۱۳۹۰ خرداد ۲۷, جمعه

ویژه نامه ۲۵ خرداد، حمله به کوی دانشگاه تهران

دانشجونیوز: اینک دو سال از حادثه حمله به کوی دانشگاه در روزهای پس از انتخابات ریاست جمهوری سال هشتاد و هشت میگذرد، اما هنوز روایت دقیق و مستندی از این حادثه منتشر نشده است. حمله ای که شباهت فراوانی به یورش به کوی دانشگاه در هجده تیر سال ۱۳۷۸ داشت و تنها سلاحهای مورد استفاده در این تهاجم با حادثه سال هفتاد و هشت متفاوت بود.
در سالگرد این واقعۀ تلخ در این گزارش تلاش می‌کند مستندات موجود در خصوص این پرونده را بازخوانی، و یاد قربانیان مظلوم آن را گرامی دارد.
در هفته های پیش از انتخابات، حاکمیت به منظور افزایش حضور مردم در انتخابات، فضای برخورد تساهل‌آمیزتری نسبت به تجمعات و حرکت‌های اعتراضی نشان داده بود، و تجمعاتی نیز در کوی دانشگاه در حمایت از کاندیداهای مختلف برگزار شده بود. با وجود آنکه اکثریت دانشجویان طرفدار تغییر ریاست جمهوری احمدی‌نژاد بودند، اما برخوردهای شدیدی از سوی نیروی انتظامی یا لباس شخصی‌ها طی تجمعات پیش از انتخابات دیده نشده بود.
در روزهای پس از اعلام نتایج انتخابات و بهت زدگی و خشمِ ناشی از تقلب آشکار در این نتایج، حرکاتی اعتراضی در کوی دانشگاه نیز از سوی دانشجویان شکل گرفته بود. این حرکات از سویی دیگر معطوف به درخواست از مدیریت دانشگاه مبنی بر تغییر زمان امتحانات پایان ترم بود، که خواستۀ فوق به دلیل عدم آمادگی دانشجویان در نتیجه درگیری در انتخابات برای امتحانات مطرح گشته بود. خواسته‌ای صنفی که با بی‌توجهی مسئولان مواجه شده و بر التهاب فضای کوی دانشگاه افزوده بود.
در شب 25 خرداد نیز تجمعی از دانشجویان در کوی دانشگاه شکل گرفته بود، که بر طبق گفته‌ها و نوشته‌های شاهدان عینی، نیروهای امنیتی شامل نیروی انتظامی و لباس شخصی‌ها، دور تا دور کوی را از ساعت نزدیک به ۲۳ یکشنبه شب تحت اختیار داشتند، و چند بار برای ورود به کوی تلاش کردند اما به دلیل مقاومت دانشجویان این تلاش ناکام مانده بود. ولی پس از آغاز حملهٔ نیروهای امنیتی به کوی دانشگاه که با پرتاب نارنجک صوتی، گاز اشک‌آور و تیراندازی زمینی به تمام درهای کوی دانشگاه همراه بود، این نیروها توانستند وارد کوی دانشگاه شوند. این حمله وحشیانه با تهاجم شدید نیروهای لباس شخصی وانصار حزب‌الله به تجمعات آرام و اعتراضی نسبت به نتیجه انتخابات انجام گرفت، که در نتیجه آن دانشجویان ساکن کوی دانشگاه تهران در اثر اصابت گلوله، زنجیر، چاقو، باتوم و چماق به شدت مجروح شدند. منابع دانشجویی و برخی از شاهدان از کشته‌شدن ۳ تا ۵ دانشجو و بازداشت بیش از ۱۰۰ دانشجو در جریان یورش به کوی دانشگاه خبر دادند. اسامی کشته‌شدگان توسط برخی منابع دانشجویی مبینا احترامی، فاطمه براتی، کسری شرفی، کامبیز شعاعی و محسن ایمانی اعلام شد و به نقل از شاهدان عینی این دانشجویان بر اثر ضربات متعدد باتوم برقی در ناحیه سر، جان باختند.
از سوی دیگر در بامداد دوشنبه ۲۵ خرداد، دانشجویان بازداشت شده توسط افراد لباس شخصی که به انواع سلاح‌های سرد و گرم مجهز بودند، به زیرزمین ساختمان وزارت کشور منتقل شدند. به گزارش خبرنامه امیرکبیر، این حدود دویست دانشجو که برخی از آن‌ها در جریان حمله به کوی دانشگاه زخمی شده بودند، ساعت‌ها در زیر زمین وزارت کشور مورد ضرب و شتم و شکنجه قرار گرفتند.
برخوردهای صورت گرفته با دانشجویان بازداشت شده به شدت تحقیرآمیز و وحشیانه بوده است. به کفته شاهدان عینی: " در کنار همه ضرب و شتم‌های جسمی دیگری که در طول راه انجام می‌شد، آنها اقدام به گذاشتن جعبه‌های آهنی بر سر دانشجویان نمودند و با باتوم‌های خود بطور متوالی بر سر هر کدام از دانشجویان می‌کوبیدند! این در حالی بود که یکی از بازداشت شدگانی که جعبه آهنی بر سر وی گذاشته شد، خونریزی شدیدی از ناحیه سر داشت و سه نقطه سر این دانشجو شکسته شده بود. پس از ۱۲ ساعت ندادن آب به بازداشتی‌ها، فردی پارچ آب کوچکی برای تعداد زیاد دانشجویان تشنه و مجروح شده آورد. وی پارچ آب را بالا گرفت و آنرا بر روی زمین سرازیر کرد و در همین حین همه دانشجویان را مجبور کردند که به همان محل آمده و از ابی که در حال ریخته شدن بود، بخورند و به این شیوه به دانشجویان آب می‌دادند. این مسئله تصویر بسیار تکان دهنده‌ای بود.در یک حرکت نمایشی، یکی از بازجویان، خواست که به دانشجویان بهتر آب داده شود. در این هنگام یک شلنگ آوردند و از دانشجویان خواستند که از این شلنگ آب بخورند اما هنگامی که دانشجویان از آن آب خوردند متوجه شدند که آب داغ است! آنها پس از مدت‌های طولانی ضرب و شتم و شکنجه‌های وحشیانه دانشجویان، در هنگام غذا دادن، غذا را در کف دستان دانشجویان می‌ریختند. غذای ماکارونی را در کف دستان دانشجویان ریختند و به آنها گفته شد که اگر کوچکتری ذرهٔ غذا بر زمین ریخته شود ضرب و شتم خواهند شد و در چند مورد این اتفاق افتاد و دانشجویان به طرز وحشیانه‌ای مورد ضرب و شتم قرار گرفتند. در هنگام صبحانه نیز به دانشجویان مقدار بسیار اندکی نان خشک به همراه پنیر داده شد و از آنان خواسته شد که این مقدار نان را با دیگران قسمت کنند و هم چنین به انها گفته شد که اگر ذره‌ای نان بر روی زمین بریزد، کتک خواهند خورد. این مسئله نیز بدلیل خشک بودن نان رخ داد و برخی بازداشت شدگان شدیدا ضرب و شتم شدند".
کشته شدن دانشجویان شدیدا و بلافاصله توسط منابع رسمی تکذیب شد، اما دفتر تحکیم وحدت در روز ۲۶ خرداد، طی بیانیه‌ای رسمی اعلام داشت که در حملات نیروهای امنیتی و لباس شخصی به دانشگاه‌های تهران و شیراز هفت دانشجو کشته شده‌اند. در این بیانیه فرماندهان سپاه پاسداران و شبه‌نظامیان بسیج مسئول واقعه دانسته شده اند.
در بیاینه دفتر تحکیم همچنین به حمله به سایر خوابگاه های دانشجویی ایران نیز طی روزهای پس از انتخابات اشاره شده است. طبق این بیانیه طی حمله به خوابگاه‌های دانشجویی در ایران از جمله دانشگاه‌های صنعتی اصفهان و شیراز توسط ماموران لباس شخصی، انصار و بسیج حداقل ۲ دانشجوی دانشگاه شیراز نیز به شهادت رسیدند. پس از این تهاجمات، محمد هادی صادقی، رییس دانشگاه شیراز در پی بروز خشونتها در دانشگاه، استعفا داد اما دلایل این استعفا را عنوان نکرد.
با این وجود، یک روز پس از انتشار این خبر، سایت دانشگاه تهران اطلاعیه‌ای صادر کرد و مدعی شد هیچ دانشجویی کشته نشده‌است. این اطلاعیه توسط منابع دانشجویی تکذیب و گزارش داده شد که اجساد کشته شدگان را بطور مخفیانه و بدون اطلاع خانواده‌هایشان دفن کرده‌اند.
وقایع فوق به صورت جامع توسط روزنامه گاردین چاپ بریتانیا در تاریخ ۱۲ ژوئیه ۲۰۰۹ گزارش گردید که در این گزارش، اسامی کشته شدگان به نام های فاطمه براتی، کسری شرفی، مبینا احترامی، کامبیز شعاعی و محسن ایمانی ذکر شده است. همچنین عنوان شده است که جسد این کشته شدگان روز بعد در بهشت زهرای تهران بدون اطلاع خانوادهایشان دفن و به خانواده‌هایشان اخطار داده شد درباره بچه‌هایشان صحبت و یا برایشان مراسم ترحیم برگزار نکنند.
گاردین در گزارش خود می‌نویسد که به گفته شاهدان عینی پلیس و ماموران، زخمی‌ها را (از جمله یک دانشجو که یکی از چشمانش را در اثر اصابت گلوله پلاستیکی از دست داده بود) به حال خود رها کرده بودند و کسی به آنها کاری نداشت. یک شاهد گفت: «ما به آنها تمنا می‌کردیم کسانی را که بیش از دیگران آسیب دیده بودند به بیمارستان ببرند اما آنها فقط می‌گفتند: ولشان کنید تا بمیرند.
حمله فوق در شرایطی صورت گرفت که بر اساس قانون، ورود نیروهای نظامی و انتظامی به محوطه دانشگاه و خوابگاه های دانشجویی ممنوع و تنها به درخواست رئیس دانشگاه ممکن است. محسن کوهکن، سخنگوی هیئت رئیسه مجلس شورای اسلامی گفت که نیروهای انتظامی با درخواست فرهاد رهبر، رئیس دانشگاه تهران وارد کوی دانشگاه شده بودند؛ این سخنان توسط فرهاد رهبر رییس دانشگاه تهران تکذیب شد و وی اعلام داشت در آن شب هیچ کدام از مسئولان کوی دانشگاه حضور نداشتند. در پی تحقیقات برخی نمایندگان مجلس روشن شد که شورای تامین استان مجوز ورود به کوی دانشگاه را به نیروهای انتظامی و بسیجی را صادر کرده است.
واکنش های متفاوتی نسبت به این رویداد انجام گرفت؛ سید علی خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی در ۲۹ خرداد ۱۳۸۸ در خطبه‌های نماز جمعه در دانشگاه تهران تلویحا با چنین عباراتی به این رویداد اشاره کرد: کسانی هم به خوابگاه‌های دانشجویی حمله کرده و «دانشجویان مومن و حزب اللهی» را هدف قرار داده‌اند در حالیکه شعار حمایت از رهبری می‌دادند. در حالیکه فرهاد رهبر رئیس دانشگاه تهران در مصاحبه‌ای که از سیمای جمهوری اسلامی پخش شد، کشته شدن دانشجویان در حمله به کوی دانشگاه تهران را کذب محض خواند و از عدم حضور خود در دانشگاه طی زمان حمله سخن گفت. محمدعلی جعفری فرمانده سپاه پاسداران در مصاحبه ای سه هفته پس از حادثه چنین گفت: "همانطور که مقام معظم رهبری فرمودند، گروه ویژه‌ای برای بررسی این موضوع تشکیل شده و احتمال می‌دهیم تا پایان تیر ماه دادگاهی مخصوص این عوامل تشکیل شود. فراکسیون اقلیت مجلس در گزارش خود پیرامون حوادث پس از انتخابات همکاری نیروی انتظامی با لباس شخصی‌ها را تأیید کرد.۷۸ تن از اساتید جهان خواستار محکومیت خشونت در دانشگاه‌های ایران و پیگیری آن شدند.
با اینهمه طی روزهای پس از آن هیچ گزارشی از این رویداد از سوی کمیته ویژه تشکیل شده در مجلس شورای اسلامی برای پیگیری علل و شناسایی عاملان این رویداد قرائت نگردید، چرا که مطابق اظهارات داریوش قنبری نماینده مجلس و سخنگوی فراکسیون خط امام در مصاحبه با روزنامه اعتماد: "بر اساس آنچه لاریجانی به فراکسیون قول داده ما منتظر ارائه گزارش کمیته (در مورد حمله به کوی دانشگاه تهران) هستیم و واقعاً اینکه کمیته حقیقت یاب هنوز فعال است یا نه، ما در جریان اصل ماجرا قرار نداریم اما عدم تشکیل جلسه کمیته نمی تواند نافی فعالیت آنها باشد چراکه ما خبرهایی داریم که حتی گزارش آنها نهایی هم شده است اما به نظر می رسد شرایط برای قرائت آن مساعد نیست." وی همچنین اضافه کرد: "به نظرم بعید است این گزارش به امسال برسد چرا که عملاً بحث بودجه و رسیدگی به لایحه بودجه تا هفته آینده در دستور کار مجلس قرار می گیرد و تا انتهای سال (1388) تمام وقتش را به این موضوع اختصاص خواهد داد. به همین دلیل فکر می کنم گزارش، اوایل سال بعد (1389) در دستور کار مجلس قرار خواهد گرفت".
در اسفندماه ۱۳۸۸، فیلمی از حمله به کوی دانشگاه در نیمه شب ۲۵ خرداد ۱۳۸۸ از شبکهٔ بی‌بی‌سی فارسی پخش شد که بنابر اعلام مسئولان این شبکه، توسط نیروهای مهاجم (یکی از لباس شخصی‌ها) تهیه شده و برای نخستین‌بار صحنه‌هایی از حمله نیروی‌های گارد ویژه و لباس شخصی به کوی دانشگاه تهران را به تصویر کشیده بود. این فیلم در کلیه سایت های خبری منتشر گردید و کلیه ابعاد یورش فوق را افشا کرد. در فیلم فوق که فیلمبرداری آن از ساعت ۱٫۳۰ بامداد، یعنی پیش از حمله آغاز می‌شود، درگیری‌ها در پشت میله‌های کوی و پیش از ورود نیروهای امنیتی به خوابگاه شروع شد. دانشجویان از بالای پشت بام و گارد ویژه از پایین به پرتاب سنگ مشغول بودند و گارد ویژه گاز اشک‌آور نیز شلیک می‌کرد. تصاویری از کپه‌های آتش در فیلم دیده می‌شود که احتمالاً توسط دانشجویان در مقابل گاز اشک‌آور روشن شده بود. در نهایت حدود ساعت ۲ بامداد لباس‌شخصی‌ها با کمک گارد ویژه وارد کوی می‌شوند. در این فیلم، تصاویری از حمله ماموران امنیتی و لباس شخصی به دانشجویان، کشاندن دانشجویی روی زمین، فریادهای لباس شخصی‌هایی که از گارد ویژه می‌خواهند از کتک زدن دانشجویان خودداری کنند، دانشجویانی که در مقابل کتابخانه شهید مفتح در کوی دانشگاه مورد ضرب‌وشتم قرار گرفته و روی زمین خوابانده شده‌اند، صورت خون‌آلود دانشجویی که روی زمین افتاد، نشان داده شده است.
شش روز بعد از نمایش فیلم علاء الدین بروجردی رئیس و کاظم جلالی سخنگوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس با بیان اینکه فیلم را ندیده‌اند گفتند که موارد به نمایش در آمده در فیلم قابل پی‌گیری است. بروجردی همچنین در مصاحبه خود در روز یکشنبه ۹ اسفند (۲۸ فوریه) از امکان «مونتاژ» بودن فیلم سخن گفت و کاظم جلالی توصیه کرد که «اعضای کمیته حقیقت‌یاب فیلم را ببینند.
میرحسین موسوی در ۸ اسفند‌۱۳۸۸ در مصاحبه با کلمه ضمن اشاره به تصاویر به‌نمایش در آمده در مورد حمله پلیس به دانشجویان گفت: «فیلمی که اخیرا در مورد حمله به خوابگاه دانشجویان پخش شد نشان می‌دهد که تا چه اندازه روحیه فرقه‌گرایی، سبعیت ایجاد می‌کند.» وی افزود: «به نظر کسانی که مشغول ضرب‌وشتم دانشجویان هستند، فرزندان این ملت از حیوانات هم کم‌ارزش‌تر می‌نماید و فاجعه‌بارتر اینکه در سطوح مختلف، مسئولین می‌گویند که نمی‌دانند حمله‌کنندگان چه کسانی هستند».
۴ ماه بعد در خرداد ۱۳۸۹ اسماعیل احمدی مقدم، فرمانده نیروی انتظامی ایران، صحت فیلم را تأیید کرد ولی مدعی شد که فیلم به نفع لباس شخصی‌ها و به ضرر پلیس صداگذاری شده‌است. از آنجا که این فیلم پس از تودیع عزیزالله رجب‌زاده فرمانده نیروی انتظامی منتشر شد چنین تصور می شود که اختلافاتی داخلی بین نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی بر سر مسئولیت این حمله وجود داشته است. چرا که رجب زاده مسئولیت‌ خشونت‌ها را بر دوش سپاه پاسداران و بسیج گذارده بود اما در بخشی از این فیلم، صدای کسی می‌آمد که می‌گفت حمله با دستور تیمسار رجب‌زاده انجام شده‌است.
امروز، با گذشت حدود دو سال از این رویداد تلخ، نه تنها هنوز روشن نشده است که چه کسی دستور حمله وحشیانه به فرزندان ملت را در 25 خرداد 1388 صادر کرده است، و هیچ پیگیری و مجازاتی برای عاملان این جنایت وحشیانه انجام نگرفته است، بلکه در روزهای آغازین سال تحصیلی 1388 در حدود 100 تن از دانشجویان دانشگاه تهران به کمیته های انضباطی احضار و برای ایشان احکام سنگین انضباطی صادر گردید، دانشجویان بی گناه در دادگاه های نظامی محاکمه و به احکامی چون زندان، شلاق و جریمه نقدی محکوم شدند. این رویداد تلخ نیز همچون دیگر جنایات دو ماه های اخیر نظام جمهوری اسلامی به دست زمان سپرده شد، تا تاریخ در مورد آن قضاوت کند و از اسرار تاریک آن پرده بردارد.

