۱۳۹۰ خرداد ۱۰, سه‌شنبه

تجمع ایرانیان تورنتو در حمایت از نسرین ستوده،عبداله مومنی و مهدی خدایی

جبهه متحد دانشجویی : تجمع ایرانیان ساکن تورنتو به همت جمعی از جوانان و دانشجویان شهر تورنتو در حمایت از نسرین ستوده، عبداله مومنی و مهدی خدایی امروز یکشنبه در میدان دانداس برگزار شد.

 این گردهمایی با فراخوان جبهه متحد دانشجویی و با حمایت مرکز بین المللی حقوق بشر (ICHR) همزمان با نزدیک شدن به زادروز نسرین ستوده وکیل حقوق بشری زندانی، عبداله مومنی فعال مدنی و مهدی خدایی دانشجوی زندانی در میدان معروف شهر تورنتو برگزار شد که با واکنش کانادایی ها روبرو شد.

حاضران با در دست داشتن تصاویری از این سه زندانی سیاسی و سر دادن شعار حمایت خود را نشان دادند و از کوشش های آنها تقدیر کردند. همچنین یکی از حاضران به نمایندگی از جمع به زبان انگلیسی دلیل تجمع را به رهگذران میدان پررفت و آمد دانداس (Dundas) توضیح می داد که با واکنش های خوبی روبرو شد.
 








۱۳۹۰ خرداد ۹, دوشنبه

حضور نسرین ستوده در اولین دادگاه رسیدگی به ابطال پروانه وكالت اش

جبهه متحد دانشجویی: اولین دادگاه رسیدگی به پرونده ابطال پروانه وكالت نسرین ستوده صبح امروز با حضور نسرین ستوده در كانون وكلای دادگستری برگزار شد. نتیجه نهایی به دادگاه تجدید نظر و زمان دیگری موكول شد.
به گزارش مدرسه فمنیستی، صبح امروز هشتم خرداد ماه، نسرین ستوده با دستبند و همراهی دو سرباز و یك زن پلیس از زندان اوین به كانون وكلا آمد تا در دادگاه رسیدگی به ابطال پروانه ی وكالتش شركت كند.
در این دادگاه كه در یكی از اتاق های كانون وكلا برگزار شد ؛ خانم كیهانی عضو هیات رییسه كانون و چند تن از وكلا به عنوان قاضی به بررسی پرونده ابطال و یا عدم ابطال پروانه وكالت نسرین ستوده پرداختند و تصمیم به برگزاری دادگاه تجدید نظر و در زمانی دیگر گرفته شد.
نسرین ستوده از شهریور سال گذشته در زندان اوین دربند و به یازده سال زندان محكوم شده است. چندی پیش مراجع قضایی خواستار تعلیق پروانه وكالت این وكیل شدند اما كانون مدافعان با وارد شدن به این حوزه مسئولیت رسیدگی به این پرونده را برعهده گرفته است.
به گفته وكلای حاضر در پشت درهای بسته ی دادگاه، این عمل كانون وكلای دادگستری به منزله ی دفاع از حقوق صنفی وكلاست و امیدوارند كانون وكلا در این زمان حساس تاریخی تصمیمی مبنی بر دفاع از حقوق صنفی وكلا بگیرد.
هر چند این وكیل هم در دادگاه و هم در نامه ای كه به همسرش نوشته ؛تاكید كرده چه بی پروانه و چه با پروانه وكالت به احكام صادر شده ی موكلانش معترض است:" تا زمانی كه این احكام غیر عادلانه به حیات خود ادامه می‌دهد و تا زمانی كه دادگاه انقلاب به صدور احكام اعجاب انگیز خویش ادامه می‌دهد. من بی‌پروانه‌ی وكالت یا با پروانه، به این احكام معترضم.اعتراض به احكام ناعادلانه نیاز به پروانه‌ی وكالت ندارد. به آنها بگو پروانه‌ام را از من بگیرید، عدالت را نه؟"
او در این دادگاه با چهره ای خندان و با اعتماد به نفس بالا حضور یافت كه قوت قلب حاضران و فعالان حقوق زنانی شد كه برای دیدن نسرین ستوده به كانون وكلای دادگستری آمده بودند.

اجرای حکم زندان علیرضا فیروزی و سورنا هاشمی

جبهه متحد دانشجویی:سورنا هاشمی از اعضای دانشجویان لیبرال دانشگاه‌های تهران و علیرضا فیروزی فعال حقوق بشر و روزنامه نگار به جهت اجرای حکم ۶ ماهه زندان خود، ظهر امروز شنبه به زندان اوین مراجعه کردند.
به گزارش کمیته گزارشگران حقوق بشر، حکم فوق از سوی دادگاه عمومی و انقلاب زنجان و در جریان پروندهٔ فساد اخلاقی معاون دانشجویی دانشگاه زنجان، برای این دو دانشجوی دانشگاه زنجان صادر شده است.
علیرضا فیروزی فعال و سورنا هاشمی هستند که هر دو از فعالین دانشجویی دانشگاه زنجان بوده‌اند، در جریان افشای هتک حرمت معاونت دانشگاه زنجان به یکی از دانشجویان دختر، از دانشگاه اخراج شده و در ‌‌نهایت به حبس تعزیری محکوم شدند.
علیرضا فیروزی و سورنا هاشمی در تاریخ ۱۲ د‌ی‌ماه سال ۸۸ در پی سفری به تبریز بازداشت شدند و تا مدت‌ها از محل نگهداری آن‌ها هیچ اطلاعی در دست نبود تا در ‌‌نهایت مشخص شد که در زندان اوین نگهداری می‌شوند.
سورنا هاشمی در تاریخ ۱۵ فروردین‌ماه سال ۸۹ و علیرضا فیروزی در روز ۲۲ اردیبهشت‌ماه سال ۸۹ با قرار وثیقه از زندان اوین آزاد شدند.
هنوز از وضعیت پرونده جدید این دو فعال دانشجویی اطلاعاتی در دست نیست.

۱۳۹۰ خرداد ۶, جمعه

انتقال رسول بداقی معلم زندانی اعتصابی به سلول انفرادی

بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" معلم زندان رسول بداقی در پنجمین روز اعتصاب غذای خود به سلولهای انفرادی بند 1 شکنجه گاه زندان گوهردشت کرج منتقل شد.
معلم زندانی رسول بداقی در اعتراض به خفقان موجود،عدم آزادی بیان،وجود تشکلهای مستقل، دادگاه های فرمایشی،محدودیتهای غیر انسانی علیه زندانیان سیاسی ،تحت فشار قرار داد خانواده های زندانیان سیاسی از روز یکشنبه اول خرداد ماه همراه با تعداد دیگری از زندانیان سیاسی دست به اعتصاب غذا زد و طی نامه ای به مسئولین زندان اعلام نمود که تا رسیدگی به مطالباتش به اعتصاب غذای خود ادامه خواهد داد.
بدستور بازجویان وزارت اطلاعات روز پنجشنبه 5 خرداد ماه حوالی ساعت 15: 14 در پنجمین روز اعتصاب غذای این معلم زندانی بجای رسیدگی به خواسته های به حق وی ،او را به سلولهای انفرادی بند 1 منتقل کردند تا تحت شکنجه های جسمی و شرایط قرون وسطایی قرار دهند.
رسول بداقی در نامه ای مکتوب به مسئولین زندان ابراز کرد تا رسیدگی به مطالباتش اعتصاب خواهد نمود. وی مطالباتش را بطور مشخص به این شکل عنوان کرده است :
1- اجرای آیین نامه زندانها بطور کامل شامل ملاقات حضوری ،تلفن و حق استفاده از مرخصی
2- جلوگیری از فشار بر خانواده های زندانیان سیاسی و امنیتی
3- بهبود وضعیت صنفی و رفاهی زندانیان، وی همچنین در بخشی از نامه اش اعتصاب خود را اعتراض به دادگاه های فرمایشی و مشخصا دادگاه خودش و وضعیت بد آموزش و پرورش از نظر کمی و کیفی و اعتزاض به خفقان موجود و عدم آزادی بیان ... و تشکلها عنوان کرد.
گفتنی است وضع جسمی رسول بداقی به هیچ وجه مطلوب نبوده و زندانیان سیاسی گوهردشت شدیدا نگران وضعیت وی هستند. در حال حاضر علاو بر رسول بداقی تعداد دیگری از زندانیان سیاسی در اعتصاب غذا بسر می برند. اسامی بعضی از آنها به قرار زیر می باشد:کیوان صمیمی،مهدی محمودیان و ... می باشند.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، انتقال معلم زندانی در پنجمین روز اعتصاب غذا و در شرایط نامطلوب و نگران کننده شدیدا ابراز نگرانی می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و مراجع بین المللی خواستار اقدامات فوری برای و نجات جان این معلم زندانی است.
05 خرداد 1390 برابر با 26 می 2011
گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:
کمیساریای عالی حقوق بشر
گزارشگران ویژه دستگیریهای خودسرانه و شکنجه
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل

۱۳۹۰ خرداد ۲, دوشنبه

سوم خرداد-فراخوان تعطیلی کلاس ها در دانشگاه علم و صنعت به مناسبت دومین سالگرد کیانوش آسا

دانشجویان سبز دانشگاه علم و صنعت با صدور بیانیه ای به مناسبت دومین سالگرد شهادت مهندس کیانوش آسا به تعطیلی کلاس های درس این دانشگاه در تاریخ سه شنبه 3 خرداد 390 فراخوان داده اند. این دانشجویان در این بیانیه آورده اند: "ما دانشجویان سبز، اعلام می کنیم در روز سوم خرداد ماه، در کلاس های درس حاضر نمی شویم و با حضور در دانشگاه و گذر از "پارک آسا" و ذکر فاتحه برای شادی روح کیانوش، یاد و خاطره کیانوش و همه شهدای جنبش سبز را زنده نگه خواهیم داشت. ما همچنین از اساتید محترم دانشگاه مان دعوت می کنیم تا برای حفظ کرامت و شرافت انسانی، به این حرکت آرام اعتراضی بپیوندند و روز سه شنبه در کلاس های درس خود حاضر نشوند." متن کامل این بیانیه بدین شرح است: بار دیگر خرداد از راه می رسد؛ خرداد که یاد و خاطره همکلاسی سبزمان را با خود به همراه دارد. کیانوش آسا، دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد (ورودی مهر 1386) دانشکده مهندسی شیمی دانشگاه علم و صنعت، چشم و چراغ مادر بزرگوارش، قرار بود به زودی فارغ التحصیل شود. قرار بود در فقدان پدر، یار و یاور و مایه افتخار خانواده باشد. اما 25 خرداد 88 قرار بود سرنوشت دیگری را برای او رقم بزند. او که به همراه دیگر همدانشگاهی های خود برای اعتراض مسالمت آمیز به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری دهم به راهپیمایی پرشکوه 25 خرداد رفته بود، دیگر قرار نبود بازگردد؛ تا شاهد باشد و شهادت دهد و خونش، یاور مبارزان راه آزادی باشد و مایه افتخار نه تنها برای خانواده بلکه برای همه میهن باشد. او که به ضرب دو گلوله نیروهای امنیتی به شهادت رسید، یک هموطن بود، فرزند کرمانشاه، یک همکلاسی، یک دوست، یک انسان... اینجا، دانشگاه علم و صنعت ایران است؛ همچنان آرام و صبور در سوگ از دست دادن کیانوش آسا؛ اما خشمگین از دستهایی که پیدا و پنهان در قتل کیانوش شریکند. آنها که روزی برای او مراسم سوگواری برگزار و آه و ناله می کنند و روز دیگر، نیروهای اجیر شده خود را "بسیج" می کنند تا مراسم سوگواری دانشجویان مستقل را بر هم بزنند، به کیانوش توهین کنند و ... آنها که هرکجا لازم باشد کیانوش را مظلوم معرفی می کنند و جای دیگر مجرم جلوه می دهند! ننگ بر این دو رویی و تزویر که اگر چنین نبود، ده ها تن از دانشجویان، فقط به خاطر برگزاری مراسم یادبود دوست شهیدشان، با احکام سنگین انضباطی مواجه نمی شدند، از تحصیل محروم نمی شدند و به زندان نمی افتادند... اما مسوولین دانشگاه تکصدایی و معاونین امنیتی و عاملان قداره کش آنها در داخل و خارج دانشگاه بدانند، زنده نگه داشتن یاد کیانوش آسا وظیفه ای است که دانشجویان علم و صنعت، به هیچ قیمت در آن کوتاهی نخواهند کرد. دو سال از این جنایت هولناک می گذرد و تاکنون هیچ پاسخی از سوی "قوه قضاییه غیرمستقل و امنیتی" داده نشده است. مسوولین دانشگاه هم علی رغم ادعای روزهای نخست، بجای تلاش برای احقاق حق دانشجوی مظلومشان، تنها مشغول برخورد با دانشجویان عزادار علم و صنعتی بودند تا ظلم ها مضاعف شود و علی رغم ادعای اربابان قدرت، دفع حداکثری اتفاق بیفتد... ما دانشجویان سبز دانشگاه علم و صنعت ایران، همچنان به پیمانی که برای ادامه راه کیانوش بستیم، پایبندیم و در این راه، خود را آماده پرداخت هزینه های سنگین کرده ایم. ما دانشجویان سبز، اعلام می کنیم در روز سوم خرداد ماه، در کلاس های درس حاضر نمی شویم و با حضور در دانشگاه و گذر از "پارک آسا" و ذکر فاتحه برای شادی روح کیانوش، یاد و خاطره کیانوش و همه شهدای جنبش سبز را زنده نگه خواهیم داشت. ما همچنین از اساتید محترم دانشگاه مان دعوت می کنیم تا برای حفظ کرامت و شرافت انسانی، به این حرکت آرام اعتراضی بپیوندند و روز سه شنبه در کلاس های درس خود حاضر نشوند. ما دانشجویان سبز دانشگاه، بار دیگر به مسوولین تمامیت خواه علم و صنعت هشدار می دهیم ایجاد فضای رعب و خفقان و تکصدایی شاید در کوتاه مدت خاطر پریشانتان را آرام کند؛ اما در درازمدت آنچنان آتشی به خانمانتان خواهد انداخت که تنها حسرت برایتان به یادگار خواهد گذاشت؛ شما را از آن روز، گریزی نیست.

۱۰ سال حبس برای "دانشجویان" پرونده حمله به کوی دانشگاه تهران/ عدم معرفی عاملان

در پی رسیدگی به پروندۀ کوی دانشگاه تهران و صدور احکام حبس و جریمه نقدی، دانشجویان این دانشگاه مجموعا به بیش از ده سال حبس محکوم شدند.

