشیدیم و در میدان نابرابر دست های خالی را به نبرد هیولای استبداد بردیم. نه تنها در خیابان، که حتی به دل لشگر سکوت کشیدیم و با هر بی مهری بغضی بر اندوهی انباشتیم. تا روزی که از هر نفسی گل یاسی بروید یا که داوودی. دانشگاه را نه زندان، که گلستانی می خواستیم پر از تاق های خوش نگار عطرآگین، تا نسیم علم و آگاهی اش از مرزهای هر شهر و آبادی بگذرد. در رویای مان، هیچ سیم خارداری و آهنی دانشجویی را علامت ممنوع الورودی نمی داد. نامه محرمانه ممنوعیت از تحصیل به دست کسی نمی رسید، سایه وحشت از آسمان دانشگاه پر می کشید و استاد به زور چماق خانه نشین نمی شد. همکلاسی برای ارائه پاره ای توضیحات نمی رفت و «یار دبستانی» دیگر بوی حسرت نمی داد.
یاران دبستانی،
ساییده شدیم و نشکستیم و سر خم نکردیم. همچنان ایستاده ایم، اگر چه با دل های تنگ و بی قرار ، نظاره گر تلاش مستبدان برای تاراج گلدانی هستیم که ما و گذشتگانمان برای پروردنش، خون دل به سینه فرو خورده ایم. جفایی که امروز بر دانشگاه و تمامی قلمرو سرزمین مادری و فرزندانش می رود، آخرین تلاش های تاریک دلانی است که دیدگان بیدار جوانان این مرز پر گوهر، خواب آسوده از چشمان بی رمق شان ربوده و هر فریاد آزادی که برخیزد، کابوس آشفته رهایی ما را می بینند... ای کاش رویای شیرین ما کابوس کسی نبود. فغان که به نااهلانی گرفتار آمده ایم که حلقوم، جز به دروغ نمی گشایند و ما را آلوده نیرنگ و کینه یکدیگر می خواهند. مبادا که خود در مقابله با این پلشتی، ضمیر پاک به اتهام زنی و دروغ پردازی بیالاییم که گر چنین کنیم دریچه های قلب به نفرت گشوده ایم و خود گام در مسیر همان تیرگی نهاده ایم.
برادران صبور و خواهران دلیرم،
آذرماه بار دیگر آمده که به زمستانی دیگر پیوند خورد. آذری که ماه ما بود تا به قلب زمستان بزنیم. آذری که همیشه ماه ماست. دیوارهای سرد و سنگ زندان اوین، روزها و شب های بی پایانی است که بیهوده می کوشند میان من و شما جدایی بیفکنند. ولی این سینه همچنان تنگ ١٦ آذرهایی که با هم گذراندیم و بی قرار تمام روزهای سبز و آفتابی پیش روست. میانمان حصار افکنده اند، اما در این سر هنوز هوای آن همه یار دبستانی است که دست در دست هم خواندیم و یاد مشت های گره کرده و فریادهاست که از گلو برکشیدیم که عشق میان ما را هیچ خشت و آهن و سنگی دیوار نمی تواند بود. اندوه و تنهایی را به قلب من راهی نیست. چرا که همدلی هامان وامدار پاکی آیینه هاست. این شب ها و روزهای کشدار، غمگین و سرد، یقینا روزی برای همیشه پر خواهند کشید و شاخه های ترد و سبزرنگ امید، پیچک پنجره هایمان خواهند شد. بدون شک فردای روشن را در کنار هم نفس خواهیم کشید و گلدان ها را در وزش نسیم آزادی لب ایوان ها خواهیم گذاشت. ما در دانشگاه و سرزمینی که آزاد و آزاد و آزاد است به آسمان آبی خواهیم رسید و آن سلام دوباره معروف را به آفتاب خواهیم گفت. بیایید غبار را از ایوان ها بروبیم، آن روز نزدیک است. باور کنیم و آگاه و پر امید ایستاده بمانیم همچنان.
می آیم، می آیم، می آیم
با گیسویم، ادامه بوهای زیر خاک
با چشمهایم، تجربه های غلیظ تاریکی
با بوته ها که چیده ام از بیشه های آنسوی دیوار.....
می آیم، می آیم، می آیم
و آستانه پر از عشق می شود
و من در آستانه به آنها که دوست میدارند
و دختری که هنوز آنجا،
در آستانه پر عشق ایستاده، سلامی دوباره خواهم داد.......

دستگیری یکی دیگر از دانشجویان کرد دانشگاە تهران

سایت بیانی: طبق گزارشی کە بە سایت بیانی ارسال شدە است، آقای " حسن جولانی"، دانشجوی کارشناسی ارشد ریاضی محض دانشگاە تهران در تاریخ ١١ آبان ماە سال جاری در خیابان " ١٦ آذر" و نزدیک درب ورودی دانشگاە تهران توسط گروهی لباس شخصی بە داخل یک ماشین سفید رنگ هدایت و بە مکان نامعلومی منتقل شدە است. لازم بە ذکر است کە نامبردە از جملە کسانی است کە آذرماە سال گذشتە نیز دستگیر و زندانی شدە بود. بە گفتەی دوستان حسن جولانی، وی طی چند ماە گذشتە بارها از طرف بازجویان و ماموران وزارت اطلاعات مورد تهدید قرار گرفتە بود.