شش سال از زندانی بودن بهروز جاوید تهرانی گذشت

کميته گزارشگران حقوق بشر
شش سال از زندانی بودن بهروز جاوید تهرانی بدون یک روز مرخصی گذشت
بهروز جاوید تهرانی در تاریه ۴ خرداد ماه ۱۳۸۴ بازداشت و مدت سه ماه را در سلول‌های انفرادی بند ۲۰۹ زندان اوین تحت فشارهای روحی و جسمی به سر برد.
به گزارش رهانا «خانه حقوق بشر ایران» جاوید تهرانی بر اثر ضربه‌هایی که به سرش در مدت بازجویی و حضور در سلول‌های انفرادی اوین وارد شده بود، از بازجویان خود شکایت کرد که به شکایت وی هرگز رسیدگی نشد. هر چند که وی از این ضربه‌ها دچار آسیب جسمی شده بود.
جاوید تهرانی در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب در همان سال محاکمه و به ۷ سال زندان و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شد که این حکم از سوی دادگاه تجدید نظر استان تهران تأیید شد. اتهامات عبارت بودند از تبلیغ علیه نظام و توهین به رهبری، تجمع در مقابل سازمان ملل و عضویت در جبهه دموکراتیک ایران.
وی سپس از اقدامی خلاف قانون و بر خلاف اصل تفکیک و طبقه‌بندی زندانیان به زندان رجایی‌شهر که محل نگهداری مجرمان خطرناک است منتقل شد. وی در طول سپری کردن دوران محکومیت خود بارها مورد ضرب و شتم و توهین مامورین زندان قرار گرفت و بارها به سلول انفرادی زندان رجایی‌شهر منتقل شد.
وی به خاطر این موراد متعدد نقض حقوق خود بارها در زندان دست به اعتصاب غذا زد که منجر به وارد آمدن صدمات جسمی به وی شده است. همچنین وی در زندان بارها از بندی به بند دیگر و از سالنی به سالن دیگر منتقل شده است که بارها از این مساله شکایت داشته است.
وی هم اکنون در حالی در زندانن رجایی‌شهر به سر می‌برد که تا کنون و در طول این شش سال حتا یک روز به مرخصی نیامده است و بارها با درخواست مرخصی وی موافقت نشده است.
لازم به یادآوری است که وی در حادثه کوی دانشگاه نیز بازداشت و نزدیک به سه سال را در زندان به سر برده بود.

اعتراضات ۳۰ خرداد؛ فراخوان به تجمع در بازار تهران (دوشنبه)

فراخوان گروه اتحاد سبز ملی به مناسبت اعتراضات ۳۰ خرداد
به نام خداوند جان و خرد
با درود به تمامی پایوران جنبش سبز ملت ایران، جنبش سبز بپاخواسته جوانان دلیری که از جان خود گذاشتند و جاودانه شدند, بدان گونه زیستند و چگونه زیستن را بر ما آموختند که هرگز طوق بندگی و بردگی جمعی دون مایه ولایت پیشه را برگردن ننهیم. بدین رو تمامی سبز باوران ملی ایران، به یاد تمامی عزیزان غنوده در خاک میهن و اسیر شده در بند دژخیمان زمان، در بزرگترین دانشگاه اجتماعی ایران بازار تهران گردهم خواهیم آمد و بزرگترین زنجیره انسانی را تشکیل خواهیم داد و یکصدا سرود ملی ای ایران را زمزمه خواهیم کرد تا لرزه بر اندام اهریمن زمان بیاندازیم.
برای شکستن این قفل اتحاد لازم است
دیدار ما صبح دوشنبه ساعت ۱۱ صبح بازار تهران
در میثاقی دوباره از ندا تا هدی یکدست سیاهپوش می شویم
اتحاد سبز ملی

مراسم دومین سالگرد جنبش سبز در دانشگاه تورنتو برگزار شد

 به مناسبت دومین سالگرد حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ مراسمی با عنوان " تاریخ دموکراسی در ایران" به کوشش مرکز بین‌المللی حقوق بشر و جبهه‌ متحد دانشجویی در کانادا در دانشگاه تورنتو در روز شنبه یازده ژوئن ( بیست  و یکم خرداد ماه) برگزار شد.
در این برنامه فیلمی مستند به نام "30+1" که به کوشش انجمن دموکراسی دانشگاه واترلو( (sadi تهیه شده بود؛ به زبان فارسی و انگلیسی در مورد جنبش دمکراسی خواهی از مشروطه تا امروز پخش شد که بسیار مورد توجه حضار واقع شد.
 در ادامه دکتر خشایار هوشیار، استاد دانشگاه یورک، با اشاره به تحولات منطقه و تاثیر آن بر جنبش سبز به بررسی تاریخ دمکراسی خواهی از مشروطه تا جنبش سبز پرداخت . ایشان با اشاره به میل  دموکراسی خواهی در مردم ایران از زمان مشروطه تا حال حاضر، وحدت گروه های مختلف را در پیروزی انقلاب 1357 مهم ارزیابی کردند. ایشان با اشاره به پتانسیل بالای مردم در جنبش سبز ضعف در رهبری   و نبود رهبری که همه طیف ها و سلایق در جنبش سبز را در برگیرد از جمله نقاط  ضعف جنبش سبز  عنوان نمودند. همچنین حسن زارع زاده اردشیر، فعال حقوق بشر و فعال سابق دانشجویی در ایران، سخنران  بعدی مراسم با گرامیداشت یاد دانشجویان در بند و با تأكيد بر نقش پيشتازي جوانان و دانشجويان در جنبش ازاديخواهي مردم ايران گفت اگرچه حكومت توانست دانشگاه را به عنوان ابزار سياسي استفاده كند و تا اوائل دهه ٧٠ بر دانشجويان مسلط شود اما إز ان پس اين دانشجويان بودند كه بر حكومت غلبه كردند و مشروعيت نظام و قداست ولي فقيه را به ويژه در ١٨ تير به چالش كشيدند.
او گفت بیش از ٥٠٠ دانشجو در حوادث پس  از  انتخابات دستگير شدند و بسیاری  نیز از ادامه تحصيل محروم شدند و اين در حالي است كه رهبران دانشجويان در زندان هستند ولي رژيم نتوانسته است نقش فعال و پيشتازي جنبش دانشجويي را خنثي كند.