به گزارش دانشجونیوز، با صدور احکام متهمین پروندۀ حمله به کوی دانشگاه تهران از سوی قاضی فراتی مستقر در سازمان قضایی نیروهای مسلح این دانشجویان به بیش از 10 سال حبس محکوم شدند.
بر اساس این گزارش، در ادامه رسیدگی به این پرونده نزدیک به چهل تن از دانشجویان به احکام حبس تعزیری و تعلیقی و همچنین جریمه نقدی محکوم شدند. پیش از این نیز دادستان کل کشور در تاریخ 19 اردیبهشت ماه از صدور احکام جزایی برای چهل تن در پی رسیدگی به این پرونده خبر داده بود..
آنگونه که از این گزارش برمی آید، احکام صادره تاکنون شامل فعالین دانشجویی و قربانیان این حادثه بوده است که پیش از این چندی از آنان با بازداشت توسط سازمان قضایی نیروهای مسلح مواجه شده بودند.
در این گزارش آمده است که پیش از این نیز آوات رضانیا از دانشجویان کرد این دانشگاه و دانشجوی دکترای علوم ارتباطات به اتهام "اخلال در نظم عمومی" به ۳ ماه حبس تعلیقی و ۷۴ ضربه شلاق بدل به ۳ میلیون ریال جریمه محکوم شده است.
همچنین حبیب فرحزادی نیز به ده ماه حبس که پنج ماه آن به مدت چهارسال به تعلیق در آمده است و همچنین پانصد هزار تومان جریمه نقدی بدل از 74 ضربه شلاق محکوم شده است.
گفتنیست احکام مذکور بدوی است و به مدت بیست روز قابل تجدیدنظر خواهی خواهد بود
این در حالی است که تاکنون هیچ گزارشی از محکومیت عاملان اصلی این پرونده منتشر نشده است و دانشجویان که به عنوان شاکی این پرونده مطرح بودند محکوم شده اند
لازم به ذکر است پس از انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری نیروهای لباس شخصی و همچنین گارد ویژه نیروی انتظامی به همراه یگان ویژه سپاه پاسداران شامگاه بیست و چهار خرداد ماه به کوی دانشگاه حمله کردند و بیش از 100 تن ز دانشجویان بازداشت شدند. همچنین در طول دوسال گذشته در روند رسیدگی به این پرونده از سوی سازمان قضایی نیروهای مسلح بارها دانشجویان با احضار و بازداشت های متعدد مواجه شدند.

برگزاری جشن تولد مجید توکلی در تورنتو

گزارش از تورنتو- جشن تولد مجید توکلی

«یک روز پرواز خواهم کرد»

۱۳۹۰ خرداد ۰۲
آویده مطمئن‌فر/ تورنتو / رادیو کوچه
avideh@koochehmail.com
نام «مجید توکلی» بر همه آشنا است و همه این دانش‌جوی شجاع و سخن‌رانی‌اش در دانش‌گاه «امیر‌کبیر» تهران در روز دانش‌جو و کمپین حجاب برای مردان با شعار «مرد باش» که در پی دستگیری مجید توکلی بر پا شد را به یاد داریم.‌
فایل صوتی را از اینجا بشنوید
http://radiokoocheh.com/wp-content/files/20110523_Avideh_GozareshAzToronto_MajidTavakoli.mp3 دانلود فایل صوتی
امروز تولد مجید بود. در دنیایی که همه افراد طبیعتن روز تولد خود را در کنار خانواده، دوستان و یا حداقل در آزادی سپری می‌کنند، مجید به گناه آزادی خواهی دربند است.

مجید پس از محاکمه‌ای  که در آن حتا اجازه حضور نداشت به جرایم «شرکت در تجمع غیر قانونی»، «تبلیغ علیه نظام» و «توهین به مقامات»، به هشت‌ سال‌و‌نیم زندان محکوم‌شده و از ژانویه تا مه۲۰۱۰ در زندان اوین در سلول انفرادی بوده است. در تاریخ ۱۷ مه ۲۰۱۰، مجید دست به اعتصاب غذا زد و در ۲۶ ماه مه،  مادر او نیز در اعتصاب غذایی در تلاش برای افزایش آگاهی از حبس او به مجید پیوست. با اعتصاب غذا وضعیت سلامت مجید به سرعت بدتر شد و در روز چهارم از خون‌ریزی معده رنج می‌برد و قادر به حرف زدن نبود. در اوت ۲۰۱۰  مجید  به زندان «رجایی‌شهر» منتقل و در بند مجرمان خشن قرار داده شد. مجید توکلی از یک بیماری تنفسی رنج می‌برد که با ادامه حبس هر روز بدتر می‌شود.‌
امروز تعدادی از دوستان به همت جبهه متحد دانش‌جویی در تورنتو در میدان «مل لستمن» گرد هم آمدند و تولد این یار دربند را جشن گرفتند. در این برنامه شنونده سخنانی از «ارزشیر زارع‌زاده» و «سلمان سیما»، یکی از هم‌بندان مجید توکلی در تجمع امروز تورنتو باشید.

۱۳۹۰ اردیبهشت ۲۹, پنجشنبه

فرخوان برای بزرگداشت مجید توکلی در سالروز تولد وی

جمعی از فعالان دانشجویی در تلاش هستند تا در آستانه سالگرد تولد مجید توکلی عضو انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر و شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت، پایداری وی را گرامی دارند.
به گزارش دانشجونیوز این فعالان دانشجویی در فراخوان خود گفته اند: "ما جمعی از فعالان دانشجوئی، هم دانشگاهیان و دوستان مجید توکلی، در سالگرد ٢۵ سالگی تولد مجید توکلی بر آن شده ایم تا در حمایت از فکر، قلم، اراده و ایمانش، به ادامه بازداشت غیرقانونی اش اعتراض کنیم و یکصدا خواهان آزادی بی قید و شرط این فعال دانشجوئی شویم."

دوستان مجید توکلی با ایجاد این کمپین اعلام کرده اند آماده دریافت نوشته، پوستر، قطعه ویدئویی و یا هر اثر هنری خطاب به مجید توکلی هستند.

همچنین از "ارسال نامه و یا گرفتن تماس با خانواده رنجدیده مجید توکلی که اکنون ماه هاست از ملاقات و صحبت تلفنی با وی محروم بوده اند" و یا "انجام هر گونه اقدام نمادین دیگر بطور جمعی یا فردی"، از روش های مورد نظر این کمپین نام برده شده است.

متن فرخوان این کمپین که در اختیار سایت دانشجونیوز قرار گرفته به شرح زیر است:

مجید توکلی، یکی از سرشناس ترین فعالان دانشجوئی در سال های گذشته، در یکم خرداد 1365 در شیراز بدنیا آمد. در سال 1383 در مقطع کارشناسی رشته کشتی سازی وارد دانشگاه امیرکبیر شد و اندکی بعد به عضویت انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر درآمد و فعالیت های خود را آغاز کرد. او از آغاز فعالیت های سیاسی خود تا کنون سه بار بازداشت شده و مجموعاً تاکنون بیش از سه سال را در حبس گذرانده و هم چنان در زندان رجائی شهر کرج در بند است. وی بارها در بیدادگاه های جمهوری اسلامی دفاعیه های بیادماندنی از خود ارائه داده و با وجود سخت ترین و طاقت فرساترین شکنجه های فیزیکی و روحی، هم چنان حتی در داخل زندان با انتشار بیانیه ها و دست نوشته ها و پیام ها، استوارانه به فعالیت سیاسی خود ادامه می دهد.

وی در دوران فعالیتش در انجمن اسلامی، سردبیری نشریه "خط صفر" و نیز همکاری با نشریات متعدد دیگر را در کارنامه خود دارد. وی در ماه های اول فعالیت خود در دانشگاه امیرکبیر از سوی مدیریت دانشگاه به دلیل فعالیت های سیاسی، با تعلیق از تحصیل و ممنوع الورودی به دانشگاه روبرو شد. مجید توکلی برای اولین بار چند روز پس از جعل نشریات دانشجوئی دانشگاه امیرکبیر بازداشت شد و ماهها تحت بازداشت غیرقانونی و انفرادی و سخت ترین شکنجه های روحی و جسمی قرار داشت. او سرانجام پس از 16 ماه حبس در مرداد 1386 آزاد شد.