16 آذر؛ کروبی: دروغ، تزویر و ریا هیچگاه پایدار نیست

سایت «تغییر»: حجت السلام والمسلمین مهدی کروبی در پیامی به مناسبت روز دانشجو با تاکید بر مقاومت ورزی و ایستادگی در مقابل قانون شکنان و تمامیت خواهان، خطاب به جوانان و دانشگاهیان گفت: ” دروغ، تزویر و ریا هیچگاه پایدار نیست. لذا باید حضور خود را در صحنه حفظ کرد، چرا که خار چشم بدخواهان ملت ایران حضور در صحنه است.”
 متن پیام که برای انتشار در اختیار سایت تغییر قرار گرفت، بدین شرح است:
 بسمه تعالی
 جوانان و دانشجویان عزیز؛ اساتید محترم؛ دانشگاهیان گرامی؛ و ملت همیشه سرافراز ایران، ۱۶ آذرماه، روز دانشجو بر همه شما مبارک باد.
 ۱۶ آذر هر سال یادآور مبارزات خستگی ناپذیر دانشجویان با استبداد و استعمار طی سالیان طولانی است. این روز یادآور شهادت سه دانشجوی عزیز در راه ایستادگی و مقاومت بر مطالبات آزادیخواهانه و استعمارستیزانه ملت ایران است.
 دانشجویان پیش از انقلاب پیشتاز مبارزه با رژیم طاغوت بودند و نقش مهمی در تحولاتی که منجر به انقلاب اسلامی شد، ایفا کردند. پس از انقلاب نیز دانشجویان پرچم آزادی خواهی را رها نکردند و همواره چشم بیدار و پاسداران آزادی ، استقلال ایران و مدافعان آرمان های اصیل انقلاب اسلامی بودند. چه در حوادث انقلاب اسلامی که با رهبری امام مقابل رژیم ستم شاهی دوشادوش ملت مبارزه می کردند و چه در دوران ۸ سال دفاع مقدس که با تقدیم ۵۰۰۰ شهید سرافراز و صدها جانباز و ایثارگر نهال جمهوری اسلامی ایران را آبیاری و از آن حمایت کردند و چه در سالیان بعد از جنگ تا به امروز دانشجویان همواره منادی حقوق شرعی و قانونی ملت ایران بودند و نقش بارزی در تحولات مختلف طی این سه دهه  ایفا کردند.
 حضور جوانان و دانشگاهیان در تمامی صحنه ها چه در شکل گیری انقلاب، چه در دفاع مقدس و چه در سازندگی و آبادانی کشور، ناشی از دیدگاه ژرف امام به دانشگاه و دانشگاهیان بود. دانشگاه از منظر امام آنقدر اهمیت دارد که اگر نقش واقعی خود را نداشته باشد، همه چیز مملکت ازدست خواهد رفت. امام این اهمیت را اینچنین گوشزد کرده‏اند: “اگر دانشگاه را ما سست بگیریم و از دست برود، همه چیزمان از دستمان رفته است”
 لذا همیشه شاهدیم که دانشجویان و دانشگاهیان همواره در صف اول مبارزه با انحصارطلبی و قانون شکنی بودند و هیچ گاه ظلم و اجحاف در حق ملت بزرگ ایران را برنتافتند و البته متحمل هزینه های فراوانی شدند.
در دوران پس از انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته نیز که تمامیت خواهان از طریق مهندسی انتخابات، به زعم خود کشور را در اختیار گرفتند!، با واکنش جدی مردم مواجه شدند که به اعتراضات گسترده و تشکیل جنبش بزرگ اعتراضی مردم ایران منجر شد و جامعه دانشگاهی همیشه سرافراز ایران بار دیگر نقش برجسته ای را در مقاومت مقابل انحصارطلبان و ایثار و تلاش در راه بازگرداندن حق قانونی و شرعی ملت ایفاء کرد.
 عوامل مهندسی کردن انتخابات، از آن جا که خود به درستی می دانند، دانشگاه مبدا تحولات است، به جان علم و دانش افتاده اند تا مگر دانشجویان و دانشگاهیان را از آموختن و پرسشگری باز دارند. اساتید محترم که سرمایه های عظیم کشورهستند نیزمورد تهاجم این دگماتیسم ها قرار گرفتند. تعدادی از آن ها را به زندان افکندند و جمع کثیر دیگری نیز تنها به دلیل انتقاد و پرسشگری از دولتمردان، از دانشگاه ها حذف، اخراج و یا به اجبار بازنشسته شدند.
بدرستی جوانان و دانشگاهیان ما دریافتند که انتقاد، همان رکن اساسی پالایش هر نظام و حکومتی، لازمه اش استقلال و دوری گزیدن از نهاد قدرت و حکومت است و همین امر نیز خود موجبات رشد و بالندگی علم و دانش را فراهم می سازد.
 تمامیت خواهان بدلیل دست یابی نامشروع و غیراخلاقی به قدرت، چنان جایگاه خود را متزلزل یافته اند که فقط در اندیشه تثبیت و حفظ قدرت خود هستند و همین مساله آنان را با سوء مدیریت در عرصه های مختلف سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی مواجه ساخته که در اثر همین سوء مدیریت ها و داشتن نگرش دگم و غلط به جامعه، جوانان و دانشگاهیان، شرایط را برای زندگی، ادامه تحصیل و خدمت به میهن و کشور را برای بسیاری از جوانان عزیز ما سخت و ناگوار کرده اند.
 مع الاسف تحصیل که حقی خدشه ناپذیر است را از جوانان با استعداد و دانشجویان عزیز ما دریغ کرده اند و پیگیری کنندگان این حق مسلم را به سنگین ترین مجازات ها نواخته اند. تا آن جا که متاسفانه جمع زیادی از جوانان و دانشجویان برای ادامه تحصیل مجبور به ترک کشور شده اند. پدیده فرار مغزها که هر روز در اثر این سوء مدیریت ها تشدید می شود، خسران بزرگی برای ایران است، خسرانی که به مانند سایر مسایل سعی می شود کتمان شود!
مشخصا چنانچه مشکلات و انحرافاتی در ابعاد مختلف از جمله سیاسی، اقتصادی، معیشتی و اخلاقی برای آنانی که مجبور به ترک وطن گشته اند پدید آید و در تبلیغات گسترده استکبار دچار حوادث تلخی شوند، مسولیت دنیوی و اخروی آنان با متولیان کنونی است و در پیشگاه خداوند باید پاسخگو باشند.
 ولیکن مطمئنا جوانان ایران حتی اگر به خاطر شرایط دشوار و علیرغم میل باطنی خود، کشورشان را ترک کرده کنند، هر کجا که باشند، همچنان دغدغه آبادانی و آزادی واستقلال و سرافرازی ایران را دارند.
 اکنون که به روز دانشجو نزدیک می شویم، متاسفانه تعداد زیادی از فعالان دانشجویی در عین بی گناهی و تنها به جرم انتقاد و برای اینکه در مقابل قانون شکنی و دروغ ایستاده اند و آن را نفی کرده اند، در شرایط دشواری به سر می برند. عده ای زندانی، عده ای زندانی تبعیدی و بسیاری از حق مشروع و مسلم تحصیل محروم شده اند. اما دانشجویان همواره نشان داده اند که در شرایط سخت و دشوار همیشه پایداری و مقاومت ورزیده اند.
 فرزندان من، به عنوان فردی که در دوره های مختلف، عمر خود را به مبارزه با ظلم و خودکامگی گذرانده ام، چند نکته را از روی تجربه و دلسوزی یادآور می شوم:
 ۱٫  تجربه نشان داده که فضای ترس و خفقان باقی نخواهد ماند. دروغ، تزویر و ریا هیچگاه پایدار نیست. لذا باید حضور خود را در صحنه حفظ کرد، چرا که خار چشم بدخواهان ملت ایران حضور در صحنه است. تمامیت خواهان و انحصارطلبان به دنبال ناامید کردن مردم هستند، اما جایی که امیدواری و ایستادگی در مقابل آن ها وجود داشته باشد، مسلما مجبور به عقب نشینی خواهند بود.
 ۲٫  جنبش دانشجویی اگر چه به دلیل سیال بودن از طول عمر کوتاهی در هر دوره برخوردار است اما همواره از پتانسیل و ظرفیت های بالای جوانان مستعد برخوردار است. لذا ضمن عبرت و آموختن از نقاط ضعف و اشتباهات گذشته که البته بی شک ناشی از شور و اشتیاق جوانی است، باید با بهره گیری از تجربیات پر فراز و نشیب دهه های گذشته ی جنبش دانشجویی، به سوی تعالی حرکت کرد تا نقشی مفید و ارزنده مطابق آرمانها و ارزشهای اصیل انقلاب ایفاء کرده و آینده درخشان ایران را رقم زنید.
 ۳٫  ستاره دار کردن دانشجویان که در دولت نهم و دهم تداوم و تشدید یافت، راهی غلط و رویه ای ناصواب است که موجب شده تا تعداد زیادی از جوانان و دانشجویان از ادامه تحصیل در مقاطع مختلف باز بمانند. فرزندان من بدانید تحصیل حق مسلم شماست و این رویه ی غلط پایدار نخواهد ماند. روزی در همین نزدیکی ها شاهد تحصیلات آکادمیک آزاد خواهیم بود که همه ی جوانان با هر سلیقه ای را در دل خود جای دهد.
 ۴٫  حرکتهای اصلاحی سالیان اخیر، نقش جوانان و جنبش دانشجویی را به عنوان یکی از مهمترین “گروه های مرجع” در ایران تثبیت کرده است لذا در شرایطی که جامعه ما نیاز به روشنگری و آگاهی بخشی هرچه بیشتر و تبیین راهبردهای اصلاح طلبانه برای عموم شهروندان دارد و همانطور که بنیانگذار فقید آن امام خمینی یکی از وظایف دانشگاهیان را آگاه سازی ملت می داند، شما جوانان و دانشجویان و دانشگاهیان باید مانند همیشه با توکل به خدا و اتکا به پاکبازی و خلوص دلهایتان که خاصه جوانان و جامعه دانشگاهی ایران عزیزمان است، این مسوولیت را به گستره کشور و در جای جای نقاط ایران بسط و گسترش دهید. امروز ما نیازمند آگاهی بخشی برای عموم مردم ایران هستیم.
  جوانان و دانشجویان عزیز؛ ۱۶ آذرماه، روز دانشجو را به شما تبریک می گویم و اعلام میدارم شما عزیزان سرمایه های عظیم و بالقوه ی تحولات عظیم در کشورهستید، امیدتان به خدا باشد، بی شک آینده کشور از آن شما خواهد بود. و بدانید همچون گذشته مهدی کروبی در کنار شما خواهد بود و تا پایان ایستاده است.
 و در پایان، امیدوارم مسوولین و متولیان امور ضمن متوجه شدن اشتباهات خود، با آزادی هر چه سریعتر جوانان و دانشجویان، آرامش را به جامعه بازگردانند تا همگی شاهد بالندگی و سرافرازی میهن عزیزمان، ایران باشیم.

والسلام
مهدی کروبی
 ۱۳ آذرماه ۱۳۸۹

ابراز نگرانی نروژ نسبت به سلامتی نسرین ستوده

مدرسه فمینیستی: مدیر کل وزارت امور خارجه نروژ نگرانی اش را نسبت به سلامت نسرین ستوده، ابراز داشت.
اسپن بارث ایده، مدیر کل وزارت امور خارجه نروژ روز 24 نوامبر گفت کشورش به دقت روند دادگاه نسرین ستوده، وکیل و مدافع حقوق بشر را زیر نظر د ارد. نسرین ستوده یکی از وکلای برجسته حقوق بشر در ایران است که سابقه وکالت تعدادی از زندانیان سیاسی، نوجوانان محکوم به اعدام و بسیاری از فعالان حقوق زنان را در پرونده دارد.
نسرین ستوده از چهارم سپتامبر در بازداشت به سر می برد و همواره نگرانی هایی نسبت به سلامت او وجود دارد چرا که در طی دوران بازداشت خود دو بار دست به اعتصاب غذا زده است. آقای ایده معتقد است بازداشت یک مدافع حقوق بشر نقض مبانی حکومت قانون است.