سپس حضار سوالات خود را مطرح نمودند و میهمانان مراسم به سوالات پاسخ گفتند.
در پایان نیز سرود ای ایران به صورت زنده
توسط اعضای جبهه متحد دانشجویی و جمعی از هنرمندان برای حضار به اجرا در آمد.


۱۳۹۰ خرداد ۲۳, دوشنبه

بیانیه جبهه متحد دانشجویی بمناسبت سالگرد راهپیمایی باشکوه ۲۵ خرداد


خردادماه ماه سرنوشت بار دیگر فرا رسید. انتخابات ۲۲ خرداد سال ۱۳۸۸ یادآوری وحدت ۳ نسل از مردم ایران می باشد که برای آخرین بار نظام جمهوری اسلامی را آزمایش کردند که آیا با اصلاحات و انتخاب دولتی که تایید رهبری را ندارد تغییری در سیاست نظام بسود مردم پیش می آید یا اینکه باید دل به تغییر ساختار نظام داد ؟ نتیحه شمارش آرا که حاکی از تقلب میلیونی نظام حکومتی بود ، موجب راهپیمایی میلیونی مردمی در ۲۵ خرداد گردید که ثابت کند رای خود را به دولت فریبکار و وابسته رهبری و سپاه نداده است. در نتیجه جنبش سبزی که براه افتاد از سویی موجب ترس و وحشت حکومت و دولت جدیدش شد و از سویی دیگر به اهرم فشاری برای سران اصلاح طلب تبدیل شد تا به چانه زنی برای تعویض دولت بپردازند، اما چون حکومت کودتایی قصد آشتی نداشت دست به دستگیری ، تیراندازی پراکنده و هدف دار برای ارعاب و کشتن مبارزان ، شکنجه ، زندانی کردن و اعدام وسیع زد . موج دستگیریها که با استفاده از نیروی انتظامی ، امنیتی ، سپاه ، بسیج و لباس شخصی چنان بود که علاوه بر بازداشتگاهها و زندانهای موجود، مجبور به استفاده اماکن دولتی همچون وزارت کشور و نیز مکانهای غیر بهداشتی همچون کهریزک و مشابه نیز شد که شرح جنایات آنها در سراسر جهان منتشر گردید.

 هفته دیگر دومین سالگرد جنبش سبز خواهد بود ، دو سالی که موجب گردید مبارزانی همچون فرزاد کمانگر ، ندا ، سهراب و ...در خیابانها و زندانهای کشور جانشان را فدای رسیدن به آزادی و دموکراسی نمایند ، دوسالی که همچنان فرزندان دلیر این آب و خاک امثال طبرزدی ، مددی ، جاوید تهرانی ، ستوده ، زیدآبادی، مومنی، بهاره هدایت و ... هنوز در زندانهای رژیم هستند.

 اما مگر این موج انسانی خواهان آزادی کوتاه می آمد ، نه و آرمانش چنین بود کجاست مرگ ، کدام مرگ ، آزادی ؟ تظاهرات پی در پی مردم که اینبار رهبری را بدست جوانانی داده بودند که از همه اقشار جامعه خواه دانشگاهی ، خواه کارگری ، خواه دختر ، خواه پسر ، خواه فارس و کرد و ترک و غیره ، خواه شیعه و سنی و سایر مذاهب ، خواه سکولار ، خواه اصلاح طلب و غیره و سایر اقشار تشکیل شده بودند ، عزم قوی داشتند که به نتیجه ای برسند. تظاهرات که در سالگردهای دانشجویی ، کارگری ، مذهبی و غیره صورت می گرفت و هر بار تعداد بیشتری به زندان می افتادند و یا در خیابان کشته شده و یا اعدام می گشتند ، نشان می داد که جنبش سبز نیز سر سازش ندارد. دستگیری بی سابقه سران اصلاح طلب همراه سایر گروههای سیاسی و افراد سرشناس همراه محدودیت برای دو کاندید انتخابات یعنی آقایان موسوی و کروبی از طرفی و کنار گذشته شدن رفسنجانی و خاتمی  از طرف دیگر، موجب گردید کنترل شعارهای خیابانی از سران اصلاح طلب خارج شده  و شعارهای متنوع هماهنگ با افکار گوناگون طیف وسیع جنبش سبز در جمعیت  های میلیونی با ندای بلند فضای خیابانها را فرا گیرد.

  رژیم که راه خود را انتخاب کرده بود سرکوب وحشیانه را در پیش گرفت و به گمان خود جنبش را متوقف گردانید ، ولی خیزش مجدد جنبش در پی بهمن و اسفند ۸۹ بدنبال جنبشهای منطقه نشان داد که دیگر نه تنها اصلاحات مردم را راضی نخواهد کرد بلکه خواهان تغییر ساختار نظام می باشند. 

 اینک بمناسبت سالگرد راهپیمایی باشکوه خرداد سال ۸۸ ، جبهه متحد دانشجویی از هموطنان عزیز درخواست می کند که در حد توانایی در همه خیابانهای وسیع شهرهای بزرگ ایران با دهانی باز و مشتهای گره شده شعارهای ساختار شکنانه را ندا دهند ، تا بر همگان روشن شود که دیگر مردم جدایی مذهب از حکومت را برای رسیدن به آزادی و دموکراسی تنها راه حل برای کل کشور می دانند. دهان باز و فریاد شعارها بدین منظور است که آرمان مورد نظر برای وحدت همگانی روشن شده و از سوء استفاده گروههای انحصار طلب که حکومت را برای قشر خاصی می خواهند ، جلوگیری گردد. دهان باز برای این هدف است که دیگر جهانیان بدانند که فریب حکومتی همچون سال ۱۳۵۷ که موجب کشتارهای وسیعی از مبارزان برومند کشورمان گردید ، نخواهند خورد . مردم ایران آزادی و دمکراسی را شناخته اند و آن را با دهان و چشمانی باز برای همه آحاد و اقشار طلب می کنند.

زنده باد آزادی – برقرار باد دمکراسی – گسسته باد زنجیر استبداد
جبهه متحد دانشجویی
تهران – خرداد 90

۱۳۹۰ خرداد ۱۰, سه‌شنبه

تجمع ایرانیان تورنتو در حمایت از نسرین ستوده،عبداله مومنی و مهدی خدایی

جبهه متحد دانشجویی : تجمع ایرانیان ساکن تورنتو به همت جمعی از جوانان و دانشجویان شهر تورنتو در حمایت از نسرین ستوده، عبداله مومنی و مهدی خدایی امروز یکشنبه در میدان دانداس برگزار شد.

 این گردهمایی با فراخوان جبهه متحد دانشجویی و با حمایت مرکز بین المللی حقوق بشر (ICHR) همزمان با نزدیک شدن به زادروز نسرین ستوده وکیل حقوق بشری زندانی، عبداله مومنی فعال مدنی و مهدی خدایی دانشجوی زندانی در میدان معروف شهر تورنتو برگزار شد که با واکنش کانادایی ها روبرو شد.

حاضران با در دست داشتن تصاویری از این سه زندانی سیاسی و سر دادن شعار حمایت خود را نشان دادند و از کوشش های آنها تقدیر کردند. همچنین یکی از حاضران به نمایندگی از جمع به زبان انگلیسی دلیل تجمع را به رهگذران میدان پررفت و آمد دانداس (Dundas) توضیح می داد که با واکنش های خوبی روبرو شد.
 








۱۳۹۰ خرداد ۹, دوشنبه

حضور نسرین ستوده در اولین دادگاه رسیدگی به ابطال پروانه وكالت اش

جبهه متحد دانشجویی: اولین دادگاه رسیدگی به پرونده ابطال پروانه وكالت نسرین ستوده صبح امروز با حضور نسرین ستوده در كانون وكلای دادگستری برگزار شد. نتیجه نهایی به دادگاه تجدید نظر و زمان دیگری موكول شد.
به گزارش مدرسه فمنیستی، صبح امروز هشتم خرداد ماه، نسرین ستوده با دستبند و همراهی دو سرباز و یك زن پلیس از زندان اوین به كانون وكلا آمد تا در دادگاه رسیدگی به ابطال پروانه ی وكالتش شركت كند.
در این دادگاه كه در یكی از اتاق های كانون وكلا برگزار شد ؛ خانم كیهانی عضو هیات رییسه كانون و چند تن از وكلا به عنوان قاضی به بررسی پرونده ابطال و یا عدم ابطال پروانه وكالت نسرین ستوده پرداختند و تصمیم به برگزاری دادگاه تجدید نظر و در زمانی دیگر گرفته شد.
نسرین ستوده از شهریور سال گذشته در زندان اوین دربند و به یازده سال زندان محكوم شده است. چندی پیش مراجع قضایی خواستار تعلیق پروانه وكالت این وكیل شدند اما كانون مدافعان با وارد شدن به این حوزه مسئولیت رسیدگی به این پرونده را برعهده گرفته است.
به گفته وكلای حاضر در پشت درهای بسته ی دادگاه، این عمل كانون وكلای دادگستری به منزله ی دفاع از حقوق صنفی وكلاست و امیدوارند كانون وكلا در این زمان حساس تاریخی تصمیمی مبنی بر دفاع از حقوق صنفی وكلا بگیرد.
هر چند این وكیل هم در دادگاه و هم در نامه ای كه به همسرش نوشته ؛تاكید كرده چه بی پروانه و چه با پروانه وكالت به احكام صادر شده ی موكلانش معترض است:" تا زمانی كه این احكام غیر عادلانه به حیات خود ادامه می‌دهد و تا زمانی كه دادگاه انقلاب به صدور احكام اعجاب انگیز خویش ادامه می‌دهد. من بی‌پروانه‌ی وكالت یا با پروانه، به این احكام معترضم.اعتراض به احكام ناعادلانه نیاز به پروانه‌ی وكالت ندارد. به آنها بگو پروانه‌ام را از من بگیرید، عدالت را نه؟"
او در این دادگاه با چهره ای خندان و با اعتماد به نفس بالا حضور یافت كه قوت قلب حاضران و فعالان حقوق زنانی شد كه برای دیدن نسرین ستوده به كانون وكلای دادگستری آمده بودند.

اجرای حکم زندان علیرضا فیروزی و سورنا هاشمی

جبهه متحد دانشجویی:سورنا هاشمی از اعضای دانشجویان لیبرال دانشگاه‌های تهران و علیرضا فیروزی فعال حقوق بشر و روزنامه نگار به جهت اجرای حکم ۶ ماهه زندان خود، ظهر امروز شنبه به زندان اوین مراجعه کردند.
به گزارش کمیته گزارشگران حقوق بشر، حکم فوق از سوی دادگاه عمومی و انقلاب زنجان و در جریان پروندهٔ فساد اخلاقی معاون دانشجویی دانشگاه زنجان، برای این دو دانشجوی دانشگاه زنجان صادر شده است.
علیرضا فیروزی فعال و سورنا هاشمی هستند که هر دو از فعالین دانشجویی دانشگاه زنجان بوده‌اند، در جریان افشای هتک حرمت معاونت دانشگاه زنجان به یکی از دانشجویان دختر، از دانشگاه اخراج شده و در ‌‌نهایت به حبس تعزیری محکوم شدند.
علیرضا فیروزی و سورنا هاشمی در تاریخ ۱۲ د‌ی‌ماه سال ۸۸ در پی سفری به تبریز بازداشت شدند و تا مدت‌ها از محل نگهداری آن‌ها هیچ اطلاعی در دست نبود تا در ‌‌نهایت مشخص شد که در زندان اوین نگهداری می‌شوند.
سورنا هاشمی در تاریخ ۱۵ فروردین‌ماه سال ۸۹ و علیرضا فیروزی در روز ۲۲ اردیبهشت‌ماه سال ۸۹ با قرار وثیقه از زندان اوین آزاد شدند.
هنوز از وضعیت پرونده جدید این دو فعال دانشجویی اطلاعاتی در دست نیست.