وی هدایت گروه های مطالعاتی و فکری متعددی را در زمینه های گوناگون در داخل و خارج دانشگاه امیرکبیر به عهده داشت و بار دیگر در سالروز درگذشت مهندس بازرگان در 17 بهمن 1387 بازداشت شد و پس از چند ماه حبس انفرادی در اوایل خرداد 1388 آزاد شد. و بار دیگر در 16 آذرماه 1388 و پس از یک سخنرانی بیادماندنی در تجمع باشکوه بیش از هزار دانشجوی معترض دانشگاه امیرکبیر با ضرب و شتم بازداشت شد و تا امروز، بدون یک روز مرخصی در حبس بسر می برد و از حقوق اولیه یک زندانی سیاسی محروم است.

مجید توکلی در طول 25 سال زندگی خود در حالی با بازداشت طولانی مدت، انفرادی، شکنجه، تهدید و تعلیق از تحصیل و تبعید و دیگر فشارها و تهدید ها در مورد خانواده اش روبرو بوده است که همواره فعالیت های مسالمت جویانه و انتقادی را سرلوحه کار خود قرار داده و سلاح او قلم و کاغذ است. او در طول سال های اخیر بدلیل استواری و مقاومت بی نظیرش در برابر گونه های مختلف فشار از سوی دستگاه های امنیتی به عنوان یکی از نمادهای مقاومت دانشجوئی در ایران و خارج از ایران شناخته می شود.

از این رو، ما جمعی از فعالان دانشجوئی، هم دانشگاهیان و دوستان مجید توکلی، در سالگرد 25 سالگی تولد مجید توکلی بر آن شده ایم تا در حمایت از فکر، قلم، اراده و ایمانش، به ادامه بازداشت غیرقانونی اش اعتراض کنیم و یکصدا خواهان آزادی بی قید و شرط این فعال دانشجوئی شویم. در این راستا این گروه اعتراضی در سالروز تولد این مرد خستگی ناپذیر، از همه هم وطنان اعم از دانشجویان، فعالان سیاسی و حقوق بشری می خواهد که با هر روش یاد این دانشجو را گرامی بدارند. تدوین و انتشار هرگونه نوشته، پوستر، قطعه ویدئویی، اثر هنری در وب سایت های مختلف خطاب به مجید توکلی، ارسال نامه و یا گرفتن تماس با خانواده رنجدیده مجید توکلی که اکنون ماه هاست از ملاقات و صحبت تلفنی با وی محروم بوده اند و یا انجام هر گونه اقدام نمادین دیگر بطور جمعی یا فردی، از روش های مورد نظر این کمپین است.

آدرس ایمیل این کمپین:   releasemajidtavakoli@gmail.com این نشانی پست الکترونیک دربرابر spambot ها و هرزنامه ها محافظت می شود. برای مشاهده آن شما نیازمند فعال بودن جاواسکریپت هستید

آدرس صفحه های مرتبط با مجید توکلی در فیس بوک کمپین:
http://www.facebook.com/tavakolimajid

http://www.facebook.com/#!/pages/Free-Majid-Tavakoli/219334288096738

۱۳۹۰ اردیبهشت ۲۳, جمعه

محکومیت غیرانسانی و سنگین 31 سال زندان برای دانشجوی زندانی

کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی: بنا بر آخرین گزارش های دریافتی، زندانی سیاسی بند ویژه امنیتی زندان رجایی شهر کرج (گوهردشت) مصطفی اسکندری با اتهاماتی واهی همچون «تشويش اذهان عمومی» و «مصاحبه با رسانه‌های بيگانه» به حکم سنگین 31 سال زندان محکوم گردیده است.
به گزارش کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی، این دانشجوی رشته پزشکی از بازداشت شدگان مراسم چهلم ندا آقا سلطان در بهشت زهرا می‌باشد که در هشتم مردادماه سال 88 به همراه همسرش، کبری زاغه دوست بازداشت و به حکم سنگین 31 سال زندان محکوم گردید.
مصطفی اسکندری پس از بازداشت در هشتم مردادماه و با اتهاماتی نظیر «اقدام عليه امنيت ملی» و «تشويش اذهان عمومی» و «مصاحبه با رسانه‌های بيگانه» بازداشت و نهایتاً در سکوت رسانه‌های خبری، به 31 سال زندان محکوم گردید. وی در طول بازجویی‌ها در زندان اوین نیز به‌شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته که در نتیجه این امر در طول بازجویی‌ها دچار شکستگی دنده و بینی گردید و پس از انتقال به زندان رجایی شهر کرج نیز به علت اعتراضات پیاپی خود به شرایط زندان و رفتار مسئولان زندان بارها از سوی مسئولان زندان به اعدام یا قتل توسط زندانیان اعدامی دیگر تهدید شد.
مصطفی اسکندری بیش از 7 ماه را در انفرادهای 209 و 240 سپری کرده و سپس به زندان رجایی شهر کرج منتقل شد و پس از سپپری کردن مدت ها انفرادی در سلول های انفرادی بند یک این زندان معروف به «سگدونی» هم اکنون در بند ویژه امنیتی این زندان به‌سر می‌برد.
قاضی پیرعباسی، قاضی پرونده آقای اسکندری علاوه بر صدور حکم سنگین زندان برای این زندانی سیاسی با هدف فشار مضاعف بر وی، کبری زاغه دوست همسر آقای اسکندری را که وی نیز نزدیک به دو سال را در بازداشت بوده است با تهدید به صدور حکم سنگین زندان وادار به طلاق از این زندانی سیاسی می‌کند.
اسکندری فروردین ماه سال گذشته نیز با انتشار نامه‌ای از زندان رجایی شهر کرج خواستار اعزام یک نماینده ویژه از سوی دادگاه جنایی بین المللی لاهه برای ملاقات با وی و دیگر زندانیان سیاسی و همچنین رسیدگی به جنایات مقامات جمهوری اسلامی گردید.

شاید وقتی دیگر - هواداران جبهه دموکراتیک ایران ( اصفهان )

در روزهای آغازین دوره دوم ریاست جمهوری احمدی نژاد، در حالی که به شکل عجیبی رهبر انقلاب اسلامی پیش از اعلام نظر شورای نگهبان دال بر صحت انتخابات اقدام به تبریک نمود و در نماز جمعه آن پشتیبانی جدی را از احمدی نژاد نمود، همگان یک ائتلاف و همکاری بی همتا را بین رهبری و ریاست جمهوری تصور می کردند ولی از لحظه ای که انتخاب رحیم مشایی این مرد انقلابی و دگراندیش به عنوان معاون اول ریاست جمهوری چالش بیت رهبری با نهاد ریاست جمهوری آغاز و فراگیر گشت، تا آنجا که پذیرش نظر رهبری از سوی احمدی نژاد به زمان زیادی نیاز داشت و بدون دستور کتبی امکان پذیر نبوده و نیست، این پیشامدها برای مخالفان احمدی نژاد عجیب، جالب و مهم دانسته شده است . مهم بودن آن آخرین واکنش مخالفان احمدی نژاد و حتی جمهوری اسلامی را در پی داشته است . چالش های به وجود آمده بین نهاد رهبری و نهاد ریاست جمهوری چندی نیست که مردم ایران به آن آشنا و عادت کرده باشند، ولی مخالفت ها و ایستادگی های احمدی نژاد به هر دلیلی اقتدار طلبی و حاکم بی منازع ایران بودن را از صاحبان تفکر و قدرت راس هرم حکومت می رود تا سلب کند . در این کش و قوس سکوت رهبران جنبش سبز و حتی تقاضای کسب مجوز راهپیمایی آنان از وزارت کشور احمدی نژاد و در مقابل سکوت وزارت کشور با این درخواست یک همدلی ضعیف و پنهانی را بین آنان به وجود آورد که محورش مخالفت واحد است . باید دید آیا آنان در بطن سیاست عجیب و غافلگیر کننده ی ایران به هدف مشترکی دست می یابند یا نه ؟
هواداران جبهه دموکراتیک ایران ( اصفهان )