باقی برای اجرای حکم زندان احضار شد

سایت سحام نیوز: عمادالدین باقی نویسنده ،پژوهنده و فعال حقوق بشر، بار دیگر به زندان می رود. در آخرین ساعات پیش از تعطیلات هفته گذشته یعنی روز سه شنبه ۹ آذر۱۳۸۹ فردی که اعلام کرد از اجرای احکام تماس می گیرد در تماس تلفنی به عمادالدین باقی اطلاع داد شنبه یا یکشنبه برای اجرای حکم زندان خود را به اجرای احکام معرفی کند. باقی که در هفته های اخیر به درمان دندان و جراحی لثه مشغول بود اعلام کرد برای به انجام رساندن برنامه پزشکی خود روز شنبه اقدام و یکشنبه خود را معرفی خواهد کرد که مورد موافقت فرد مذکور قرار گرفت اما او نگفت باقی برای اجرای کدام حکم احضار می شود. در تیرماه سال جاری دو حکم علیه باقی صادر شد. حکم اول، یک سال حبس و ۵سال محرومیت از فعالیت های رسانه ای و مدنی(انجمن ها و احزاب) در ارتباط با پرونده انجمن دفاع از حقوق زندانیان که دو سال پیش محاکمه آن در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست صلواتی برگزار شده بود . در این رای ، کمک های حقوقی و مالی به خانواده زندانیان جرم شناخته شده بود. حکم دوم یعنی ۶ سال حبس توسط شعبه۲۶ به ریاست پیرعباسی برای مصاحبه باقی با مرحوم آیت الله منتظری صادر شده بود که در پی درگذشت ایشان از تلویزیون بی بی سی و سپس سایر رسانه ها پخش شد. دو هفته پیش دادستان تهران اعلام کرد حکم باقی و سه فعال اصلاح طلب دیگر در دادگاه تجدید نظر تایید شده و آماده اجراست. با پیگیری های وکلای باقی مشخص شد رأی تأیید شده در تجدید نظر مربوط به پرونده انجمن دفاع از حقوق زندانیان بوده و پرونده دوم یعنی مصاحبه با آیت الله منتظری در شعبه ۵۴ تجدید نظر به ریاست قاضی موحد روی میز و در حال رسیدگی است.
با وجود اینکه طبق نص صریح قانون، ابلاغ احضاریه یا رأی دادگاه باید حضوری و کتبی باشد اما در روالی غیر قانونی احضارهای تلفنی به رویه ثابت قوه قضائیه تبدیل شده است و هیچ مرجع نظارتی در کشور به این رویه های خلاف قانون اعتراضی نمی کند. حقوقدانان معتقدند این رویه علاوه بر بی احترامی به قانون توسط نهادهای متولی قانون، از نظر امنیتی برای کشور خطرناک بوده و زمینه سوء استفاده های فراوانی را به وجود می آورد.
عمادالدین باقی در دهه گذشته درمجموع ۴ سال و نیم را به اتهامات سیاسی، مطبوعاتی و حقوق بشری در زندان گذرانده است و آخرین بار پس از انتشار مصاحبه با آیت الله منتظری بازداشت شد که ۵ ماه از ۶ ماه دوره بازداشت موقت را در سلول بسته گذراند. باقی در دوره گذشته بازداشت و دوره اخیر به دلیل قرار گرفتن در سلول بسته دچار عارضه تنفسی و تشدید بیماری دیسک کمر شد که به همین دلیل با نظر بهداری زندان اوین چند نوبت به بیمارستان منتقل شد.

۱۳۸۹ آذر ۱۲, جمعه

خطر جدی صدور حکم اعدام برای زندانی سیاسی زهرا بهرامی

بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" زندانی سیاسی زهرا بهرامی شهروند ایرانی –هلندی تبار قرار است روز یکشنبه 14 آذر ماه در شعبه 15 دادگاه انقلاب توسط صلواتی قاضی فرمایشی مورد محاکمه قرار گیرد.
 خانم زهرا بهرامی پس از نزدیک به 1 سال بلاتکلیفی در زندان  که بیش از 9 ماه آن را در بند 209 زندان اوین در بازداشت بسر برد.قرار است که روز یکشنبه 14 آذر ماه بر مبنای اتهامات زیر توسط صلواتی  مورد محاکمه قرار گیرد ؛محاربه،عضو انجمن پادشاهی،تبلیغ علیه نظام،اقدام علیه امنیت و همچنین داشتن مواد مخدر در منزل می باشد.
بنابه گفتۀ خانواده اش به احتمال زیاد خانم بهرامی توسط صلواتی  محکوم به اعدام خواهد شد.
خانم بهرامی اتهامات نسبت داده شده را رد می کند و به عباس جعفری دولت آبادی دادستان تهران و وکیل هلندی خود هم این موضوع را اعلام کرده است.
او در حال حاضر در بند متادون زندان اوین همراه با سایر زندانیان سیاسی زن در بازداشت بسر می برد.خانم بهرمی سال گذشت جهت دیدار با فرزندش به ایران مسافرت کرد و در اعتراضات گسترده مردم ایران در روز عاشور شرکت کرد که توسط مامورین وزارت اطلاعات دستگیر و ابتدا به زندان گوهردشت کرج و سپس به بند 209 زندان اوین منتقل شد. او در اثر شکنجه های جسمی و روحی وادار به اعترافات تلویزیونی علیه خود شد که از تلویزیون دولتی پخش گردید.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، نسبت به صدور حکم اعدام برای این زن زندانی هشدار می دهد و از کمیسر عالی حقوق بشر ،دولت هلند و سایر مراجعه بین المللی خواستار اقدامات لازم برای جلوگیری از صدور حکم ضد بشری اعدام علیه این زن زندانی است.
12 آذر 1389 برابر با 03 دسامبر 2010
گزارش فوق را به سازمانهای زیر ارسال گردید:
وزارت امور خارجه هلند
کمیساریای عالی حقوق بشر
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل
گزارشگران ویژه زنان، شکنجه و دستگیریهای خودسرانه سازمان ملل متحد