۱۳۹۰ خرداد ۶, جمعه

انتقال رسول بداقی معلم زندانی اعتصابی به سلول انفرادی

بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" معلم زندان رسول بداقی در پنجمین روز اعتصاب غذای خود به سلولهای انفرادی بند 1 شکنجه گاه زندان گوهردشت کرج منتقل شد.
معلم زندانی رسول بداقی در اعتراض به خفقان موجود،عدم آزادی بیان،وجود تشکلهای مستقل، دادگاه های فرمایشی،محدودیتهای غیر انسانی علیه زندانیان سیاسی ،تحت فشار قرار داد خانواده های زندانیان سیاسی از روز یکشنبه اول خرداد ماه همراه با تعداد دیگری از زندانیان سیاسی دست به اعتصاب غذا زد و طی نامه ای به مسئولین زندان اعلام نمود که تا رسیدگی به مطالباتش به اعتصاب غذای خود ادامه خواهد داد.
بدستور بازجویان وزارت اطلاعات روز پنجشنبه 5 خرداد ماه حوالی ساعت 15: 14 در پنجمین روز اعتصاب غذای این معلم زندانی بجای رسیدگی به خواسته های به حق وی ،او را به سلولهای انفرادی بند 1 منتقل کردند تا تحت شکنجه های جسمی و شرایط قرون وسطایی قرار دهند.
رسول بداقی در نامه ای مکتوب به مسئولین زندان ابراز کرد تا رسیدگی به مطالباتش اعتصاب خواهد نمود. وی مطالباتش را بطور مشخص به این شکل عنوان کرده است :
1- اجرای آیین نامه زندانها بطور کامل شامل ملاقات حضوری ،تلفن و حق استفاده از مرخصی
2- جلوگیری از فشار بر خانواده های زندانیان سیاسی و امنیتی
3- بهبود وضعیت صنفی و رفاهی زندانیان، وی همچنین در بخشی از نامه اش اعتصاب خود را اعتراض به دادگاه های فرمایشی و مشخصا دادگاه خودش و وضعیت بد آموزش و پرورش از نظر کمی و کیفی و اعتزاض به خفقان موجود و عدم آزادی بیان ... و تشکلها عنوان کرد.
گفتنی است وضع جسمی رسول بداقی به هیچ وجه مطلوب نبوده و زندانیان سیاسی گوهردشت شدیدا نگران وضعیت وی هستند. در حال حاضر علاو بر رسول بداقی تعداد دیگری از زندانیان سیاسی در اعتصاب غذا بسر می برند. اسامی بعضی از آنها به قرار زیر می باشد:کیوان صمیمی،مهدی محمودیان و ... می باشند.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، انتقال معلم زندانی در پنجمین روز اعتصاب غذا و در شرایط نامطلوب و نگران کننده شدیدا ابراز نگرانی می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و مراجع بین المللی خواستار اقدامات فوری برای و نجات جان این معلم زندانی است.
05 خرداد 1390 برابر با 26 می 2011
گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:
کمیساریای عالی حقوق بشر
گزارشگران ویژه دستگیریهای خودسرانه و شکنجه
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل

۱۳۹۰ خرداد ۲, دوشنبه

سوم خرداد-فراخوان تعطیلی کلاس ها در دانشگاه علم و صنعت به مناسبت دومین سالگرد کیانوش آسا

دانشجویان سبز دانشگاه علم و صنعت با صدور بیانیه ای به مناسبت دومین سالگرد شهادت مهندس کیانوش آسا به تعطیلی کلاس های درس این دانشگاه در تاریخ سه شنبه 3 خرداد 390 فراخوان داده اند. این دانشجویان در این بیانیه آورده اند: "ما دانشجویان سبز، اعلام می کنیم در روز سوم خرداد ماه، در کلاس های درس حاضر نمی شویم و با حضور در دانشگاه و گذر از "پارک آسا" و ذکر فاتحه برای شادی روح کیانوش، یاد و خاطره کیانوش و همه شهدای جنبش سبز را زنده نگه خواهیم داشت. ما همچنین از اساتید محترم دانشگاه مان دعوت می کنیم تا برای حفظ کرامت و شرافت انسانی، به این حرکت آرام اعتراضی بپیوندند و روز سه شنبه در کلاس های درس خود حاضر نشوند." متن کامل این بیانیه بدین شرح است: بار دیگر خرداد از راه می رسد؛ خرداد که یاد و خاطره همکلاسی سبزمان را با خود به همراه دارد. کیانوش آسا، دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد (ورودی مهر 1386) دانشکده مهندسی شیمی دانشگاه علم و صنعت، چشم و چراغ مادر بزرگوارش، قرار بود به زودی فارغ التحصیل شود. قرار بود در فقدان پدر، یار و یاور و مایه افتخار خانواده باشد. اما 25 خرداد 88 قرار بود سرنوشت دیگری را برای او رقم بزند. او که به همراه دیگر همدانشگاهی های خود برای اعتراض مسالمت آمیز به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری دهم به راهپیمایی پرشکوه 25 خرداد رفته بود، دیگر قرار نبود بازگردد؛ تا شاهد باشد و شهادت دهد و خونش، یاور مبارزان راه آزادی باشد و مایه افتخار نه تنها برای خانواده بلکه برای همه میهن باشد. او که به ضرب دو گلوله نیروهای امنیتی به شهادت رسید، یک هموطن بود، فرزند کرمانشاه، یک همکلاسی، یک دوست، یک انسان... اینجا، دانشگاه علم و صنعت ایران است؛ همچنان آرام و صبور در سوگ از دست دادن کیانوش آسا؛ اما خشمگین از دستهایی که پیدا و پنهان در قتل کیانوش شریکند. آنها که روزی برای او مراسم سوگواری برگزار و آه و ناله می کنند و روز دیگر، نیروهای اجیر شده خود را "بسیج" می کنند تا مراسم سوگواری دانشجویان مستقل را بر هم بزنند، به کیانوش توهین کنند و ... آنها که هرکجا لازم باشد کیانوش را مظلوم معرفی می کنند و جای دیگر مجرم جلوه می دهند! ننگ بر این دو رویی و تزویر که اگر چنین نبود، ده ها تن از دانشجویان، فقط به خاطر برگزاری مراسم یادبود دوست شهیدشان، با احکام سنگین انضباطی مواجه نمی شدند، از تحصیل محروم نمی شدند و به زندان نمی افتادند... اما مسوولین دانشگاه تکصدایی و معاونین امنیتی و عاملان قداره کش آنها در داخل و خارج دانشگاه بدانند، زنده نگه داشتن یاد کیانوش آسا وظیفه ای است که دانشجویان علم و صنعت، به هیچ قیمت در آن کوتاهی نخواهند کرد. دو سال از این جنایت هولناک می گذرد و تاکنون هیچ پاسخی از سوی "قوه قضاییه غیرمستقل و امنیتی" داده نشده است. مسوولین دانشگاه هم علی رغم ادعای روزهای نخست، بجای تلاش برای احقاق حق دانشجوی مظلومشان، تنها مشغول برخورد با دانشجویان عزادار علم و صنعتی بودند تا ظلم ها مضاعف شود و علی رغم ادعای اربابان قدرت، دفع حداکثری اتفاق بیفتد... ما دانشجویان سبز دانشگاه علم و صنعت ایران، همچنان به پیمانی که برای ادامه راه کیانوش بستیم، پایبندیم و در این راه، خود را آماده پرداخت هزینه های سنگین کرده ایم. ما دانشجویان سبز، اعلام می کنیم در روز سوم خرداد ماه، در کلاس های درس حاضر نمی شویم و با حضور در دانشگاه و گذر از "پارک آسا" و ذکر فاتحه برای شادی روح کیانوش، یاد و خاطره کیانوش و همه شهدای جنبش سبز را زنده نگه خواهیم داشت. ما همچنین از اساتید محترم دانشگاه مان دعوت می کنیم تا برای حفظ کرامت و شرافت انسانی، به این حرکت آرام اعتراضی بپیوندند و روز سه شنبه در کلاس های درس خود حاضر نشوند. ما دانشجویان سبز دانشگاه، بار دیگر به مسوولین تمامیت خواه علم و صنعت هشدار می دهیم ایجاد فضای رعب و خفقان و تکصدایی شاید در کوتاه مدت خاطر پریشانتان را آرام کند؛ اما در درازمدت آنچنان آتشی به خانمانتان خواهد انداخت که تنها حسرت برایتان به یادگار خواهد گذاشت؛ شما را از آن روز، گریزی نیست.

۱۰ سال حبس برای "دانشجویان" پرونده حمله به کوی دانشگاه تهران/ عدم معرفی عاملان

در پی رسیدگی به پروندۀ کوی دانشگاه تهران و صدور احکام حبس و جریمه نقدی، دانشجویان این دانشگاه مجموعا به بیش از ده سال حبس محکوم شدند.

به گزارش دانشجونیوز، با صدور احکام متهمین پروندۀ حمله به کوی دانشگاه تهران از سوی قاضی فراتی مستقر در سازمان قضایی نیروهای مسلح این دانشجویان به بیش از 10 سال حبس محکوم شدند.
بر اساس این گزارش، در ادامه رسیدگی به این پرونده نزدیک به چهل تن از دانشجویان به احکام حبس تعزیری و تعلیقی و همچنین جریمه نقدی محکوم شدند. پیش از این نیز دادستان کل کشور در تاریخ 19 اردیبهشت ماه از صدور احکام جزایی برای چهل تن در پی رسیدگی به این پرونده خبر داده بود..
آنگونه که از این گزارش برمی آید، احکام صادره تاکنون شامل فعالین دانشجویی و قربانیان این حادثه بوده است که پیش از این چندی از آنان با بازداشت توسط سازمان قضایی نیروهای مسلح مواجه شده بودند.
در این گزارش آمده است که پیش از این نیز آوات رضانیا از دانشجویان کرد این دانشگاه و دانشجوی دکترای علوم ارتباطات به اتهام "اخلال در نظم عمومی" به ۳ ماه حبس تعلیقی و ۷۴ ضربه شلاق بدل به ۳ میلیون ریال جریمه محکوم شده است.
همچنین حبیب فرحزادی نیز به ده ماه حبس که پنج ماه آن به مدت چهارسال به تعلیق در آمده است و همچنین پانصد هزار تومان جریمه نقدی بدل از 74 ضربه شلاق محکوم شده است.
گفتنیست احکام مذکور بدوی است و به مدت بیست روز قابل تجدیدنظر خواهی خواهد بود
این در حالی است که تاکنون هیچ گزارشی از محکومیت عاملان اصلی این پرونده منتشر نشده است و دانشجویان که به عنوان شاکی این پرونده مطرح بودند محکوم شده اند
لازم به ذکر است پس از انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری نیروهای لباس شخصی و همچنین گارد ویژه نیروی انتظامی به همراه یگان ویژه سپاه پاسداران شامگاه بیست و چهار خرداد ماه به کوی دانشگاه حمله کردند و بیش از 100 تن ز دانشجویان بازداشت شدند. همچنین در طول دوسال گذشته در روند رسیدگی به این پرونده از سوی سازمان قضایی نیروهای مسلح بارها دانشجویان با احضار و بازداشت های متعدد مواجه شدند.