سفری بی بازگشت - هواداران جبهه دموکراتیک ایران ( اصفهان )

در روزهایی که سراسر خاورمیانه داغ از قیام هایی پر شور مردمی برای سر و شکل دادن آبرومندانه تر به حکومت های عربی هستند، خبر کشته شدن اسامه بن لادن در آن سوی مرزهای شرقی ایران نوید روزهای بهتری را برای حداقل افغانستان و پاکستان می دهد . اسامه بن لادن که به طرز خیلی مشکوکی به همراه سه همسر و فرزندان آنها در خانه ای در حومه ی اسلام آباد زندگی می کرد و ساکنان آن محل هم غافل از این که او اسامه بن لادن باشد او را یک پاکستانی می دانستند، هلاکتش موجی از نا امیدی در صفوف تروریست های عربی - اسلامی به وجود آورده است .
همه این اتفاقات در خاورمیانه را می توان در قالب یک جریان دانست و آن جریان تقویت دموکراسی و گسترش حکومت های دموکراتیک تر و پاسخگوتر است، ایران هم به هیچ وجه خارج از این حرکت نبوده و نیست . حرکت ایران از ده ها سال پیش آغاز گشته است، انقلاب اسلامی نقطه اوج این حرکت در بروز سنتی و اولیه آن است . در روزگار کنونی که اطلاعات به راحتی جابه جا می شود و مردم بیش از پیش آگاهی سیاسی و اجتماعی به دست آورده اند، حرکت ایران به سوی دکوکراسی و ایجاد و بروز یک کشور و جامعه را به شکل موثر، مثبت، پیشرفته و آزاد کاملا مشهور است .
مردم ایران می دانند که چه ضعف هایی درکجای حکومت، سیاست ها و اولویت هایش قرار دارد . اکثریت مردم ایران به خوبی می دانند که زمانی که به صورت های مختلف علائق خود را در حیطه سیاسی و اجتماعی به آگاهی حاکمان رسانده اند ولی هیچ گونه تغییر چشمگیری پیش نیامده است، دیگر نمی توان نشست و به این دلخوش بود که حداقل حقوق سیاسی بیشتری از همه ملت های عرب بر خورداریم . چرا که ملت های عربی می روند تا با ایجاد شرایط جدید در حکومت هایشان، ایران را در رده بندی نسبت با دموکراسی به رده آخر خاورمیانه راهی کنند . هر چند مردم ترکیه از سال ها پیش از مزایای جامعه نسبتا آزاد برخوردارند و تنها نقطه ضعف سیاسی و اجتماعی ترکیه عدم احیای حقوق کردها ست که آن هم قابل تغییر است . ایران دارای مشکل احیای حقوق قومیت های خود نیست، اگر بتوان شرایط سیاسی ایران را به شکل جدی به نفع انتخاب های مردم تغییر داد موقعیت سیاسی و اجتماعی ایران در حد استانداردهای درجه یک جهانی قرار خواهد گرفت .
هواداران جبهه دموکراتیک ایران ( اصفهان )

۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۹, دوشنبه

تازه ترین گزارش ها از اعتراضات دانشجویی در ۲۵ اردیبهشت ماه

تازه ترین گزارش ها از اعتراضات دانشجویی در ۲۵ اردیبهشت ماه

دو شنبه 9 مه 2011
اعلام حمايت جمعی از اعضای انجمن دانشگاه بهشتی و فعالان دانشجويی دانشگاه علامه از بهار اعتراضات ۲۵ ارديبهشت ماه
بنا به گزارش صفحه فيس بوک ۲۵ ارديبهشت ماه جمعی از دانشجويان دانشگاه علامه و همچنين جمعی از اعضای انجمن اسلامی دانشگاه شهيد بهشتی با صدور بيانيه هايی رسمی از بهار اعتراضات دانشجويی اعلام حمايت نموده و دانشجويان دانشگاههای خود را دعوت به اعتراض در اين روز نمودند. بنا براين گزارش بعد از صدور بيانيه ای از سوی جمعی از دانشجويان سبز دانشگاه شهيد بهشتی، جمعی از اعضای انجمن اسلامی اين دانشگاه با صدور بيانيه ای ، تاکيد نمودند که «ضمن حمايت قاطع خود از اين حرکت اعتراضی، از تمامی دانشجويان و دانشگاهيان ايران، به خصوص استادان و هم کلاسی های خود می خواهيم که در برابر ظلم ساکت نباشند و در اعتراض به فضای اختناق و نفاق شديد در جامعه،امنيتی شدن فضای جامعه و دانشگاه، برباد رفتن استقلال دانشگاه، در بند کردن جمع زيادی از فعالين سياسی، دانشجويان ،اساتيد ،معلمان، کارگران و ديگر اقشار مردم ، در روز ۲۵ ارديبهشت در کلاس های خود شرکت ننمايند ». متن کامل اين بيانيه به شرح ذيل می باشد :
به نام خدا
دانشگاهيان هميشه سردمداران آزادی خواهی و حق طلبی بوده اند. اين قشر برآمده از مردم هميشه تلاش کرده اند همزمان با روشنگری افکار عمومی، فرياد ملت های مظلوم باشند تا خواست شان را به گوش دولت ها برسانند. اما کسانی که صدايی جز صدای خود را نميتوانند بشنوند، می خواهند به زور اين فرياد را خاموش و محو کنند و به خيال خام خود می توانند انديشه های نادرست و خطا را با سرنيزه در ذهن های هشيار و بيدار جوانان فرو و اين انديشه ها را جايگزين آرمان ها کنند. امروز شاهد هستيم کسانی که از وضعيت امنيتی کشورهای منطقه و به خصوص بحرين شکوه و گلايه می‏کنند و داعيه حق خواهی مردم به پا خاسته منطقه را دارند، خود در کشور وضعيتی سخت گيرانه تر از وضعيت اين کشورها را به وجود آورده اند. اين وضعيت در دانشگاه که کانون فکر و انديشه است به مراتب شديدتر است چرا که آنان از فکرهای ما می ترسند. اما گويا فراموش کرده اند که اينگونه برخوردها نه تنها خواسته هايشان را برآورده نمی کند بلکه باعث اتحاد و انسجام بيشتر حق خواهان می شود.
در اين ايام که دانشگاهيان سراسر کشور تصميم گرفته اند در روز يکشنبه ۲۵ ارديبهشت ۱۳۹۰ در اعتراض به امنيتی شدن فضای علمی-فرهنگی دانشگاه ها، سر کلاس های خود حاضر نشوند. ما جمعی از دانشجويان و اعضای انجمن اسلامی دانشگاه شهيد بهشتی نيز ضمن حمايت قاطع خود از اين حرکت اعتراضی، از تمامی دانشجويان و دانشگاهيان ايران، به خصوص استادان و هم کلاسيهای خود می خواهيم که در برابر ظلم ساکت نباشند و در اعتراض به فضای اختناق و نفاق شديد در جامعه،امنيتی شدن فضای جامعه و دانشگاه، برباد رفتن استقلال دانشگاه، در بند کردن جمع زيادی از فعالين سياسی، دانشجويان ،اساتيد ،معلمان، کارگران و ديگر اقشار مردم ، در روز ۲۵ ارديبهشت در کلاس های خود شرکت نکرده و در يک اقدام هماهنگ با ديگر دانشگاهها در يک اعتصاب سراسری شرکت کنند باشد که اين اقدام اخطاری باشد به اقتدارگرايان و انحصار طلبان حاکم که دانشگاه زنده است و دانشجو بيدار.
والسلام
دانشجويان و اعضای انجمن اسلامی دانشگاه شهيد بهشتی تهران
همچنين جمعی از دانشجويان دانشگا ه علامه تهران با اشاره به فضای خفقان ايجاد شده توسط اقتدارگرايان در دانشگاهها در پاسخ به اين اقدامات سرکوبگرايانه خواستار شرکت دانشجويان دانشگاه خود در اين حرکت اعتراضی گشتند و تاکيد داشتند که « پاسخ ما به اين اقدامات سرکوبگرانه ما همان جمله يار دربندمان مهديه گلروست که گفت :« دانشگاه اين آخرين سنگر آزادی بايد زنده بماند.» . متن اين بيانيه به شرح ذيل می باشد
به نام خدای آزادی
روزهايی را می گذرانيم که اقتدارگرايان بدين جهت که از قبل سرکوب ، طرفی نبسته اند و دانش و آگاهی را نفی خود می شمارند، بيش از پيش به سرکوب دانشجويان به مثابه پيکره واحدی از يک جنبش آزادی خواهی برآويخته اند. آنقدر که با آگاهی از لطمات اين حرکات و انعکاساتی که به دنبال دارد ، گريزی از آن ندارند.صدور احکام تعليق ، اخراج دانشجويان و اساتيد فرهيخته و فشارهای انظباطی نه چيز تازه ای است نه تعجب برانگيز ! حتی مسائل صنفی به عنوان دستاويزی برای اعمال فشار روی دانشجويان مورد استفاده قرار می گيرد. پاسخ ما به اين اقدامات سرکوبگرانه ما همان جمله يار دربندمان مهديه گلروست که گفت :« دانشگاه اين آخرين سنگر آزادی بايد زنده بماند.» از اين رو در همبستگی با تمامی دانشجويان و دانشگاهيان اعلام می کنيم با اعتصاب در روز ۲۵ ارديبهشت ، به اين حرکت اعتراضی و هماهنگ می پيونديم و صدای اعتراض خود را نسبت به شرايط موجود و جو خفقان دانشگاه ها، اين سنگر امن آزادی و عدالت هرچه رساتر سر می دهيم. لازم به ذکر است فعاليت در زمينه آگاه سازی و تبليغات در اين روز ، از اهميت بالايی برخوردار خواهد بود. ياران دبستانی ، ما دانشجويان دانشگاه علامه پيشاپيش دست شما را به ياری می فشاريم و شما را در روز ۲۵ ارديبهشت چشم به راهيم.
ارديبهشت ۱۳۹۰ جمعی از دانشجويان دانشگاه علامه طباطبايی
بنا به گزارش صفحه فيس بوک ۲۵ ارديبهشت تا کنون بيست و پنج دانشگاه کشور برای شرکت در اين حرکت اعتراضی اعلام آمادگی نومده اند
جمعی از دانشجویان کرد و مازندرانی از اعتراض سراسری ۲۵ اردیبهشت در دانشگاه ها حمایت کرده اند ...
دوشنبه ۱۹ ارديبهشت ۱٣۹۰ - ۹ می ۲۰۱۱
اخبار روز: حمایت های گروه های دانشجویی از تظاهرات سراسری اعتراضی در روز ۲۵ اردیبهشت ماه ادامه دارد. در تازه ترین واکنش ها، جمعی از دانشجویان کرد و مازندرانی از این حرکت اعلام حمایت کرده اند.
بیانیه جمعی از دانشجویان کرد در حمایت از بهار اعتراضات دانشجویی ۲۵ اردیبهشت ماه بنا بر اعلام صفحه فیس بوک ۲۵ اردیبهشت ماه جمعی از دانشجویان کرد ضمن صدور بیانیه ای اعلام حمایت خود را از این حرکت اعلام نموده و خواستار « آزادی زندانیان سیاسی دربند، لغو حکم اعدام، برچیده شدن قضای پلیسی و امنیتی حاکم بر فضای ایران و کردستان، احقاق حقوق ایرانیان منطبق با موازین حقوق بشر، آزادی بیان و آزادی مطبوعات و رسانه ها، آزادی فعالیت احزاب سیاسی، به رسمیت شناخته شدن حق تعیین سرنوشت و تنوعات زبانی – فرهنگی ، آزادی زنان و رفع تبعض جنسیتی، رفع فشار بر اقلیت های مذهبی» شدند. متن این بیانیه به شرح ذیل می باشد :
با روی کار آمدن دولت کودتا در ایران و حوادث پس از انتخابات، فضای سیاسی – اجتماعی ایران بیش از پیش پلیسی و امنیتی شد. فعالین سیاسی، دانشجویی، مدنی، روزنامه نگاران و ... به بهانه هایی واهی بازداشت و به حبس های طولانی مدت محکوم شدند. آمار زندانیان سیاسی به بیشترین حد خود رسید، اعدام های سیاسی رو به فزونی گرفت و فضای پلیسی و امنیتی بر جامعه مستولی گشت. بعد از انتخابات دهم، جمهوری اسلامی آشکارا دیدگاه اقلیتی خودکامه را به جامعه تحمیل کرد و با شکنحه، زندان، اعدام و ... سعی در به کنترل در آوردن جامعه کرد. مردم آزادیخواه ایران با تمامی محدودیت های موجود در چند مقطع توانستند با حضور خود در خیابان، اعتراض خود به اتفاقاتی به وقوع پیوسته را نشان دهند و تجمعاتی آرام و به دور از خشونت را برگزار کنند. با همه این توضیحات، بعد از انتخابات فضای سیاسی- اجتماعی ایران بیش از پیش امنیتی و پلیسی شد. آزادی بیان و آزادی های سیاسی و اجتماعی بیش از پیش محدود شد و جامعه عملا به دو بخش خودی و غیرخودی تقسیم شد.
دایره خودی ها نیز هر روز محدودتر گشت. در این بین وضعیت کردستان و فضای سیاسی - اجتماعی آن بیشتر از هر دوره ای پلیسی و امنیتی شد. صدها فعال سیاسی، مدنی و دانشجویی بازداشت و به احکام سنگین محکوم شدند.
چندین نفر نفر به اعدام محکوم شدند و حکم چند نفر از آنها به اجرا در آمد. احسان فتاحیان، فرزاد کمانگر، فرهاد وکیلی، شیرین علم هولی، علی حیدریان و... اعدام شدند. دهها نفر مجبور به ترک وطن شدند. هر وجدان آزادی در مقابل وضعیت بوجود آمده احساس مسئولیت کرده و سعی بر کنش و فعالیتهایی برای متوقف کردن این روند می کند.
بر همین اساس:
ما دانشجویان کرد دانشگاه های ایران همگام با سایر دانشجویان دانشگاه های ایران از تمامی دانشجویان از اعتصاب سراسری دانشجویان در روز ۲۵ اردیبهشت حمایت می کنیم و خواسته های خود را به شرح زیر بیان می داریم: آزادی زندانیان سیاسی دربند، لغو حکم اعدام، برچیده شدن فضای پلیسی و امنیتی حاکم بر فضای ایران و کردستان، احقاق حقوق ایرانیان منطبق با موازین حقوق بشر، آزادی بیان و آزادی مطبوعات و رسانه ها، آزادی فعالیت احزاب سیاسی، به رسمیت شناخته شدن حق تعیین سرنوشت و تنوعات زبانی – فرهنگی ، آزادی زنان و رفع تبعض جنسیتی، رفع فشار بر اقلیت های مذهبی.
پیوستن دانشجویان دانشگاه مازندران به اعتصاب سراسری ۲۵ اردیبهشت و طرح پیشنهادهایی استراتژیک بنا به گزارش صفحه فیس بوک بیست و پنج اردیبهشت دانشجویان مازنداران در پی فراخوان عمومی دانشجویان پلی تکنیک برای پیوستن به اعتراضات دانشجویی اردیبهشت ماه با صدور بیانیه ای اعلام آمادگی نمودند. در این بیانیه علاوه بر تاکید و حمایت از اعتراض راهکارهایی برای گسترش دامنه اعتراضات پیشنهاد شده است .
متن این بیانیه بشرح زیر می باشد:
فشارهای حکومت ایران و نهاد های وابسته به ان بر نهاد دانشگاه، دانشجویان و اساتید مستقل همچنان ادامه دارد. سرکوب های گسترده ای که در سطح ملی از شانزده اذر ٨٨ به این سو روز بروز بر شدت ان اافزوده می گردد. روزها و ماه هایی که کمتر فعال دانشجویی ای از احکام انظباطی، زندان، احضار و... در امان مانده است. دانشگاه مازندران نیز که در تمامی این سال ها یکی از بازوهای مهم و تاثیرگذار جنبش دانشجویی ایران بوده، در دو سال اخیر نیز با وجود تمامی هزینه هایی که بر پیکرش تحمیل شده همجنان استوار و مصمم به راه خویش ادامه می دهد.
سخن در این روزهای ننگینی که که تمامیت خواهان برای ملت ایران رقم زده اند، بسیار است اما ما هم اکنون ترجیح می دهیم سخن را کوتاه کرده و با گذر از مقام نارضایتی که کسی در فراگیر بودن ان تردیدی ندارد، ۲۵ اردیبهشت ماه را به فرصتی تبدیل کنیم که در عمل کنش جمعی و اعتراضی مان به وضع موجود را به رخ مسببان ان بکشانیم.
برخی از دولتمردان ایران شرایط کنونی را پیچ اخر تاریخ می نامند، اری ما نیز بر همین باوریم اما با رویکردی دیگر. به باور ما شرایط استبدادی کنونی اخرین پیچی ست که جنبش دیرپای دموکراسی خواهی در ایران با گذر از ان به سرمنزل مقصود خواهد رسید.
تاریخ در حال رقم خوردن است، خاورمیانه ابستن حوادثی ژرف و تاریخ ساز هست، چهره ی دیگری از ان در حال شکل گرفتن است، ما بر این باوریم در قرن بیست و یکم و در شرایطی که جنبش های اجتماعی در اقصی نقاط دنیا از هم الهام گرفته و به هم یاری می بخشند، همکاری خرده جنبش ها در کشورهای مختلف منطقه می تواند هزینه ی سرکوب برای این دولت ها را بالا برده و همچنین بر حمایت های بین المللی از ان ها بیفزاید.
ما جمعی از فعالین دانشجویی دانشگاه مازندران با تاکید بر این که هیچ گونه مرزبندی بین فعالین داخل و خارج از کشور قائل نیستیم، اعلام می داریم انتظار و درخواستی بزرگ از فعالین دانشجویی خارج از کشور داریم و ان هم ایجاد پل های ارتباطی مستحکم بین جنبش دانشجویی ایران و سایر کشورها- علی الخصوص کشورهای همجوار-می باشد، شاید زیباترین تصاویری که مستعد خواهد بود در تاریخ مبارزه با دیکتاتوری ها درج گردند اعتصاب های دانشجویی ست که حتی بصورت نمادین و مقطعی با اهدافی مشترک در یک روز معین در چند کشور همجوار و حتی غیرهمجوار می تواند صورت گیرد. نیک می دانیم که براورده شدن این خواسته اسان نیست اما توانایی اش را در بزرگانی که در خارج از کشور سکونت دارند می بینیم و به عملی شدن ان ایمان داریم.
پیشنهادی نیز به همراهانمان در دیگر دانشگاه های ایران داریم، خرده جنبش ها و حتی جنبش کلان اجتماعی سیاسی ایران بارها و بارها با حرکت ها و کنش های جمعی مقطعی ای مواجه بودند که بدلیل استمرار نیافتن، هزینه های تحمیلی اش بر دستاورد ها فزونی گرفت، ما نیز معتقدیم اعتصاب و تحریم کلاس های درس طرحی ست معقول و کم هزینه، اما امید داریم این روند ادامه یابد و تنها برای خالی نبودن عریضه و قدرت نمایی در برابر هیئت حاکمه تلقی نگردد.
این اعتصاب ها باید بصورت هفتگی ادامه یابد و پیشنهادمان این است که چون در بسیاری از دانشگاه ها طی یک ترم بیش از یک غیبت در یک درس مجاز نمی باشد، می توان تدابیری همچون تغییر روزهای اعتصاب بصورت گردشی اندیشید تا مشکلی متوجه دانشجویان کنشگر نگردد. استمرار در تاکید و مقاومت بر سر مطالباتمان است که پیروزی را نصیب ما خواهد کرد...
شایان ذکر است که دانشگاه مازنداران سابقه قابل تقدیری در جنبش دانشجویی داشته و تا کنون دانشجویان این دانشگاه هزینه های بسیاری را در راستای آرمان های جنبش دانشجویی پرداخته اند. فضای به شدت امنیتی در این دانشگاه در هفته های اخیر بسیار خبرساز بوده است و دانشجویان این دانشگاه قصد دارند در روز ۲۵ اردیبهشت ماه دست به تجمعی اعتراض آمیز در راستای شکستن این فضا بزنند.

۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۸, یکشنبه

بن بست ولایت فقیه / حشمت الله طبرزدی


کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی

اگر مصباح یزدی صد ویژگی بد داشته باشد، یک ویژگی خوب دارد و آن صراحت بیان است. او بارها به صراحت گفته است که نظریه ولایت فقیه حتی برای مسئولان جمهوری اسلامی هم جا نیفتاده است. و من در این نوشته کوتاه دلیل آن را خواهم گفت.
اگر به اوضاع و احوال انسان‌ها نظر کنیم، درست یا نادرست بیش از چند میلیارد به خدا باور دارند، به پیامبران آسمانی باور دارند. حتی میلیون ها انسان به فرقه های گوناگون باور دارند. شاید بیش از صد میلیون شیعه در جهان وجود داشته باشد. ولی درباره اصل ولایت فقیه شرایط به گونه‌ای است که کسانی مثل مصباح یزدی و حسین شریعتمداری فریاد برآورده‌اند که حتی برخی مسئولین در سطح بالا این اصل را درک نکرده و یا در عمل به آن پایبند نیستند و یا از آن منحرف شده‌اند.
جالب این است که نزدیک‌ترین افراد به آیت‌الله خمینی که پایه‌گذار این نظریه حکومتی بود از این نظریه سر باز می‌زنند یا از انحراف به آن متهم می‌شوند. مانند بنی صدر، منتظری، سروش، شریعتمداری، کروبی، صانعی موسوی اردبیلی، موسوی، خاتمی، هاشمی رفسنجانی، موسوی خوئینی و حسن خمینی. و اخیراً چون خودشان، احمدی نژاد، مشایی، بقایی، جوانفکر و ...
در حالی که هیچ کس درباره دیانت و شیعه بودن این افراد تردید نکرده است.
حال پرسش این است که آیا این اصل ولایت فقیه چیست که حتی نزدیک‌ترین یاران امام و رهبر فعلی آن را درک نکرده، یا درک کرده اما در عمل از آن سر باز می‌زنند؟! آیا قابل قبول است که گفته شود میلیون‌ها شیعه از جمله هزاران عالم دینی، مرجع تقلید، نخبه سیاسی و فرهنگی، استاد دانشگاه، دانشجو، هنرمند، روزنامه‌نگار و حتی چهار رئیس جمهوری پیشین و فعلی، نخست وزیر دوره خمینی و ده‌ها وزیر و وکیل پیشین و فعلی همگی به دلیل انحراف در فکر یا انحراف در عمل از نظریه ولایت فقیه و یا عمل به دستور ولی فقیه باز مانده‌اند؟
اشکال در اصل نظریه و نحوه اجرای آن توسط شخص ولی فقیه و اطرافیان اوست. من پاسخ را از درون عملکرد و باور خود آنها ارائه می دهم.
اگر به باور و رفتار آیت‌الله سیستانی در عراق نگاه کنیم، در می‌یابیم که او نه به ولایت فقیه باور دارد و نه خودش را ولی فقیه می‌داند. برای همه گروه‌های شیعی و غیر شیعی و حتی سکولارهای عراق مرجع اتحاد و همدلی است. درست شرایطی که آیت‌الله خمینی در اوایل پیروزی انقلاب داشت. در آنزمان حتی رهبران جبهه ملی خمینی را به رهبری برای انقلاب پذیرفته بودند.
اما امروز کار به جایی رسیده است که خامنه‌ای در همه شئونات دولت دخالت می‌کند و احمدی‌نژاد نیز به مخالفت با او برخاسته است.
بالطبع هیچ انسان عاقل و نرمالی با زور و قیم مأبی انسان دیگر موافق نیست.
این است رمز بن بست ولایت فقیه.
حشمت الله طبرزدی / اردیبهشت 1390
زندان رجایی شهر کرج