در مذاکرات اتمی، وضعیت نگران کننده حقوق بشر را فراموش نکنید

گزارشگران بدون مرز: در آستانه آغاز مذاکرات در باره برنامه‌ی هسته‌ای ایران، گزارش‌گران بدون مرز نگرانی عمیق خود را از وضعیت آزادی بیان اعلام و از نمایندگان جامعه جهانی می‌خواهد وضعیت حقوق بشر در ایران در دستور این مذاکرات قرار گیرد.
گزارش‌گران بدون مرز در نامه‌ای به تاریخ ٢١ اکتبر ٢٠١٠ به وزرای خارجه کشورهای مذاکره کننده ( آلمان، چین، ایالات متحده امریکا،فرانسه، انگلستان و روسیه) "نگرانی عمیق خود را از وضعیت آزادی بیان در ایران اعلام کرد و خواهان توجه کشورهای مذاکره کننده با جمهوری اسلامی ایران به دستگیری و صدور احکام سنگین زندان برای وب‌نگاران و روزنامه‌نگاران و شرایط نابسامان بازداشت زندانیان شد.
گزارش‌گران بدون مرز در این نامه با تاکید :« این مذاکرات فرصتی است برای طرح موضوعات بنیادین در ارتباط با حقوق بشر و به ویژه آزادی بیان در ایران است» نوشته است « از ٢٢ خرداد ١٣٨٨ و در پی سرکوب اعتراض‌های گسترده به انتخاب مجدد محمود احمدی نژاد، صدها زندانی در شرایط غیر انسانی و تحقير آميز، در زندان‌های ایران نگاه‌داری می‌شوند. و ابتدایی‌ترین حقوق آنها از جمله حق بهره‌مند شدن از درمان پزشکی مناسب پایمال می‌شود. در ماه‌های اخیر دو وب‌نگار زندانی حسین درخشان و حسین رونقی ملکی به ١٩ و ١٥ سال زندان محکوم شده‌اند. ما خواهان توجه به شرایط نابسامان بازداشت‌شدگان هستیم. بسیاری از آنها از نظر جسمی و روحی به شدت بیمار هستند و از حق دسترسی به درمان مناسب محروم شده‌اند. محمد صدیق کبودوند، عیسی سحرخیز و هنگامه شهیدی از جمله روزنامه‌نگارانی هستند که به شدت بیمار و در طی مدت بازداشت خود بارها در درمانگاه‌های زندان‌های اوین و رجایی شهر بستری شده‌اند.
« از سوی دیگر، از ۱۹مهر ماه سال جاری دو خبرنگار آلمانی در ایران در بازداشت بسر می‌برند. عالی‌ترین مقامات قضایی ایران آنها را به جاسوسی متهم کرده اند. در حالی که این دو روزنامه‌نگار فقط وظیفه اطلاع رسانی خود را در کشوری انجام داده‌اند که دولت آن اجازه پوشش خبری آزادنه‌ی هیچ رویدادی را نمی‌دهد و به شکل جدی مانع ورود روزنامه‌نگاران خارجی به کشور می‌شود.»
در این نامه گزارش‌گران بدون مرز بیلانی نگران کننده از وضعیت آزادی بیان و مطبوعات در ایران ارائه کرده است. «جمهوری اسلامی ایران وب‌نگاران و رسانه‌ها جدید را نیز همچون روزنامه‌نگاران به لیست "دشمنان" خود اضافه کرده است. آنها نیز قربانی سانسور نظام یافته و پیگرد قضایی شده‌اند. در سراسر کشور بسیاری از روزنامه‌نگاران و وب‌نگاران به شکل غیر قانونی دستگیر می‌شوند، بسیاری از آنها قربانی بدرفتاری شده‌اند. بسیاری از آنها مجبوز به ترک کشور خود شده‌اند. امروز ایران با ٢٦ روزنامه‌نگار، ٩ وب‌نگار و ١ همکار مطبوعاتی زندانی، بزرگترین زندان حرفه‌کاران رسانه‌ها در خاورمیانه است.
«در این مذاکرات گروه ١+٥ نماینده حامعه جهانی است گزارش‌گران بدون مرز از نمایندگان این شش کشور می‌خواهد از مقامات ایران خواهان آزادی روزنامه‌نگاران و وب‌نگاران زندانی و همه‌ی زندانیان عقیدتی در ایران شوند. ما می‌خواهیم موضوعاتی چون احترام به آزادی‌های بنیادین و حقوق بشر نیز به شکل موازی در کنار مسائل علمی و اقتصادی در این مذاکرات طرح شوند.»

بهروز جاوید تهرانی را تهدید به حذف فیزیکی کردند

بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" در پی افشای فیلم شکنجه های ضدبشری که سال گذشته در بند 1 زندان گوهردشت کرج روی داد  و  در آن اظهارات زندانیانی مانند بهرام تصویری ،محسن بیک وند،سامان محمدی در مورد تجاوز جنسی  با باتون ، شکستن دست و پای زندانیان و سایر اعمال ضد بشری را تشریح می کردند. انعکاسی گسترده وموجی از خشم و نفرت در ایران و جهانیان برانگیخت. این مسئله باعث شد که یکی از شعبه های بازپرسی دادگاه انقلاب کرج را ناچار کند  تا در مورد آن تحقیق نماید.
در این راستا روز پنجشنبه 11 آذرماه  زندانی سیاسی بهروز جاوید طهرانی یکی از شاهدان این جنایت برای تشریح مشاهدات خود به شعبۀ 14 بازپرسی دادگاه انقلاب ناحیۀ 3 کرج فراخوانده شد. زمانی که آقای جاوید تهرانی عازم بازپرسی دادگاه بود یکی از بازجویان وزارت اطلاعات با لحن تهدید آمیزی او را خطاب قرار داد  و گفت:«جاوید حواست باشه توی دادگاه چه میگویی ،تو 11 ماه دیگر مهمان مایی و میتونه هر اتفاقی برایت بیفتد».
همچنین زمانی که او را به دادگاه منتقل می کردند 2 افسر پاسدار به نام های مهران آقایی و امیر مختاری سعی داشتند که به او پابند بزنند که با مخالفت شدید آقای جاوید طهرانی مواجه شد و ناچار به عقب نشینی شدند. این دو پاسدار سپس اقدام به تهیۀ گزارشی دروغین نمودند که در آن ذکر شده است که با آنها برخورد فیزیکی داشته است.
زندانی سیاسی بهروز جاوید طهرانی تمامی مشاهدات خود را که حاکی از شکنجه های قرون وسطایی و ضدبشری بود تشریح کرد و همچنین تهدیدات بازجوی وزارت اطلاعات را یادآور شد. سپس زندانیان که مورد شکجه قرار گرفته بودند مانند؛محسن بیک وند،سامان محمدی،حسن شریفی و بهرام تصویری برای تشریح شکنجه ها به بازپرسی آورده شدند. این 4 زندانی تهدید شده بودند در صورت افشای شکنجه ها آنها را به قتل خواهند رساند.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، تهدید به حذف فیزیکی زندانیان سیاسی و سایر زندانیان به صرف افشای شکنجه های قرون وسطایی را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی خواستار اقدامات عملی برای پایان دادن به جنایت علیه بشریت در ایران است.
12 آباد 1389 برابر با 03 دسامبر 2010
گزارش فوق را به سازمانهای زیر ارسال گردید:
کمیساریای عالی حقوق بشر
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل

حمله به دفتر دانشجويی در دانشگاه چمران اهواز


دانشجونیوز: صبح روز چهارشنبه مورخ ۱۰ اذر ۸۹ معاون و چند تن از ماموران حراست دانشگاه شهيد چمران اهواز با شكستن قفل درب انجمن اسلامي دانشكده اقتصاد و علوم اجتماعي، به اين دفتر وارد شده و اقدام به تفتیش و تخریب اموال آن کردند.
مامورین حراست پس از تفتیش فایل ها، کمد ها و کامپیوتر های انجمن اسلامي دانشكده اقتصاد و علوم اجتماعي را تخریب کردند. ماموران حتی پوستر ها و روزنامه های چسبانده شده به دیوار را نیز پاره کردند. پس از این حمله به دفتر انجمن اسلامی، نیروهای حراست قفل های دفتر را تعویض کرده و از ورود دانشجویان به آن جلوگیری نموده اند.
گفتنی است نیروهای حراست دانشگاه تا کنون چندین بار قصد تخلیه و تصرف دفتر انجمن اسلامی دانشکده اقتصاد را داشته اند اما هنوز مشخص نیست هدف از این هجوم ناگهانی در آستانه روز دانشجو چه بوده است.

عدم تحویل وسایل شخصی کیوان صمیمی در زندان اوین


خبرگزاری هرانا - مسئولین زندان اوین برای تحت فشار قرار دادن کیوان صمیمی، زندانی سیاسی محبوس در زندان رجایی شهر کرج داروها و وسایل شخصی وی را به او تحویل ندادند.
بنا به اطلاع گزارشگران خبرگزاری حقوق بشر ایران "هرانا" وی که چندی پیش به علت اعتراض به شرایط بد زندان به یکی از مسئولین زندان اوین به نام "سوری" از بند امنیتی 350 زندان اوین به زندان رجایی شهر کرج تبعید شد.
مسئولین زندان اوین برای تحت فشار قرار دادن وی داروها و وسایل شخصی او را در حین ترک این زندان به او تحویل ندادند.
کیوان صمیمی در 23 خرداد سال گذشته بازداشت و در 13 بهمن همان سال به اتهام تبلیغ علیه نظام، و اجتماع و تبانی برای برهم زدن امنیت ملی به شش سال حبس به علاوه محرومیت مادام العمر از فعالیتهای سیاسی محکوم شد.