برگزاری جشن تولد مجید توکلی در تورنتو

گزارش از تورنتو- جشن تولد مجید توکلی

«یک روز پرواز خواهم کرد»

۱۳۹۰ خرداد ۰۲
آویده مطمئن‌فر/ تورنتو / رادیو کوچه
avideh@koochehmail.com
نام «مجید توکلی» بر همه آشنا است و همه این دانش‌جوی شجاع و سخن‌رانی‌اش در دانش‌گاه «امیر‌کبیر» تهران در روز دانش‌جو و کمپین حجاب برای مردان با شعار «مرد باش» که در پی دستگیری مجید توکلی بر پا شد را به یاد داریم.‌
فایل صوتی را از اینجا بشنوید
http://radiokoocheh.com/wp-content/files/20110523_Avideh_GozareshAzToronto_MajidTavakoli.mp3 دانلود فایل صوتی
امروز تولد مجید بود. در دنیایی که همه افراد طبیعتن روز تولد خود را در کنار خانواده، دوستان و یا حداقل در آزادی سپری می‌کنند، مجید به گناه آزادی خواهی دربند است.

مجید پس از محاکمه‌ای  که در آن حتا اجازه حضور نداشت به جرایم «شرکت در تجمع غیر قانونی»، «تبلیغ علیه نظام» و «توهین به مقامات»، به هشت‌ سال‌و‌نیم زندان محکوم‌شده و از ژانویه تا مه۲۰۱۰ در زندان اوین در سلول انفرادی بوده است. در تاریخ ۱۷ مه ۲۰۱۰، مجید دست به اعتصاب غذا زد و در ۲۶ ماه مه،  مادر او نیز در اعتصاب غذایی در تلاش برای افزایش آگاهی از حبس او به مجید پیوست. با اعتصاب غذا وضعیت سلامت مجید به سرعت بدتر شد و در روز چهارم از خون‌ریزی معده رنج می‌برد و قادر به حرف زدن نبود. در اوت ۲۰۱۰  مجید  به زندان «رجایی‌شهر» منتقل و در بند مجرمان خشن قرار داده شد. مجید توکلی از یک بیماری تنفسی رنج می‌برد که با ادامه حبس هر روز بدتر می‌شود.‌
امروز تعدادی از دوستان به همت جبهه متحد دانش‌جویی در تورنتو در میدان «مل لستمن» گرد هم آمدند و تولد این یار دربند را جشن گرفتند. در این برنامه شنونده سخنانی از «ارزشیر زارع‌زاده» و «سلمان سیما»، یکی از هم‌بندان مجید توکلی در تجمع امروز تورنتو باشید.

۱۳۹۰ اردیبهشت ۲۹, پنجشنبه

فرخوان برای بزرگداشت مجید توکلی در سالروز تولد وی

جمعی از فعالان دانشجویی در تلاش هستند تا در آستانه سالگرد تولد مجید توکلی عضو انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر و شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت، پایداری وی را گرامی دارند.
به گزارش دانشجونیوز این فعالان دانشجویی در فراخوان خود گفته اند: "ما جمعی از فعالان دانشجوئی، هم دانشگاهیان و دوستان مجید توکلی، در سالگرد ٢۵ سالگی تولد مجید توکلی بر آن شده ایم تا در حمایت از فکر، قلم، اراده و ایمانش، به ادامه بازداشت غیرقانونی اش اعتراض کنیم و یکصدا خواهان آزادی بی قید و شرط این فعال دانشجوئی شویم."

دوستان مجید توکلی با ایجاد این کمپین اعلام کرده اند آماده دریافت نوشته، پوستر، قطعه ویدئویی و یا هر اثر هنری خطاب به مجید توکلی هستند.

همچنین از "ارسال نامه و یا گرفتن تماس با خانواده رنجدیده مجید توکلی که اکنون ماه هاست از ملاقات و صحبت تلفنی با وی محروم بوده اند" و یا "انجام هر گونه اقدام نمادین دیگر بطور جمعی یا فردی"، از روش های مورد نظر این کمپین نام برده شده است.

متن فرخوان این کمپین که در اختیار سایت دانشجونیوز قرار گرفته به شرح زیر است:

مجید توکلی، یکی از سرشناس ترین فعالان دانشجوئی در سال های گذشته، در یکم خرداد 1365 در شیراز بدنیا آمد. در سال 1383 در مقطع کارشناسی رشته کشتی سازی وارد دانشگاه امیرکبیر شد و اندکی بعد به عضویت انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر درآمد و فعالیت های خود را آغاز کرد. او از آغاز فعالیت های سیاسی خود تا کنون سه بار بازداشت شده و مجموعاً تاکنون بیش از سه سال را در حبس گذرانده و هم چنان در زندان رجائی شهر کرج در بند است. وی بارها در بیدادگاه های جمهوری اسلامی دفاعیه های بیادماندنی از خود ارائه داده و با وجود سخت ترین و طاقت فرساترین شکنجه های فیزیکی و روحی، هم چنان حتی در داخل زندان با انتشار بیانیه ها و دست نوشته ها و پیام ها، استوارانه به فعالیت سیاسی خود ادامه می دهد.

وی در دوران فعالیتش در انجمن اسلامی، سردبیری نشریه "خط صفر" و نیز همکاری با نشریات متعدد دیگر را در کارنامه خود دارد. وی در ماه های اول فعالیت خود در دانشگاه امیرکبیر از سوی مدیریت دانشگاه به دلیل فعالیت های سیاسی، با تعلیق از تحصیل و ممنوع الورودی به دانشگاه روبرو شد. مجید توکلی برای اولین بار چند روز پس از جعل نشریات دانشجوئی دانشگاه امیرکبیر بازداشت شد و ماهها تحت بازداشت غیرقانونی و انفرادی و سخت ترین شکنجه های روحی و جسمی قرار داشت. او سرانجام پس از 16 ماه حبس در مرداد 1386 آزاد شد.

وی هدایت گروه های مطالعاتی و فکری متعددی را در زمینه های گوناگون در داخل و خارج دانشگاه امیرکبیر به عهده داشت و بار دیگر در سالروز درگذشت مهندس بازرگان در 17 بهمن 1387 بازداشت شد و پس از چند ماه حبس انفرادی در اوایل خرداد 1388 آزاد شد. و بار دیگر در 16 آذرماه 1388 و پس از یک سخنرانی بیادماندنی در تجمع باشکوه بیش از هزار دانشجوی معترض دانشگاه امیرکبیر با ضرب و شتم بازداشت شد و تا امروز، بدون یک روز مرخصی در حبس بسر می برد و از حقوق اولیه یک زندانی سیاسی محروم است.

مجید توکلی در طول 25 سال زندگی خود در حالی با بازداشت طولانی مدت، انفرادی، شکنجه، تهدید و تعلیق از تحصیل و تبعید و دیگر فشارها و تهدید ها در مورد خانواده اش روبرو بوده است که همواره فعالیت های مسالمت جویانه و انتقادی را سرلوحه کار خود قرار داده و سلاح او قلم و کاغذ است. او در طول سال های اخیر بدلیل استواری و مقاومت بی نظیرش در برابر گونه های مختلف فشار از سوی دستگاه های امنیتی به عنوان یکی از نمادهای مقاومت دانشجوئی در ایران و خارج از ایران شناخته می شود.

از این رو، ما جمعی از فعالان دانشجوئی، هم دانشگاهیان و دوستان مجید توکلی، در سالگرد 25 سالگی تولد مجید توکلی بر آن شده ایم تا در حمایت از فکر، قلم، اراده و ایمانش، به ادامه بازداشت غیرقانونی اش اعتراض کنیم و یکصدا خواهان آزادی بی قید و شرط این فعال دانشجوئی شویم. در این راستا این گروه اعتراضی در سالروز تولد این مرد خستگی ناپذیر، از همه هم وطنان اعم از دانشجویان، فعالان سیاسی و حقوق بشری می خواهد که با هر روش یاد این دانشجو را گرامی بدارند. تدوین و انتشار هرگونه نوشته، پوستر، قطعه ویدئویی، اثر هنری در وب سایت های مختلف خطاب به مجید توکلی، ارسال نامه و یا گرفتن تماس با خانواده رنجدیده مجید توکلی که اکنون ماه هاست از ملاقات و صحبت تلفنی با وی محروم بوده اند و یا انجام هر گونه اقدام نمادین دیگر بطور جمعی یا فردی، از روش های مورد نظر این کمپین است.

آدرس ایمیل این کمپین:   releasemajidtavakoli@gmail.com این نشانی پست الکترونیک دربرابر spambot ها و هرزنامه ها محافظت می شود. برای مشاهده آن شما نیازمند فعال بودن جاواسکریپت هستید

آدرس صفحه های مرتبط با مجید توکلی در فیس بوک کمپین:
http://www.facebook.com/tavakolimajid

http://www.facebook.com/#!/pages/Free-Majid-Tavakoli/219334288096738

۱۳۹۰ اردیبهشت ۲۳, جمعه

محکومیت غیرانسانی و سنگین 31 سال زندان برای دانشجوی زندانی

کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی: بنا بر آخرین گزارش های دریافتی، زندانی سیاسی بند ویژه امنیتی زندان رجایی شهر کرج (گوهردشت) مصطفی اسکندری با اتهاماتی واهی همچون «تشويش اذهان عمومی» و «مصاحبه با رسانه‌های بيگانه» به حکم سنگین 31 سال زندان محکوم گردیده است.
به گزارش کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی، این دانشجوی رشته پزشکی از بازداشت شدگان مراسم چهلم ندا آقا سلطان در بهشت زهرا می‌باشد که در هشتم مردادماه سال 88 به همراه همسرش، کبری زاغه دوست بازداشت و به حکم سنگین 31 سال زندان محکوم گردید.
مصطفی اسکندری پس از بازداشت در هشتم مردادماه و با اتهاماتی نظیر «اقدام عليه امنيت ملی» و «تشويش اذهان عمومی» و «مصاحبه با رسانه‌های بيگانه» بازداشت و نهایتاً در سکوت رسانه‌های خبری، به 31 سال زندان محکوم گردید. وی در طول بازجویی‌ها در زندان اوین نیز به‌شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته که در نتیجه این امر در طول بازجویی‌ها دچار شکستگی دنده و بینی گردید و پس از انتقال به زندان رجایی شهر کرج نیز به علت اعتراضات پیاپی خود به شرایط زندان و رفتار مسئولان زندان بارها از سوی مسئولان زندان به اعدام یا قتل توسط زندانیان اعدامی دیگر تهدید شد.
مصطفی اسکندری بیش از 7 ماه را در انفرادهای 209 و 240 سپری کرده و سپس به زندان رجایی شهر کرج منتقل شد و پس از سپپری کردن مدت ها انفرادی در سلول های انفرادی بند یک این زندان معروف به «سگدونی» هم اکنون در بند ویژه امنیتی این زندان به‌سر می‌برد.
قاضی پیرعباسی، قاضی پرونده آقای اسکندری علاوه بر صدور حکم سنگین زندان برای این زندانی سیاسی با هدف فشار مضاعف بر وی، کبری زاغه دوست همسر آقای اسکندری را که وی نیز نزدیک به دو سال را در بازداشت بوده است با تهدید به صدور حکم سنگین زندان وادار به طلاق از این زندانی سیاسی می‌کند.
اسکندری فروردین ماه سال گذشته نیز با انتشار نامه‌ای از زندان رجایی شهر کرج خواستار اعزام یک نماینده ویژه از سوی دادگاه جنایی بین المللی لاهه برای ملاقات با وی و دیگر زندانیان سیاسی و همچنین رسیدگی به جنایات مقامات جمهوری اسلامی گردید.