احضار و محکومیت یکباره ۵۰ دانشجوی علم و صنعت


سایت کلمه: دست‌کم پنجاه دانشجوی دانشکده برق دانشگاه علم و صنعت به علت آنچه شرکت در اردوی مختلط با دیگر دانشجویان عنوان شده، به کمیته انضباطی احضار و به یک ترم محرومیت از تحصیل محکوم شده‌اند؛ محرومیتی که برای برخی دانشجویان به معنای بازماندن از ادامه تحصیل است.
کمیته انضباطی دانشگاه علم و صنعت در اقدامی بی‌سابقه و عجیب، ضمن احضار ۵۰ دانشجوی دانشکده برق، برای هر یک از آنها حکم یک ترم محرومیت از تحصیل صادر کرده است. بهانه این حکم، شرکت در اردوی مختلط اعلام شده است!
منابع دانشجویی در این باره گفته‌اند که بعد از شرکت جمعی از دانشجویان دانشکده مهندسی برق دانشگاه علم و صنعت ایران در اردوهای دانشجویی که بدون هماهنگی با دانشگاه صورت گرفته است، عکس های این اردوها توسط اعضای بسیج دانشجویی این دانشکده در اختیار «احمد چلداوی» رییس دانشکده قرار گرفته و با اصرار او و نیز «محمد سلیمانی» وزیر مخابرات دولت نهم برای برخورد با شرکت کنندگان در این اردوها، کمیته انضباطی دانشگاه در اقدامی بی‌سابقه، با همکاری حراست و بسیج و پس از شناسایی دانشجویان از روی تصاویر، تمامی آنها را بعد از احضار، طی احکامی به یک ترم محرومیت از تحصیل محکوم کرده است.
این گزارش حاکی است، والدین بسیاری از این دانشجویان با مراجعه به کمیته انضباطی دانشگاه، ضمن اعتراض به این نحوه برخورد مسئولین دانشگاه، اعلام کرده‌اند که این برنامه‌ها با هماهنگی خانواده‌ها بوده و ارتباطی به دانشگاه ندارد. اما مسئولان دانشگاه بر تصمیم خود برای برخورد با دانشجویان اصرار ورزیده‌اند.
بر اساس این گزارش، تعدادی از این دانشجویان با توجه به اتمام دوره تحصیل خود در سال تحصیلی گذشته و قبول شدن در دوره کارشناسی ارشد، به علت صدور حکم محرومیت از تحصیل، با مشکلاتی بر سر راه ادامه تحصیلشان در مقطع بالاتر مواجه شده‌اند. همچنین تعدادی از این دانشجویان که به عنوان دانشجوی ممتاز و بدون کنکور در مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه علم و صنعت پذیرفته شده بودند، از این حق خود محروم شده‌اند. بخشی از این دانشجویان نیز که در دانشگاه های دیگر در مقطع کارشناسی ارشد پذیرفته شده و مشغول تحصیل هستند، با احکام اخیر از ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد باز می‌مانند.
لازم به ذکر است که احضار دانشجویان دانشکده برق دانشگاه علم و صنعت به کمیته انضباطی همچنان ادامه دارد و در چند روز اخیر هم تعدادی از دانشجویان این دانشکده به همین بهانه به کمیته انضباطی احضار شده‌اند.

شکنجه فعال سندیکایی برای گرفتن اعترافات دروغین


بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران"  فعال سندیکایی شرکت اتوبوس رانی تهران و حومه  غلامرضا غلامحسیی در سلولهای انفرادی بند سپاه شکنجه گاه وزارت اطلاعات تحت شکنجه های جسمی و روحی برای گرفتن اعترافات دروغین قرار دارد. صدای ضرب وشتم و فریادهای آقای غلامحسینی در طی شبانه روز در بند توسط سایر زندانیان شنیده می شود.
از طرفی دیگر از زمان ربودن آقای غلامحسینی تاکنون خانواده وی از وضعیت وشرایط او بی خبر هستند.مراجعات خانواده آقای غلامحسنی به دادگاه انقلاب،دادستانی کرج و اداره اطلاعات با این پاسخ مواجه هستند که بازجویی او هنوز تمام نشده است.اداره اطلاعات کرج از بازپس دادن مدارک شناسایی اعضای خانواده،دفترچه بانک که به آن نیاز مبرم برای برداشت پول جهت امرار معاش خود دارند خوداری می کند.
یکی از شیوه های جدید و غیر انسانی وزارت اطلاعات که اخیرا علیه اکثر فعالین سندیکایی بکار می برد ضبط مدارک شناسایی اعضای خانواده ، کارت و دفترچه بانکی و همچنین دستور مصدود کردن حساب بانکی آنها را صادر می کنند تا خانواده های فعالین سندیکایی نتوانند از حساب بانکی خود پول برداشت کند و به لحاض معیشتی تحت فشار قرار گیرند.
فعال سندیکایی توسط سر بازجو محبی و بازجوی دیگری بنام رضا عرفانی تحت بازجویی و شکنجه جسمی و روحی قرار دارد. محبی از مسئولین رده اول اداره اطلاعات کرج می باشد و از سربازجویان بند سپاه در زندان گوهردشت کرج است . این فرد دستور دستگیری ، شرکت در بازجویی و شکنجۀ فعالین دانشجویی،زنان،سیاسی،کارگری ،وبلاگ نویسان ، دارویش و سرکوب مردم در کرج را به عهده دارد و از جنایتکاران علیه بشریت در کرج است.
فعال سندیکایی غلامرضا غلامحسینی 44 ساله درروز  12 آبان ماه  در یکی از خیابانهای کرج ربوده شد و به بند سپاه شکنجه گاه وزارت اطلاعات منتقل گردید. او در جریان اعتصابات و اعتراضات گسترده کارکنان شرکت واحد تهران در سال 84 دستگیر وچند هفته در زندان اوین در بازداشت بسر برد و نزدیگ به 4 سال از کار تعلیق شد. آقای غلامحسینی حدودا 8 ماه پیش پس از صدور حکم بازگشت به کار اداره کار توانست به محل کار خود بازگردد ولی  2 مردادماه مجددا به بهانه های واهی از کار تعلیق شد.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران ،ربودن،شکنجه و ایجاد محدودیتهای مالی برای  خانواده های آنها  را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر ، سازمان جهانی کار و تمامی سندیکاههای کارگری جهان  خواستار مداخله برای آزادی بی قید و شرط فعالین سندیکایی در ایران است.
12 آباد 1389 برابر با 03 دسامبر 2010
گزارش فوق را به سازمانهای زیر ارسال گردید:
کمیساریای عالی حقوق بشر
سازمان جهانی کار
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل

پخش پوستر یاران در بند دانشگاه علامه در آستانه ۱۶ آذر

دانشجونیوز: دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی در آستانه فرا رسیدن روز دانشجو (۱۶ آذر)، اقدام به توزیع پوستر یاران در بند این دانشگاه مهديه گلرو ، مجيد دری و آرش صادقی در دانشکده ادبیات کردند.
در روزهای اخیر دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی با پخش تراکت هایی که تصویر سه دانشجوی در بند این دانشگاه بر روی آنها نقش بسته به استقبال روز دانشجو رفته اند. فعالیت ها در دانشگاه های کشور در آستانه ۱۶ آذر و طی روز های اخیر در حالی افزایش می یابد که تقریبا در تمام دانشگاه های بزرگ فضایی امنیتی حاکم است.
پیش از این دانشجویان دانشگاه های تهران، علم و صنعت، پلی تکنیک، فردوسی مشهد، خواجه نصیر، بین المللی قزوین، شهرکرد، آزاد علوم تحقیقات و … با انجام فعالیت های همچون توزیع عکس دانشجویان زندانی، فراخوان برای بزرگداشت روز دانشجو و همچین در برخی از دانشگاه ها پخش نشریات تک صفحه ای مانند "دانشجو" ، "کلمه" و "اعتماد ملی" به استقبال روز دانشجو رفته اند. گفتنی است که در برخی از دانشگاه ها نیز دانشجویان اقدام به دیوار نویسی کرده اند.
به نظر میرسد که فعالیت های دانشجویان در فضایی کاملا بسته و جو سرکوب موجود در کشور، نشان دهنده پویایی و دینامیک جنبش نوین دانشجویی در ایران است.

پیام مهدیه گلرو از اوین:دانشگاه باید زنده بماند


شهرزادنیوز: مهدیه گلرو، فعال دانشجویی که یک سال است در زندان بسر می‌برد، به مناسبت 16 آذر پیام کوتاهی به دانشجویان فرستاد و گفت ما دانشجویان زندانی نیز روز 16 آذر را گرامی خواهیم داشت.
پیام مهدیه گلرو که توسط هرانا منتشر شده، به این شرح است:
"یاران دبستانی من، اگر در سال ۳۲ سه نفر دانشجو کشته شدند امروز ده‌ها دانشجو در بند هستند. هر چند که این روزها هزینه حرف زدن خیلی سنگین است اما باید به قیمت دانشگاه شدن اوین، دانشگاه آخرین سنگر آزادی زنده بماند. و بدانید که ما نیز در کنار شما در روز ۱۶ آذر یار دبستانی را زمزمه خواهیم کرد."
مهدیه گلرو که از دانشجویان محروم از تحصیل و از اعضای شورای دفاع از حق تحصیل بود، روز ۱۱ آذر ماه ۱۳۸۸ همراه همسرش، وحید لعلی‌پور، بازداشت و به سلول‌های انفرادی زندان اوین منتقل شد. همسر او پس از چند ماه آزاد شد اما مهدیه هنوز در بازداشت است. او از ماه گذشته به بند متادون زندان اوین که محل نگهداری زندانیان خطرناک است، منتقل شده و اجازه تماس با خانواده خود را ندارد.

درباره دموکراسی – حشمت الله طبرزدی

اگرچه دموکراسی به معنای حاکمیت مردم یا پذیرش حکومت مردم بر مردم در مقابل حکومت فرد، خانواده، طبقه، صنف و ایدئولوژی بر مردم بوده و به این مفهوم واژه ای آشکار است اما در عین حال واشکافی این واژه نیاز هر از چند گاهی به ویژه در کشورهایی است که در پی تحریف مفهوم آشکار این واژه اند .
می توان گفت دموکراسی بیش از آن که ایدئولوژی یا مکتب باشد، روش است . اگر چه مفهوم آن نوعی ارزش گذاری و یا جانب داری بدست می آید . برای این که هرگاه بر " دمو- کراسی" تأکید می شود، پیشاپیش اصلی به نام حقانیت یا مشروعیت یا بهتر بگویم تنها حقانیت منشاء هر نوع حکومت نیز پذیرفته شده است . زیرا از مفهوم آن چنین بر می آید که فقط مردم می توانند بر مردم یا بر خود حکومت کنند . تنها حکومت خوب یا حکومت حق، حکومتی است که بر آمده از رای یا خواست مردم باشد . بنابراین پیش فرض دموکراسی، پذیرش رای، خواست و رضایتمندی مردم بعنوان مبنای خوب بودن یا حقانی بودن هر نوع حکومت است .
دموکراسی البته می پذیرد که مغهومی بشری با کارکردی عرفی و نسبی است . مدعی نیت بدون عیب و نقص است اما به شدت با هر نوع ریاکاری در همین حوزه و در برخورد با دموکراسی مخالفت می ورزد . از دیدگاه دموکراسی خواهی، اخلاق دموکراتیک حکم می کند، فرد یا گروه دموکرات به راستی مبنای دموکراسی را پذیرفته باشد . یعنی رضایتمندی، خواست و رای مردم را تنها معیار حکومت خوب بشناسد . نه این که دموکراسی را به دموکراسی خوب و دموکراسی بد بخش نماید و ملاک این خوب و بد را از بیرون فرهنگ دموکراتیک مثلا از راه ایدئولوژی گرایی یا صنف گرایی به درون آن تعبیه نماید .
برخی ایدئولوژی گرایان منفعت خواه یا قدرت طلب در برخورد با دموکراسی و رای مردم دست به چنین گزینش ها و التقاط های ریاکارانه می زنند تا از میوه ی دموکراسی برای بی اعتبار سازی اصل دموکراسی بهره ببرند، که به نمونه هایی از آن اشاره خواهیم داشت .
پیش از ادامه ی بحث اصلی، خوب است این نکته را مورد توجه شما خواننده گرامی قرار دهم که اخلاق دموکراتیک صرفا به حوزه ی حکومت محدود نمی شود . حداقل می توان پذیرفت دموکراسی خواهی به دلیل روشی مطلوب و موفق در اداره ی کشوره، زاینده ی نوعی اخلاق اجتماعی و فردی نیز هست . در اینجا اخلاق به مفهوم سنت های فردی – اجتماعی است . دموکراسی بعنوان روش خوب، به وجود آورنده ی اخلاق و ارزش های مربوط به خود است که بدون توجه به این کارکرد نمی توان دموکرات واقعی بود . از منظری  متفاوت کارآمدی یک روش خوب، به وجود آورنده ی سنت های خوب متناسب با جوهره ی آن روش کارآمد نیز هست .
به حق خود راضی بودن، احترام به حقوق دیگری، بالابردن آستانه ی تحمل خود در مقابل دیگری، منعطف بودن، صلح طلب بودن، پرهیز از تمامیت خواهی و مطلق اندیشی، جزء فرهنگ و اخلاقی است که دموکراسی تولیدگر آن و در عین حال دموکرات بودن نیازمند عمل به چنین اخلاقی است .
زندگی فردی و اجتماعی آزمون خوبی است تا معلوم کند چه کسی دموکرات یا غیر دموکرات است . آدم هایی که مدعی دموکراسی خواهی هستند، با آدم های خوب با مفهوم پیش تر بیان شده باشند . آدم هایی که حقوق دیگری را عملاً به رسمیت شناخته، اهل صلح و مدارا هستند و تسامح و تساهل را بر خود یا دیگری رعایت می نمایند، حتما آدم های دموکراتی اند . آدم هایی خود خواه، متعصب، جزم اندیش، ستیزه خو، مطلق اندیش و تمامیت خواه نه در زندگی فردی و خانوادگی، نه در زندگی حزبی و اجتماعی و نه در امور سیاسی و حکومتی، اصلا دموکرات نیستند حتی اگر ادعای دموکراسی خواهی داشته باشند .
به نظر من، ما مردم ایران به دلیل ساختارهای سیاسی حاکم و سنت های فرهنگی – اجتماعی دیرپا، کمتر دموکراتیزه شده ایم . حکومت های غیر دموکراتیک، بر گرفته از اخلاق غیر دموکراتیک ماست و در عین حال، رفتار غیر دموکراتیک همین حکومت های غیر دموکرات، در غیر دموکراتیک سازی ما، نقش اساسی داشته است . هر گاه در رفتار فردی، خانوادگی، سازمانی و سیاسی خود اخلاق دموکراتیک را مد نظر قرار داده و برای عقاید، رفتار، منافع و حقوق دیگران حتی اگر این دیگران رقبای سرسخت و یا دشمنان ما بودند، احترام قایل شدیم، می توانیم ادعا کنیم دموکراسی خواه هستیم . گسترش ایدئولوژی نفرت، رقابت هاب تخریبی و ناسالم، تبلیغ خشونت ورزی و جزم اندیشی با اخلاق دموکراسی خواهی سازگاری ندارد . اعم از این که چنین رفتاری از اپوزیسیون سر بزند یا از یک تشکل مدنی و یا در رفتار خانوادگی بروز داده شود .
ناگفته نماند حکومت های غیر دموکرات، اگر چه رسوب دهنده ی فرهنگ غیر دموکراتیک اند اما در مواردی با رفتار تمامیت خواهانه بصورت ناخواسه ممکن است به دموکراسی خواهان مدد برسانند . برای این که همین حکومت ها با رفتار غیر دموکراتیک، جامعه را به سمت اخلاق دموکراتیک پی می برند . ضمن این که برای افراد و بیش از پیش آزموده شوند و ارزش های دموکراتیک را در رفتار خود نهادینه سازند . فرهنگ دموکراسی خواهی با مبارزه دایم، بی امان اما دموکراتیک با حکومت های غیر دموکرات، عمیق، گسترده، شفاف و پایدار خواهد شد . حکومت غیر دموکرات به همان اندازه که در برابر دموکراسی خواهان از خود، مقاومت و نا خویشتنداری نشان داده و پیروزی قطعی دموکراسی خواهان را به عقب می اندازد، به همان اندازه این فرصت را در اختیار شهروندان و نهادهای مرجع، قرار می دهد تا بیشتر دموکرات شوند . اگر از این منظر به انقلاب زودرس بهمن 1357 نگاه شود، به خوبی نشان داده خواهد شد ارزش های دموکراتیک به اندازه کافی نهادینه نگردیده بود که انقلاب به سرعت به ضد خود تبدیل شد . اگر صلح طلبی، مدارای سیاسی و احترام به حقوق مخالف، رقیب و منتقد، فرهنگ اصیل انقلاب و انقلابیون می بود، انقلاب به فاجعه منجر نمی گردید .
چنان چه پیشتر گفتم، نیت اصلی من از نگاشتن این متن طرح ارزش های دموکراسی در رفتار شهروندان و اپوزیسیون نبود . اگرچه از دیدگاه من، یکی از مهم ترین مسایل ما در شرایط کنونی و آینده همین مساله است . باید یاد بگیریم چگونه به سنت های غیر دموکراتیک اخلاقی، عقیدتی و فرهنگی مبارزه کنیم، اما مساله ای را که می خواستم مد نظر قرار بدهم ریا کاری برخی حکومت ها در برخورد با دموکراسی است .
برخی حکومت ها مثل همین" جمهوری اسلامی" حاکم بر ایران، با دموکراسی برخورد صادقانه ای ندارند . به همین دلیل فقط از میوه ای دموکراسی بهره می گیرند، اما حقانیت آن را به رسمیت نمی شناسند . اگر فرصت پیدا کنند، حتما " جمهوری اسلامی " را به " حکومت اسلامی " تغییر می دهند تا با منویات آنان سازگار باشد . برای این که مطابق ایدئولوژی  حاکم ( که لزوما با دین مترادف نیست . )، حقانیت حکومت نه بر گرفته از رأی و رضایتمندی مردم ( پیش فرض دموکراسی ) که بر گرفته از رأی فقیهان حکومتی به نمایندگی از سوی خدا ( و نه مردم ) است . به اصطلاح به " تئوکراسی " در مقابل " دموکراسی " باور دارند . در ساختار تئوکراتیک یا حکومت فقیهان یا حکومت ولی فقیه، این مردم نیستند که به حکومت حقانیت یا به تعبیر خودشان مشروعیت می دهند، بلکه مشروعیت از قوانین فقهی و ایدئولوژیک ناشی شده و مردم با پشتیبانی از این نوع حکومت راه رستگاری را بر خود هموار می کنند ! بنابراین " حکومت اسلامی " یا " جمهوری اسلامی " از نوعی که در ایران حاکم است، به هیچ وجه با " جمهوری " یا دموکراسی سازگاری ندارند . ناسازگاری بنادین در منشاء حقانیت بخشی به این دو نوع از حکومت متضاد نهفته است .
در حکومت اسلامی ساز و کار شکل گیری و تداوم حاکمیت، از اراده ی فقیهان  نشأت می گیرد . چنان چه مجلس خبرگان ولی فقیه، ناظر بر چنین سازو کاری است . اما در دموکراسی های شناخته شده ی جهان، ساز و کار شکل گیری و تداوم حاکمیت از اراده ی آحاد شهروندان سرچشمه می گیرد . در دموکراسی، رأی مردم ملاک اصلی برای حقانیت حاکمین است اما در حکومت دینی، این اراده ی فقیه است که ارجحیت دارد .