شاید وقتی دیگر - هواداران جبهه دموکراتیک ایران ( اصفهان )

در روزهای آغازین دوره دوم ریاست جمهوری احمدی نژاد، در حالی که به شکل عجیبی رهبر انقلاب اسلامی پیش از اعلام نظر شورای نگهبان دال بر صحت انتخابات اقدام به تبریک نمود و در نماز جمعه آن پشتیبانی جدی را از احمدی نژاد نمود، همگان یک ائتلاف و همکاری بی همتا را بین رهبری و ریاست جمهوری تصور می کردند ولی از لحظه ای که انتخاب رحیم مشایی این مرد انقلابی و دگراندیش به عنوان معاون اول ریاست جمهوری چالش بیت رهبری با نهاد ریاست جمهوری آغاز و فراگیر گشت، تا آنجا که پذیرش نظر رهبری از سوی احمدی نژاد به زمان زیادی نیاز داشت و بدون دستور کتبی امکان پذیر نبوده و نیست، این پیشامدها برای مخالفان احمدی نژاد عجیب، جالب و مهم دانسته شده است . مهم بودن آن آخرین واکنش مخالفان احمدی نژاد و حتی جمهوری اسلامی را در پی داشته است . چالش های به وجود آمده بین نهاد رهبری و نهاد ریاست جمهوری چندی نیست که مردم ایران به آن آشنا و عادت کرده باشند، ولی مخالفت ها و ایستادگی های احمدی نژاد به هر دلیلی اقتدار طلبی و حاکم بی منازع ایران بودن را از صاحبان تفکر و قدرت راس هرم حکومت می رود تا سلب کند . در این کش و قوس سکوت رهبران جنبش سبز و حتی تقاضای کسب مجوز راهپیمایی آنان از وزارت کشور احمدی نژاد و در مقابل سکوت وزارت کشور با این درخواست یک همدلی ضعیف و پنهانی را بین آنان به وجود آورد که محورش مخالفت واحد است . باید دید آیا آنان در بطن سیاست عجیب و غافلگیر کننده ی ایران به هدف مشترکی دست می یابند یا نه ؟
هواداران جبهه دموکراتیک ایران ( اصفهان )

سفری بی بازگشت - هواداران جبهه دموکراتیک ایران ( اصفهان )

در روزهایی که سراسر خاورمیانه داغ از قیام هایی پر شور مردمی برای سر و شکل دادن آبرومندانه تر به حکومت های عربی هستند، خبر کشته شدن اسامه بن لادن در آن سوی مرزهای شرقی ایران نوید روزهای بهتری را برای حداقل افغانستان و پاکستان می دهد . اسامه بن لادن که به طرز خیلی مشکوکی به همراه سه همسر و فرزندان آنها در خانه ای در حومه ی اسلام آباد زندگی می کرد و ساکنان آن محل هم غافل از این که او اسامه بن لادن باشد او را یک پاکستانی می دانستند، هلاکتش موجی از نا امیدی در صفوف تروریست های عربی - اسلامی به وجود آورده است .
همه این اتفاقات در خاورمیانه را می توان در قالب یک جریان دانست و آن جریان تقویت دموکراسی و گسترش حکومت های دموکراتیک تر و پاسخگوتر است، ایران هم به هیچ وجه خارج از این حرکت نبوده و نیست . حرکت ایران از ده ها سال پیش آغاز گشته است، انقلاب اسلامی نقطه اوج این حرکت در بروز سنتی و اولیه آن است . در روزگار کنونی که اطلاعات به راحتی جابه جا می شود و مردم بیش از پیش آگاهی سیاسی و اجتماعی به دست آورده اند، حرکت ایران به سوی دکوکراسی و ایجاد و بروز یک کشور و جامعه را به شکل موثر، مثبت، پیشرفته و آزاد کاملا مشهور است .
مردم ایران می دانند که چه ضعف هایی درکجای حکومت، سیاست ها و اولویت هایش قرار دارد . اکثریت مردم ایران به خوبی می دانند که زمانی که به صورت های مختلف علائق خود را در حیطه سیاسی و اجتماعی به آگاهی حاکمان رسانده اند ولی هیچ گونه تغییر چشمگیری پیش نیامده است، دیگر نمی توان نشست و به این دلخوش بود که حداقل حقوق سیاسی بیشتری از همه ملت های عرب بر خورداریم . چرا که ملت های عربی می روند تا با ایجاد شرایط جدید در حکومت هایشان، ایران را در رده بندی نسبت با دموکراسی به رده آخر خاورمیانه راهی کنند . هر چند مردم ترکیه از سال ها پیش از مزایای جامعه نسبتا آزاد برخوردارند و تنها نقطه ضعف سیاسی و اجتماعی ترکیه عدم احیای حقوق کردها ست که آن هم قابل تغییر است . ایران دارای مشکل احیای حقوق قومیت های خود نیست، اگر بتوان شرایط سیاسی ایران را به شکل جدی به نفع انتخاب های مردم تغییر داد موقعیت سیاسی و اجتماعی ایران در حد استانداردهای درجه یک جهانی قرار خواهد گرفت .
هواداران جبهه دموکراتیک ایران ( اصفهان )

۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۹, دوشنبه

تازه ترین گزارش ها از اعتراضات دانشجویی در ۲۵ اردیبهشت ماه

تازه ترین گزارش ها از اعتراضات دانشجویی در ۲۵ اردیبهشت ماه

دو شنبه 9 مه 2011
اعلام حمايت جمعی از اعضای انجمن دانشگاه بهشتی و فعالان دانشجويی دانشگاه علامه از بهار اعتراضات ۲۵ ارديبهشت ماه
بنا به گزارش صفحه فيس بوک ۲۵ ارديبهشت ماه جمعی از دانشجويان دانشگاه علامه و همچنين جمعی از اعضای انجمن اسلامی دانشگاه شهيد بهشتی با صدور بيانيه هايی رسمی از بهار اعتراضات دانشجويی اعلام حمايت نموده و دانشجويان دانشگاههای خود را دعوت به اعتراض در اين روز نمودند. بنا براين گزارش بعد از صدور بيانيه ای از سوی جمعی از دانشجويان سبز دانشگاه شهيد بهشتی، جمعی از اعضای انجمن اسلامی اين دانشگاه با صدور بيانيه ای ، تاکيد نمودند که «ضمن حمايت قاطع خود از اين حرکت اعتراضی، از تمامی دانشجويان و دانشگاهيان ايران، به خصوص استادان و هم کلاسی های خود می خواهيم که در برابر ظلم ساکت نباشند و در اعتراض به فضای اختناق و نفاق شديد در جامعه،امنيتی شدن فضای جامعه و دانشگاه، برباد رفتن استقلال دانشگاه، در بند کردن جمع زيادی از فعالين سياسی، دانشجويان ،اساتيد ،معلمان، کارگران و ديگر اقشار مردم ، در روز ۲۵ ارديبهشت در کلاس های خود شرکت ننمايند ». متن کامل اين بيانيه به شرح ذيل می باشد :
به نام خدا
دانشگاهيان هميشه سردمداران آزادی خواهی و حق طلبی بوده اند. اين قشر برآمده از مردم هميشه تلاش کرده اند همزمان با روشنگری افکار عمومی، فرياد ملت های مظلوم باشند تا خواست شان را به گوش دولت ها برسانند. اما کسانی که صدايی جز صدای خود را نميتوانند بشنوند، می خواهند به زور اين فرياد را خاموش و محو کنند و به خيال خام خود می توانند انديشه های نادرست و خطا را با سرنيزه در ذهن های هشيار و بيدار جوانان فرو و اين انديشه ها را جايگزين آرمان ها کنند. امروز شاهد هستيم کسانی که از وضعيت امنيتی کشورهای منطقه و به خصوص بحرين شکوه و گلايه می‏کنند و داعيه حق خواهی مردم به پا خاسته منطقه را دارند، خود در کشور وضعيتی سخت گيرانه تر از وضعيت اين کشورها را به وجود آورده اند. اين وضعيت در دانشگاه که کانون فکر و انديشه است به مراتب شديدتر است چرا که آنان از فکرهای ما می ترسند. اما گويا فراموش کرده اند که اينگونه برخوردها نه تنها خواسته هايشان را برآورده نمی کند بلکه باعث اتحاد و انسجام بيشتر حق خواهان می شود.
در اين ايام که دانشگاهيان سراسر کشور تصميم گرفته اند در روز يکشنبه ۲۵ ارديبهشت ۱۳۹۰ در اعتراض به امنيتی شدن فضای علمی-فرهنگی دانشگاه ها، سر کلاس های خود حاضر نشوند. ما جمعی از دانشجويان و اعضای انجمن اسلامی دانشگاه شهيد بهشتی نيز ضمن حمايت قاطع خود از اين حرکت اعتراضی، از تمامی دانشجويان و دانشگاهيان ايران، به خصوص استادان و هم کلاسيهای خود می خواهيم که در برابر ظلم ساکت نباشند و در اعتراض به فضای اختناق و نفاق شديد در جامعه،امنيتی شدن فضای جامعه و دانشگاه، برباد رفتن استقلال دانشگاه، در بند کردن جمع زيادی از فعالين سياسی، دانشجويان ،اساتيد ،معلمان، کارگران و ديگر اقشار مردم ، در روز ۲۵ ارديبهشت در کلاس های خود شرکت نکرده و در يک اقدام هماهنگ با ديگر دانشگاهها در يک اعتصاب سراسری شرکت کنند باشد که اين اقدام اخطاری باشد به اقتدارگرايان و انحصار طلبان حاکم که دانشگاه زنده است و دانشجو بيدار.
والسلام
دانشجويان و اعضای انجمن اسلامی دانشگاه شهيد بهشتی تهران
همچنين جمعی از دانشجويان دانشگا ه علامه تهران با اشاره به فضای خفقان ايجاد شده توسط اقتدارگرايان در دانشگاهها در پاسخ به اين اقدامات سرکوبگرايانه خواستار شرکت دانشجويان دانشگاه خود در اين حرکت اعتراضی گشتند و تاکيد داشتند که « پاسخ ما به اين اقدامات سرکوبگرانه ما همان جمله يار دربندمان مهديه گلروست که گفت :« دانشگاه اين آخرين سنگر آزادی بايد زنده بماند.» . متن اين بيانيه به شرح ذيل می باشد
به نام خدای آزادی
روزهايی را می گذرانيم که اقتدارگرايان بدين جهت که از قبل سرکوب ، طرفی نبسته اند و دانش و آگاهی را نفی خود می شمارند، بيش از پيش به سرکوب دانشجويان به مثابه پيکره واحدی از يک جنبش آزادی خواهی برآويخته اند. آنقدر که با آگاهی از لطمات اين حرکات و انعکاساتی که به دنبال دارد ، گريزی از آن ندارند.صدور احکام تعليق ، اخراج دانشجويان و اساتيد فرهيخته و فشارهای انظباطی نه چيز تازه ای است نه تعجب برانگيز ! حتی مسائل صنفی به عنوان دستاويزی برای اعمال فشار روی دانشجويان مورد استفاده قرار می گيرد. پاسخ ما به اين اقدامات سرکوبگرانه ما همان جمله يار دربندمان مهديه گلروست که گفت :« دانشگاه اين آخرين سنگر آزادی بايد زنده بماند.» از اين رو در همبستگی با تمامی دانشجويان و دانشگاهيان اعلام می کنيم با اعتصاب در روز ۲۵ ارديبهشت ، به اين حرکت اعتراضی و هماهنگ می پيونديم و صدای اعتراض خود را نسبت به شرايط موجود و جو خفقان دانشگاه ها، اين سنگر امن آزادی و عدالت هرچه رساتر سر می دهيم. لازم به ذکر است فعاليت در زمينه آگاه سازی و تبليغات در اين روز ، از اهميت بالايی برخوردار خواهد بود. ياران دبستانی ، ما دانشجويان دانشگاه علامه پيشاپيش دست شما را به ياری می فشاريم و شما را در روز ۲۵ ارديبهشت چشم به راهيم.
ارديبهشت ۱۳۹۰ جمعی از دانشجويان دانشگاه علامه طباطبايی
بنا به گزارش صفحه فيس بوک ۲۵ ارديبهشت تا کنون بيست و پنج دانشگاه کشور برای شرکت در اين حرکت اعتراضی اعلام آمادگی نومده اند
• جمعی از دانشجویان کرد و مازندرانی از اعتراض سراسری ۲۵ اردیبهشت در دانشگاه ها حمایت کرده اند ...
دوشنبه ۱۹ ارديبهشت ۱٣۹۰ - ۹ می ۲۰۱۱
اخبار روز: حمایت های گروه های دانشجویی از تظاهرات سراسری اعتراضی در روز ۲۵ اردیبهشت ماه ادامه دارد. در تازه ترین واکنش ها، جمعی از دانشجویان کرد و مازندرانی از این حرکت اعلام حمایت کرده اند.
بیانیه جمعی از دانشجویان کرد در حمایت از بهار اعتراضات دانشجویی ۲۵ اردیبهشت ماه بنا بر اعلام صفحه فیس بوک ۲۵ اردیبهشت ماه جمعی از دانشجویان کرد ضمن صدور بیانیه ای اعلام حمایت خود را از این حرکت اعلام نموده و خواستار « آزادی زندانیان سیاسی دربند، لغو حکم اعدام، برچیده شدن قضای پلیسی و امنیتی حاکم بر فضای ایران و کردستان، احقاق حقوق ایرانیان منطبق با موازین حقوق بشر، آزادی بیان و آزادی مطبوعات و رسانه ها، آزادی فعالیت احزاب سیاسی، به رسمیت شناخته شدن حق تعیین سرنوشت و تنوعات زبانی – فرهنگی ، آزادی زنان و رفع تبعض جنسیتی، رفع فشار بر اقلیت های مذهبی» شدند. متن این بیانیه به شرح ذیل می باشد :
با روی کار آمدن دولت کودتا در ایران و حوادث پس از انتخابات، فضای سیاسی – اجتماعی ایران بیش از پیش پلیسی و امنیتی شد. فعالین سیاسی، دانشجویی، مدنی، روزنامه نگاران و ... به بهانه هایی واهی بازداشت و به حبس های طولانی مدت محکوم شدند. آمار زندانیان سیاسی به بیشترین حد خود رسید، اعدام های سیاسی رو به فزونی گرفت و فضای پلیسی و امنیتی بر جامعه مستولی گشت. بعد از انتخابات دهم، جمهوری اسلامی آشکارا دیدگاه اقلیتی خودکامه را به جامعه تحمیل کرد و با شکنحه، زندان، اعدام و ... سعی در به کنترل در آوردن جامعه کرد. مردم آزادیخواه ایران با تمامی محدودیت های موجود در چند مقطع توانستند با حضور خود در خیابان، اعتراض خود به اتفاقاتی به وقوع پیوسته را نشان دهند و تجمعاتی آرام و به دور از خشونت را برگزار کنند. با همه این توضیحات، بعد از انتخابات فضای سیاسی- اجتماعی ایران بیش از پیش امنیتی و پلیسی شد. آزادی بیان و آزادی های سیاسی و اجتماعی بیش از پیش محدود شد و جامعه عملا به دو بخش خودی و غیرخودی تقسیم شد.
دایره خودی ها نیز هر روز محدودتر گشت. در این بین وضعیت کردستان و فضای سیاسی - اجتماعی آن بیشتر از هر دوره ای پلیسی و امنیتی شد. صدها فعال سیاسی، مدنی و دانشجویی بازداشت و به احکام سنگین محکوم شدند.
چندین نفر نفر به اعدام محکوم شدند و حکم چند نفر از آنها به اجرا در آمد. احسان فتاحیان، فرزاد کمانگر، فرهاد وکیلی، شیرین علم هولی، علی حیدریان و... اعدام شدند. دهها نفر مجبور به ترک وطن شدند. هر وجدان آزادی در مقابل وضعیت بوجود آمده احساس مسئولیت کرده و سعی بر کنش و فعالیتهایی برای متوقف کردن این روند می کند.
بر همین اساس:
ما دانشجویان کرد دانشگاه های ایران همگام با سایر دانشجویان دانشگاه های ایران از تمامی دانشجویان از اعتصاب سراسری دانشجویان در روز ۲۵ اردیبهشت حمایت می کنیم و خواسته های خود را به شرح زیر بیان می داریم: آزادی زندانیان سیاسی دربند، لغو حکم اعدام، برچیده شدن فضای پلیسی و امنیتی حاکم بر فضای ایران و کردستان، احقاق حقوق ایرانیان منطبق با موازین حقوق بشر، آزادی بیان و آزادی مطبوعات و رسانه ها، آزادی فعالیت احزاب سیاسی، به رسمیت شناخته شدن حق تعیین سرنوشت و تنوعات زبانی – فرهنگی ، آزادی زنان و رفع تبعض جنسیتی، رفع فشار بر اقلیت های مذهبی.
پیوستن دانشجویان دانشگاه مازندران به اعتصاب سراسری ۲۵ اردیبهشت و طرح پیشنهادهایی استراتژیک بنا به گزارش صفحه فیس بوک بیست و پنج اردیبهشت دانشجویان مازنداران در پی فراخوان عمومی دانشجویان پلی تکنیک برای پیوستن به اعتراضات دانشجویی اردیبهشت ماه با صدور بیانیه ای اعلام آمادگی نمودند. در این بیانیه علاوه بر تاکید و حمایت از اعتراض راهکارهایی برای گسترش دامنه اعتراضات پیشنهاد شده است .
متن این بیانیه بشرح زیر می باشد:
فشارهای حکومت ایران و نهاد های وابسته به ان بر نهاد دانشگاه، دانشجویان و اساتید مستقل همچنان ادامه دارد. سرکوب های گسترده ای که در سطح ملی از شانزده اذر ٨٨ به این سو روز بروز بر شدت ان اافزوده می گردد. روزها و ماه هایی که کمتر فعال دانشجویی ای از احکام انظباطی، زندان، احضار و... در امان مانده است. دانشگاه مازندران نیز که در تمامی این سال ها یکی از بازوهای مهم و تاثیرگذار جنبش دانشجویی ایران بوده، در دو سال اخیر نیز با وجود تمامی هزینه هایی که بر پیکرش تحمیل شده همجنان استوار و مصمم به راه خویش ادامه می دهد.
سخن در این روزهای ننگینی که که تمامیت خواهان برای ملت ایران رقم زده اند، بسیار است اما ما هم اکنون ترجیح می دهیم سخن را کوتاه کرده و با گذر از مقام نارضایتی که کسی در فراگیر بودن ان تردیدی ندارد، ۲۵ اردیبهشت ماه را به فرصتی تبدیل کنیم که در عمل کنش جمعی و اعتراضی مان به وضع موجود را به رخ مسببان ان بکشانیم.
برخی از دولتمردان ایران شرایط کنونی را پیچ اخر تاریخ می نامند، اری ما نیز بر همین باوریم اما با رویکردی دیگر. به باور ما شرایط استبدادی کنونی اخرین پیچی ست که جنبش دیرپای دموکراسی خواهی در ایران با گذر از ان به سرمنزل مقصود خواهد رسید.
تاریخ در حال رقم خوردن است، خاورمیانه ابستن حوادثی ژرف و تاریخ ساز هست، چهره ی دیگری از ان در حال شکل گرفتن است، ما بر این باوریم در قرن بیست و یکم و در شرایطی که جنبش های اجتماعی در اقصی نقاط دنیا از هم الهام گرفته و به هم یاری می بخشند، همکاری خرده جنبش ها در کشورهای مختلف منطقه می تواند هزینه ی سرکوب برای این دولت ها را بالا برده و همچنین بر حمایت های بین المللی از ان ها بیفزاید.
ما جمعی از فعالین دانشجویی دانشگاه مازندران با تاکید بر این که هیچ گونه مرزبندی بین فعالین داخل و خارج از کشور قائل نیستیم، اعلام می داریم انتظار و درخواستی بزرگ از فعالین دانشجویی خارج از کشور داریم و ان هم ایجاد پل های ارتباطی مستحکم بین جنبش دانشجویی ایران و سایر کشورها- علی الخصوص کشورهای همجوار-می باشد، شاید زیباترین تصاویری که مستعد خواهد بود در تاریخ مبارزه با دیکتاتوری ها درج گردند اعتصاب های دانشجویی ست که حتی بصورت نمادین و مقطعی با اهدافی مشترک در یک روز معین در چند کشور همجوار و حتی غیرهمجوار می تواند صورت گیرد. نیک می دانیم که براورده شدن این خواسته اسان نیست اما توانایی اش را در بزرگانی که در خارج از کشور سکونت دارند می بینیم و به عملی شدن ان ایمان داریم.
پیشنهادی نیز به همراهانمان در دیگر دانشگاه های ایران داریم، خرده جنبش ها و حتی جنبش کلان اجتماعی سیاسی ایران بارها و بارها با حرکت ها و کنش های جمعی مقطعی ای مواجه بودند که بدلیل استمرار نیافتن، هزینه های تحمیلی اش بر دستاورد ها فزونی گرفت، ما نیز معتقدیم اعتصاب و تحریم کلاس های درس طرحی ست معقول و کم هزینه، اما امید داریم این روند ادامه یابد و تنها برای خالی نبودن عریضه و قدرت نمایی در برابر هیئت حاکمه تلقی نگردد.
این اعتصاب ها باید بصورت هفتگی ادامه یابد و پیشنهادمان این است که چون در بسیاری از دانشگاه ها طی یک ترم بیش از یک غیبت در یک درس مجاز نمی باشد، می توان تدابیری همچون تغییر روزهای اعتصاب بصورت گردشی اندیشید تا مشکلی متوجه دانشجویان کنشگر نگردد. استمرار در تاکید و مقاومت بر سر مطالباتمان است که پیروزی را نصیب ما خواهد کرد...
شایان ذکر است که دانشگاه مازنداران سابقه قابل تقدیری در جنبش دانشجویی داشته و تا کنون دانشجویان این دانشگاه هزینه های بسیاری را در راستای آرمان های جنبش دانشجویی پرداخته اند. فضای به شدت امنیتی در این دانشگاه در هفته های اخیر بسیار خبرساز بوده است و دانشجویان این دانشگاه قصد دارند در روز ۲۵ اردیبهشت ماه دست به تجمعی اعتراض آمیز در راستای شکستن این فضا بزنند.

۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۸, یکشنبه

بن بست ولایت فقیه / حشمت الله طبرزدی


کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی

اگر مصباح یزدی صد ویژگی بد داشته باشد، یک ویژگی خوب دارد و آن صراحت بیان است. او بارها به صراحت گفته است که نظریه ولایت فقیه حتی برای مسئولان جمهوری اسلامی هم جا نیفتاده است. و من در این نوشته کوتاه دلیل آن را خواهم گفت.
اگر به اوضاع و احوال انسان‌ها نظر کنیم، درست یا نادرست بیش از چند میلیارد به خدا باور دارند، به پیامبران آسمانی باور دارند. حتی میلیون ها انسان به فرقه های گوناگون باور دارند. شاید بیش از صد میلیون شیعه در جهان وجود داشته باشد. ولی درباره اصل ولایت فقیه شرایط به گونه‌ای است که کسانی مثل مصباح یزدی و حسین شریعتمداری فریاد برآورده‌اند که حتی برخی مسئولین در سطح بالا این اصل را درک نکرده و یا در عمل به آن پایبند نیستند و یا از آن منحرف شده‌اند.
جالب این است که نزدیک‌ترین افراد به آیت‌الله خمینی که پایه‌گذار این نظریه حکومتی بود از این نظریه سر باز می‌زنند یا از انحراف به آن متهم می‌شوند. مانند بنی صدر، منتظری، سروش، شریعتمداری، کروبی، صانعی موسوی اردبیلی، موسوی، خاتمی، هاشمی رفسنجانی، موسوی خوئینی و حسن خمینی. و اخیراً چون خودشان، احمدی نژاد، مشایی، بقایی، جوانفکر و ...
در حالی که هیچ کس درباره دیانت و شیعه بودن این افراد تردید نکرده است.
حال پرسش این است که آیا این اصل ولایت فقیه چیست که حتی نزدیک‌ترین یاران امام و رهبر فعلی آن را درک نکرده، یا درک کرده اما در عمل از آن سر باز می‌زنند؟! آیا قابل قبول است که گفته شود میلیون‌ها شیعه از جمله هزاران عالم دینی، مرجع تقلید، نخبه سیاسی و فرهنگی، استاد دانشگاه، دانشجو، هنرمند، روزنامه‌نگار و حتی چهار رئیس جمهوری پیشین و فعلی، نخست وزیر دوره خمینی و ده‌ها وزیر و وکیل پیشین و فعلی همگی به دلیل انحراف در فکر یا انحراف در عمل از نظریه ولایت فقیه و یا عمل به دستور ولی فقیه باز مانده‌اند؟
اشکال در اصل نظریه و نحوه اجرای آن توسط شخص ولی فقیه و اطرافیان اوست. من پاسخ را از درون عملکرد و باور خود آنها ارائه می دهم.
اگر به باور و رفتار آیت‌الله سیستانی در عراق نگاه کنیم، در می‌یابیم که او نه به ولایت فقیه باور دارد و نه خودش را ولی فقیه می‌داند. برای همه گروه‌های شیعی و غیر شیعی و حتی سکولارهای عراق مرجع اتحاد و همدلی است. درست شرایطی که آیت‌الله خمینی در اوایل پیروزی انقلاب داشت. در آنزمان حتی رهبران جبهه ملی خمینی را به رهبری برای انقلاب پذیرفته بودند.
اما امروز کار به جایی رسیده است که خامنه‌ای در همه شئونات دولت دخالت می‌کند و احمدی‌نژاد نیز به مخالفت با او برخاسته است.
بالطبع هیچ انسان عاقل و نرمالی با زور و قیم مأبی انسان دیگر موافق نیست.
این است رمز بن بست ولایت فقیه.
حشمت الله طبرزدی / اردیبهشت 1390
زندان رجایی شهر کرج