دموکراسی برای به دست آوردن رأی واقعی شهروندان، ساز و کاری علمی و منطقی ارائه می دهد . همواره تلاش می کند این ساز وکار را روزآمد تر کند تا کارآمدی آن را بالا ببرد . پیش از هر چیز، آگاهی و دانایی شهروند از حقوق اساسی خود را مبنای یک جامعه ی دموکرات قرار می دهد . این آگاهی را مبنای یک جامعه ی دموکرات قرار می دهد . این آگاهی، آگاهی فرد، صنفی، جنسیتی، قومی، طبقاتی و اجتماعی را در بر می گیرد . سپس شهروندان را بر می انگیزاند تا از راه تشکل های مدنی، صنفی، سیاسی و یا جنبش های اجتماعی برای مطابله ی حقوق اساسی خود تلاش کنند . از آنجا که حق را امری مضمونی، نسبی و عرفی می داند، رسیدن به آن و نیز کمال بخشی به حقوق مضمونی را از راه رقابت با یکدیگر و در عین حال به شراکت گذاردن آن می داند .
در یک نظام دموکراتیک، چند صدایی و چند حزبی جایگزین تک صدایی می شود . عملا حکومت از پایین به بالا و توسط همین نهادهای مدنی، جنبش های اجتماعی، احزاب سیاسی، اتحادیه ها و سندیکاها شکل می گیرد و به دموکراسی پارلمانی، یا ریاستی و یا پادشاهی منجر می شود . نمونه ی دموکراسی ریاستی در امریکا و فرانسه، پادشاهی در انگلستان و دموکراسی پارلمانی در آلمان است . این نوع دموکراسی ها، بر گرفته از خواست آحاد شهروندان است و همگی در ساز و کاری علمی به وجود آمده و گسترش یافته اند . حکومت خود را نه نماینده ی امری ماورایی که نماینده ی مردم می داند و نه قیم آنها . رأی مردم را تزیینی نمی داند و این رأی را نمایانگر یک حق که در نسبت به آرای سایر شهروندان اعم از رییس و مرئوس، فقیر و غنی، زن و مرد، بی دین و با دین، سیاه و سپید، برابر است به شمار می آورد .
اما شبه دموکراسی ها، یا دموکراسی های ریاکارانه و یا حکومت های تئوکراتیک که خود را به نا حق نماینده ی نیرویی ماورایی و نه مردم به حساب می آورند، به هیچ یک از ارزش های دموکراتیک و ساز و کار مربوط به آن باور ندارند . برای نمونه می توان از نظام حاکم بر ایران نام برد . این حکومت پایه خود را بر جهل مردم استوار کرده است . نه این که با نظام آموزش و پرورش یا نظام آموزش عالی مخالفت داشته باشد، بلکه سعی آنها بر این است که مردم به حقوق اساسی خود آگاه  نباشند . حتی از اصول مربوط به حقوق اساسی ملت، مذکور در قانون اساسی  راحت گذشته یا آنها را در سایه ی قدرت مطلقه ی فردی قرار می دهند . اگر شهروندان تلاش کنند از طریق تشکیل اتحادیه، انجمن، سندیکاها و احزاب مستقل، حقوق صنفی، اجتماعی یا سیاسی خود را مطالبه نمایند و البته چنانچه این تلاش مستقل از اراده ی حکومت انجام گیرد، حتما سرکوب خواهند شد .
بنابراین نا آگاهی نسبت به حقوق اساسی و عدم هرگونه تلاش برای دستیابی به این حقوق پایه ی اصلی حکومت هایی است که به دموکراسی باور ندارند . آنها فقط حق دارند به حقوقی آگاهی پیدا کنند که از آن به حق الله یاد می کنند . برای این که هر اندازه این حقوق پر رنگ تر باشد، حقانیت حاکم برای دفاع از این حقوق و گسترش آن بیشتر خواهد شد . حق ویژه مطلق و غیر مشارکتی تنها چیزی است که حکومت غیر دموکراتیک به آن تمسک می جوید تا حقوق اساسی شهروندان را نیز زیر پا بگذارد .
نه این که حکومت غیر دموکراتیک مردم را به حساب نیاورد، یا برایشان دلسوزی نکند یا آنها را ناتوان بخواهد . نکته مهم این است که چنین حکومت هایی خود را قیم، دلسوز و حتی خدمتگزار مردم معرفی می کنند . قیم و دلسوز اماوظیفه دارد مردم را در مسیر درست اخلاقی – اعتقادی حکومت بدهد . آن چه برای او اهمیت دارد حفظ اصول مورد نظر یا اصول ایدئولوژیکی است که به زعم خودش برای آن موجبات سعادت شهروندان یا به تعبیر او بندگان مخلص خدا را فراهم می آورد . او خدمتگزار مردمی است که در چنین مسیری به کسب علم، دانش و تلاش معنوی و اقتصادی پرداخته اند و صد البته چنین حکومتی حرکت پوپو لیستی و بسیج توده وار را جایگزین رفتار روشمند، اصولی و نهادهای مدنی می کند . برای این که دموکراسی ریاکارانه یا چیزی که از آن به " مردم سالاری دینی " تعبیر کرده اند نمی تواند از پشتیبانی مردم بی نیاز باشد . اما کدام مردم و با کدام روش ؟ مردمی که حق داشته باشند در تشکل هایی حضور یابند یا نمایندگانی را برای مجلس شورا و ریاست جمهوری گزینش کنند، که پیش از آن حکومت آنها را گزینش و تأیید کرده باشد . زیرا مردم امکان شناخت حق یا حقی که بصورت ویژه و انحصاری در حیطه شناخت فقیهان است را ندارند ! این قیم خیر اندیش و دلسوز است که وظیفه ی خدمتگزاری خود را در پاسبانی از حق و معرفی آن به توده های غیر خبره و عمدتا نا آگاه می داند ! لطف و محبت چنین حکومت هایی به ملت ها صرفا به موارد بالا خلاصه نمی شود . آنها همواره با روشن بینی دلسوزی عدالت گستری و دشمن شناسی همچون چوپان گله مردم را از توطئه ها آگاه می کنند و اجازه نمی دهند گوسفندان طعمه گرگ ها شوند !!!
و البته در مواقع ضروری و برای منکوب کردن دشمنان خارجی و عوامل داخلی نیازمند پشتیبانی مردم هستند . مردم نیز وظیفه دارند از آنها پشتیبانی کنند . اساسا دیده نشده است دموکراسی های شناخته شده جهان بخواهند دست به بسیج توده ها برای پشتیبانی کلیت حکومت در مقابل اپوزیسون ها یا حتی دشمنان بیرونی بزنند . اما حکومت های غیر دموکراتیک هر روز به بهانه ای مردم را به خیابان ها می کشانند . در دموکراسی های جهان این احزاب، سندیکاها و جنبش های اجتماعی هستند که صرفا با تکیه بر امکانات حزبی خود و برای یک حق صنفی سیاسی – اجتماعی شناخته شده اعضا و هواداران را بسیج می کنند . این اقدام متناسب با وزن اجتماعی سیاسی یا میزان تأثیر گذاری بر افکار عمومی و رسیدن آن تشکل یا جنبش به اهداف معین اش یاری می رساند . در واقع چنین فرآیندی از ارزش سیاسی یا دموکراتیک خاص خود برخوردار است و همه ی دموکراسی ها آن را پذیرفته اند . نمونه ی اخیر آن در فرانسه، انگلستان و ایتالیا شاهد هستیم، اعتراضات صنفی کارگران البته تا آنجا که از چارچوب مبارزه ی مسالمت آمیز خارج نگردید امکان ادامه یافت .
اما حکومت های غیردموکراتیک این ارزش ها را وارونه کرده اند . آنها خودشان را به جای احزاب، سندیکا ها و جنبش های اجتماعی نشانده، آنها را سرکوب کرده و با بسیج امکانات دولتی و در موارد زیادی از راه تطمیع و تهدید، توده ها را به خیابان کشانیده و در بوق های تبلیغی می دمند که مثلا چند صد هزار نفر در نهم دی ماه، یا 22 بهمن و یا در استقبال از رهبر در سفر قم به خیابان ها آمده اند !!! نقش احزاب را حکومت بر عهده گرفته، حضور مردم را تا سر حد پشتیبانی توده وار از حاکم تنزل داده و سعی دارند از این راه که به لحاظ دموکراتیک و سیاسی فاقد هر نوع ارزش است وانمود کنند که مردم نیز در چنین نظام هایی از جایگاه والا !!! برخوردار هستند و هر روز جمع می شوند تا از نظام خود در مقابل دشمن خارجی و عوامل داخلی اش پشتیبانی کنند .
جالب این است که این حکومت های فردی و غیر دموکراتیک تلاش دارند تا از طریق چنین نمایش های مضحک و فاقد ارزش های دموکراتیک با دموکراسی های کهن و قدرتمند جهان نیز رقابت کنند !!!
قدمت بسیج کنندگی هیتلر، موسیلینی، استالین و حتی صدام حسین و نیز حکومت هایی مثل چین و کره شمالی مثال زدنی است ولی آیا کسی چنین حکومت هایی را دموکرات به حساب آورده است ؟ حکومت های غیر دموکرات سعی می کنند به جای مردم بیندیشند، وظایف احزاب و تشکل های مستقل را خود بر عهده بگیرند و قدرت مالی، سیاسی و اجتماعی را به انحصار خود در آورند و خود از طرف همه ی مردم حرف بزنند .
حشمت الله طبرزدی – آذر ماه 1389 خورشیدی - زندان رجایی شهر کرج

بيانيه جبهه متحد دانشجويی ( خارج از کشور ) به مناسبت روز دانشجو

Image Hosted by Free picture hosting at www.iranxm.com
درآستانه ۱۶ آذر ماه، روز دانشجو قرار داریم . روزی که فرياد استبداد سوز دانشجويان بر دامن حكومت سر نيزه شراره افكند . و از آن پس هر شعله اين آذر با نام جنبش دانشجويي عجين شد . فزون از نیم قرن پیش کودتاچیان با گستردن جو اختناق، بازداشت های وسيع و اعدام های جمعي روشن اندیشان، توقيف و سانسور جرايد و استقرار چکمه پوشان در مصادر قدرت دراین توهم بودند که قادرند به مدد چتر وحشت نظاميان به سیطره ی ظالمانه خود رنگ جاودانگی زنند . غافل ازآن که با غل و زنجیر می توان انسان ها را به بند کشید، اما اندیشه و دست و پای آزادی را هرگز . هر چند جباران بي اعتنا به آموزه های تاريخ همواره بر آنند تا هزینه خودکامگی و جاه طلبی های خود را از جیب مردم بپردازند . اما فرجام اين راه روشن است .
یک سال و اندی پس از به خون کشیدن جنبش مسالمت آميز مردمی که ندای شان برخورداری از حقوق شهروندی و دفاع از رای و حق تعيين سرنوشت خود بود . امروزهمچنان شمار فراوانی از مردان و زنان آزادی خواه روزگارشان را در زندان ها و بي دادگاه های حکومتی طی می کنند . هنوز تریبون های انحصاری حاكميت بودجه ملت را صرف پوشاندن حقایق جامعه و ترویج دروغ برای تحکیم قدرت حاکمان می نمایند . همان حكومتگرانی كه با سياست ها و رويكردهای ناصحيح خود كشور را در معرض آسيب ها و بحران های جدي قرار داده و عرصه را نه تنها بر حيات اجتماعي و فرهنگي بلكه بر معيشت مردم روز به روز تنگ تر می نمايند .
درتداوم سياست سركوب مستمر آزادی خواهان، جنبش دانشجویی نیز چون دیگر جنبش ها بلكه بيش از همه از تعرض باند قدرت مصون نماند . دانشجویان حق گو که همیشه درصف مقدم عدالت خواهی و آزادی طلبی ملت بوده اند، به واسطه  اتهامات واهی از سوی حکومتگران در زندانند یا از ادامه تحصیل محروم یا مجبور به ترک میهن اند و در هر صورت زیر ضرب نیروهای نظامی و امنیتی اند اما با این همه از هر فرصتی برای طرح مطالبات برحق خود سود می جویند . حکومتگران که از نفوذ دادن واستقرار شبه نظامیان تا ایجاد کمیته های موسوم به انظباطی و نمایندگی های حکومت در دانشگاه ها و از تهدید، ضرب و شتم تا اخراج و زندان دانشجو و استاد طرفی نبسته و پس ازگذشت ۳۰ سال از سناريوی شكست خورده به اصطلاح انقلاب فرهنگی هنوز نتوانسته اند دانشجو و دانشگاه را به انقیاد خود درآورند بار دیگر از پالایش مواد درسی بلکه حذف علوم انسانی سخن می رانند . شايد آنان از تركيب علم و انسان در هراسند و مردماني  برده و جاهل را آرزو مي‌‌ كنند . آنها نمی دانند که دانشگاه اين پایگاه دانش و بینش در ذات خود دشمن جهل و استبداد و پرورنده انسان های انديشه مدار است . ازهمين روی دانشگاه سنگرآزادی نام گرفت .
حكومتی ها دانشگاه را با پادگان اشتباه گرفتند . آنان چون ديگر حكومت های ايدئولوژيك تاريخ نه تنها  برای يكدست كردن رفتار، لباس و ظاهر دانشجويان امريه صادر مي كنند بلكه حق انديشه و بيان را در سيكل بسته سرسپردگي و ستايش ازحكومت محصور نموده و تخطی از آن را مستوجب  سلب حق تحصيل و عقوبت های شديدتر مي دانند . اما اكنون حضور ده ها دانشجو از دانشگاه های مختلف در زندان ها حكايت از آن دارد كه دانشجو  همانگونه كه در گذشته هيچ گاه منقاد قدرت های حاكم نشد امروز نيز جز به راه آزادی و عدالت  در برابر هيچ  مرجع اجباری سر تسليم فرو نخواهد آورد .
ازاين رو ۱۶ آذر ماه همچون ۱۸ تير ماه هر سال روزهايی برای فرياد و سردادن همه اين سخن ها است .
جبهه متحد دانشجويي با گرامي داشت روز دانشجو ضمن تاكيد بر حفظ هويت مستقل دانشگاه و دانشجو و لزوم زدودن آثار نظامي گری و جو امنيتی در دانشگاه ها خواهان آزادی كليه فعالان سياسی و مدنی و به خصوص نماد جنبش های دانشجویی دهه های اخیر در بند، چهره هايی نظير حشمت الله طبرزدی، احمد زیدآبادی، عبدالله مومنی، بهاره هدايت، مجید توکلی و ...  می باشد . همچنين از دانشجويان عزيز انتظار مي رود تا با تجليل از حركت تاريخي ۱۶ آذر ماه آفرينان نام هايی چون شريعت رضوی، قندچی و بزرگ نيا را همواره در تاريخ دانشگاه زنده نگاه دارند .
جبهه متحد دانشجویی ( خارج از کشور ) - ۹ آذر ماه ۱۳۸۹ خورشيدی