قطع تلفن و نگرانی از انتقال نسرین ستوده به کهریزک دوم

سایت تغییر برای برابری: از 10 روز پيش که نسرين ستوده را به بند متادون منتقل كرده‌اند تماس های تلفنی او با خانواده قطع شده است.
رضا خندان در گفتگو با تغییر برای برابری ضمن اعلام این موضوع افزود:« اولين بار پس از اين جابجايي به سالن ملاقات مراجعه كرديم و متاسفانه از ملاقات حضوري بچه‌ها ممانعت كردند اين در حالي بود كه از چند ماه پيش بچه‌ها مي‌توانستند 5 دقيقه‌ به طور غير رسمي مادرشان را حضوري در راهرو ملاقات كنند.»
نسرین ستوده در آخرین ملاقات با همسرش گفته بود كه قرار است به همين زودي آنها را به زنداني در اطراف چرم‌شهر ورامين منتقل كنند. اين در حالي است كه نسرين ستوده نه تنها محكوميت قطعي ندارد بلكه در حال حاضر قرار بازداشت موقتي هم از 4 ماه پيش به اين طرف به او ابلاغ نشده است و در اين مدت به طور غير قانوني نگهداري شده است.
رضا خندان با ابراز نگرانی از انتقال همسرش به زندان چرم شهر ورامین می گوید:« بردن بچه‌ها به بيابانهاي اطراف ورامين كه اصلا معلوم نيست حتي جاده‌ي امن و سالمي هم داشته باشد كاملا مخاطره آميز است. مخصوصا در گرماي تابستان و شرايط آن منطقه تقريبا غير ممكن است و اصلا معلوم نيست بتوانند ملاقات حضوري داشته باشند يا نه»
انتقال برخی از زنان زندانی به زندان های ورامین بر میزان نگرانی های خانواده ها افزوده است. زندان قرچک ورامین زندانی است که به كهريزك دوم معروف شده است و زندانياني كه ظرف چند روز گذشته از گوهر دشت كرج به آنجا منتقل شده‌اند وضع آنجا را بسيار هولناك و غير قابل تحمل توصيف كرده‌اند .

۱۳۹۰ فروردین ۲۷, شنبه

مهدی خدایی: من جرمی مرتکب نشده ام که بخواهم درخواست بخشش کنم

بنابر گزارش رسیده به دانشجو نیوز، پدر مهدی خدایی در این دیدار گفته است: «یک روزی ما در این زندان اوین را شکستیم و رفتیم داخل تا زندانیان سیاسی را آزاد کنیم؛ امروز پسر خود من داخل زندان اوین است.» وی سپس می افزاید مهدی حاضر نشده است درخواست عفو را امضا کند و به ما گفت: «من جرمی مرتکب نشده ام که بخواهم درخواست بخشش کنم.»
پدر مهدی همچنین در باره روز دادگاه پسرش میگوید که قاضی مقیسه به مهدی گفت: «چرا به من نگاه نمی کنی ؟ مهدی جواب داد: من شما رو بعنوان قاضی قبول ندارم. قاضی پرسید چرا؟ مهدی گفت: معلومه تو دیشب با همسرت دعوات شده. قاضی پرسید: از کجا فهمیدی. مهدی هم گفته معلومه چون عصبانی هستی و در عصبانیت نمیتونی حکم کنی از عدالت خارجی. از روی عدالت حکم نمیدی !»
این دیدار در فضایی پرمهر و صمیمانه انجام پذیرفت. حرف ها و صحبت های پدر و مادر مهدی حاکی از دلی پردرد داشت. در عین حال خنده های این پدر و مادر نشان از مقاومت كسي بود که هشت ماه در بند مخوف ۲-الف سر خم نكرد و هر ملاقات از قبل قوي تر ميشد. ملاقات هایی که در آن مهدی همیشه لبخند بر لب دارد.
پدر مهدی از روز بازداشت مهدی می گوید؛ از اینکه با توجه به اتفاقات گویا مهدی می دانسته که ممکن است بازداشت شود ولی اصلا بروز نمی داده است. از برخورد نسبتا مناسب مامورین در قیاس با سایر خانواده ها می گوید. از اینکه با این وجود مادر مهدی از حال می رود.
پدر مهدی خدایی ادامه می دهد: «مهدی پسر یک دنده ای است. خیلی روی حرفش قاطع می مونه و روی عقایدش پایبنده. توی خانواده مهدی همیشه بحث سیاسی می کرد و همیشه ادب رو رعایت می کرد. کارهایی که مهدی انجام می داد همه اش قانونی بود ولی تو جمهوری اسلامی قانون معنا ندارد.»
دوستان مهدی نیز این را دلیل دیگری بر مقاومت و ایستادگی مهدی عنوان نمودند.
پدر مهدی از روز اولی که به جلوی زندان رفته بودند می گوید: «روز اولی که جلوی اوین رفتیم، خیلی بد با ما برخورد کردند. می گفتند باید بچه هاتون رو درست تربیت می کردید که کار به اینجا نکشه. همون جا دلم یک لحظه گرفت و پیش خودم گفتم این اوین رو ما یک روزی درش رو شکوندیم و رفتیم داخل تا زندانیان سیاسی رو آزاد کنیم و امروز پسر خود من تو زندان اوینه.»
یکی از دانشجویان با ذکر خاطره ای از شجاعت و مقاومت مهدی می گوید: «مهدی هم فعالیت سیاسی می کرد و هم فعالیت صنفی و هم فعالیت حقوق بشری. مهدی نمی توانست در مقابل ظلم ساکت بنشیند.»
پدر مهدی خدایی در ادامه و درباره صبوری فرزندش می گوید: « مهدی هم بنده خدا صداش در نمیاد. اصلا حاضر نیست واسه اینکه کارش راه بیافته به کسی رو بزنه. من حاضر نیستم بیام، اگه قرار باشه مرخصی بدن به همه مرخصی میدن. همچنین با اینکه بار ها برای گرفتن تخفیف و بخشش به ما گفته بودن درخواست عفو کنید مهدی حاضر نشد عفو را امضا کنه و گفت من جرمی مرتکب نشدم که بخوام در خواست بخشش کنم.»
پدر مهدی روز دادگاه را این چنین تعریف می کند:«روز دادگاه قاضی مقیسه به مهدی گفت: چرا به من نگاه نمی کنی؟ مهدی جواب داد: من شما رو بعنوان قاضی قبول ندارم. قاضی پرسید چرا؟ مهدی گفت: معلومه تو دیشب با همسرت دعوات شده. قاضی پرسید: از کجا فهمیدی. مهدی هم گفته معلومه چون عصبانی هستی و در عصبانیت نمیتونی حکم کنی از عدالت خارجی. از روی عدالت حکم نمیدی!
قاضی مقیسه بعد از دادگاه رو کرد به من و گفت: این پسرت تو هدفش قویه. زیر بار نمی ره که اشتباه کرده، کاری هم از دست ما بر نمیاد. می دانم که اگر اعدامش هم کنیم از حرفش کوتاه نخواهد آمد.»
مادر مهدی خدایی نیز با بغض از وابستگی های عاطفی خودش به مهدی می گوید و از اینکه همواره مهدی طرف مشورت او بوده است و چقدر به او کمک می کرده است و ازاینکه نمی تواند هفت سال دوری از پسر کوچکش را تحمل کند. در این لحظه هم بندیان مهدی که تازه از بند ۳۵۰ زندان اوین آزاد شده اند با گفتن خاطراتی خوش از بند مادر مهدی را دلداری می دهند و همه با خنده می گویند: کار به هفت سال نمی کشد.
سپس یکی از دانشجویان نیز با اشاره به سوابق فعالیت های دانشجویی مهدی در دانشگاه آزاد و اینکه به خاطر همین فعالیت ها دو ترم از تحصیل محروم شده است عنوان می دارد: «مهدی بر گردن همه ما دانشجویان دانشگاه آزاد حق دارد. او شرف دانشجویان دانشگاه آزاد است.»
گفتنی است مهدی خدایی از فعالین حقوق بشر و از فعالین تاثیرگذار دانشجویی در دانشگاه آزاد می باشد.
مهدی خدایی دبیر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه آزاد واحد شهر ری بود که در ایام تحصیل با دو ترم محرومیت از تحصیل مواجه شد. مهدی خدایی پیش از این نیز یکبار به مدت ۳۸ روز در تابستان ۱۳۸۷ بازداشت و در انفرادی های بند ۲۰۹ زندان اوین به سر برده بود. او در این پرونده با محکومیت چهار سال زندان از سوی قاضی صلواتی مواجه شد.
با توجه به تاثیر گذاری مهدی خدایی در میان دانشجویان دانشگاه آزاد و فعالیت های حقوق بشری وی نهاد های امنیتی و اطلاعاتی بار دیگر در تاریخ ۱۲ اسفند ۱۳۸۸ اقدام به بازداشت او کردند. مهدی از ابتدای بازداشت در بند ۲-الف زندان اوین تحت شکنجه و فشار شدید برای قبول اتهامات واهی قرار گرفت و تا مدت ها از حق ملاقات و تماس با خانواده ی خود نیز محروم بود. در این پرونده نیز مهدی با محکومیت سه سال زندان از سوی قاضی مقیسه مواجه گشت. سر انجام پس از هشت ماه که در شرایط سخت بند امنیتی ۲-الف قرار داشت در تاریخ ۲۹ اذر ۱۳۸۸ به بند ۳۵۰ زندان اوین منتقل گشت.
او هم اکنون در مجموع دو پرونده به هفت سال حبس قطعی محکوم شده است.

 

بی خبری مطلق از یک دانشجوی زندانی در بازداشتگاه اطلاعات شیراز

محمد جواد نوروزی دانشجوی سال آخر رشته حقوق دانشگاه پیام نور شیراز در تاریخ۱۵ اسفند پس از احضار به حراست دانشگاه ، بازداشت شده است.
به گزارش کلمه از شیراز، پس از ۴ روز بی خبری از وی با خانواده وی تماس گرفته شده و گفته شده که نامبرده در پلاک ۱۰۰بازداشتگاه وزارت اطلاعات در شیراز زندانی است اما از دلیل بازداشت وی سخنی بهمیان نیامده است.
ماموران همچنین به منزل وی که یک منزل دنشجویی بوده رفته و کلیه لوازم وی از جمله کیس کامپیوتر وی را با خود برده اند .
محمد جواد نوروزی از فعالین ستاد میر حسین موسوی درجریان انتخابات بود که بعد از انتخابات در جریان اعتراضات به نتیجه انتخابات در ۱۶آذر ۸۸ بازداشت و به ۴ ماه حبس تعلیقی محکوم شد. نامبرده پس از حصر خانگی سران جنبش نیز در اعتراضات به حصر سران جنبش شرکت داشت .
تاکنون از وضعیت پرونده وی هیچnاطلاعی در دست نیست و وی کماکان در وضعیت بلاتکلیفی به سر می برد.