قطع تلفن و نگرانی از انتقال نسرین ستوده به کهریزک دوم

سایت تغییر برای برابری: از 10 روز پيش که نسرين ستوده را به بند متادون منتقل كرده‌اند تماس های تلفنی او با خانواده قطع شده است.
رضا خندان در گفتگو با تغییر برای برابری ضمن اعلام این موضوع افزود:« اولين بار پس از اين جابجايي به سالن ملاقات مراجعه كرديم و متاسفانه از ملاقات حضوري بچه‌ها ممانعت كردند اين در حالي بود كه از چند ماه پيش بچه‌ها مي‌توانستند 5 دقيقه‌ به طور غير رسمي مادرشان را حضوري در راهرو ملاقات كنند.»
نسرین ستوده در آخرین ملاقات با همسرش گفته بود كه قرار است به همين زودي آنها را به زنداني در اطراف چرم‌شهر ورامين منتقل كنند. اين در حالي است كه نسرين ستوده نه تنها محكوميت قطعي ندارد بلكه در حال حاضر قرار بازداشت موقتي هم از 4 ماه پيش به اين طرف به او ابلاغ نشده است و در اين مدت به طور غير قانوني نگهداري شده است.
رضا خندان با ابراز نگرانی از انتقال همسرش به زندان چرم شهر ورامین می گوید:« بردن بچه‌ها به بيابانهاي اطراف ورامين كه اصلا معلوم نيست حتي جاده‌ي امن و سالمي هم داشته باشد كاملا مخاطره آميز است. مخصوصا در گرماي تابستان و شرايط آن منطقه تقريبا غير ممكن است و اصلا معلوم نيست بتوانند ملاقات حضوري داشته باشند يا نه»
انتقال برخی از زنان زندانی به زندان های ورامین بر میزان نگرانی های خانواده ها افزوده است. زندان قرچک ورامین زندانی است که به كهريزك دوم معروف شده است و زندانياني كه ظرف چند روز گذشته از گوهر دشت كرج به آنجا منتقل شده‌اند وضع آنجا را بسيار هولناك و غير قابل تحمل توصيف كرده‌اند .

۱۳۹۰ فروردین ۲۷, شنبه

مهدی خدایی: من جرمی مرتکب نشده ام که بخواهم درخواست بخشش کنم

بنابر گزارش رسیده به دانشجو نیوز، پدر مهدی خدایی در این دیدار گفته است: «یک روزی ما در این زندان اوین را شکستیم و رفتیم داخل تا زندانیان سیاسی را آزاد کنیم؛ امروز پسر خود من داخل زندان اوین است.» وی سپس می افزاید مهدی حاضر نشده است درخواست عفو را امضا کند و به ما گفت: «من جرمی مرتکب نشده ام که بخواهم درخواست بخشش کنم.»
پدر مهدی همچنین در باره روز دادگاه پسرش میگوید که قاضی مقیسه به مهدی گفت: «چرا به من نگاه نمی کنی ؟ مهدی جواب داد: من شما رو بعنوان قاضی قبول ندارم. قاضی پرسید چرا؟ مهدی گفت: معلومه تو دیشب با همسرت دعوات شده. قاضی پرسید: از کجا فهمیدی. مهدی هم گفته معلومه چون عصبانی هستی و در عصبانیت نمیتونی حکم کنی از عدالت خارجی. از روی عدالت حکم نمیدی !»
این دیدار در فضایی پرمهر و صمیمانه انجام پذیرفت. حرف ها و صحبت های پدر و مادر مهدی حاکی از دلی پردرد داشت. در عین حال خنده های این پدر و مادر نشان از مقاومت كسي بود که هشت ماه در بند مخوف ۲-الف سر خم نكرد و هر ملاقات از قبل قوي تر ميشد. ملاقات هایی که در آن مهدی همیشه لبخند بر لب دارد.
پدر مهدی از روز بازداشت مهدی می گوید؛ از اینکه با توجه به اتفاقات گویا مهدی می دانسته که ممکن است بازداشت شود ولی اصلا بروز نمی داده است. از برخورد نسبتا مناسب مامورین در قیاس با سایر خانواده ها می گوید. از اینکه با این وجود مادر مهدی از حال می رود.
پدر مهدی خدایی ادامه می دهد: «مهدی پسر یک دنده ای است. خیلی روی حرفش قاطع می مونه و روی عقایدش پایبنده. توی خانواده مهدی همیشه بحث سیاسی می کرد و همیشه ادب رو رعایت می کرد. کارهایی که مهدی انجام می داد همه اش قانونی بود ولی تو جمهوری اسلامی قانون معنا ندارد.»
دوستان مهدی نیز این را دلیل دیگری بر مقاومت و ایستادگی مهدی عنوان نمودند.
پدر مهدی از روز اولی که به جلوی زندان رفته بودند می گوید: «روز اولی که جلوی اوین رفتیم، خیلی بد با ما برخورد کردند. می گفتند باید بچه هاتون رو درست تربیت می کردید که کار به اینجا نکشه. همون جا دلم یک لحظه گرفت و پیش خودم گفتم این اوین رو ما یک روزی درش رو شکوندیم و رفتیم داخل تا زندانیان سیاسی رو آزاد کنیم و امروز پسر خود من تو زندان اوینه.»
یکی از دانشجویان با ذکر خاطره ای از شجاعت و مقاومت مهدی می گوید: «مهدی هم فعالیت سیاسی می کرد و هم فعالیت صنفی و هم فعالیت حقوق بشری. مهدی نمی توانست در مقابل ظلم ساکت بنشیند.»
پدر مهدی خدایی در ادامه و درباره صبوری فرزندش می گوید: « مهدی هم بنده خدا صداش در نمیاد. اصلا حاضر نیست واسه اینکه کارش راه بیافته به کسی رو بزنه. من حاضر نیستم بیام، اگه قرار باشه مرخصی بدن به همه مرخصی میدن. همچنین با اینکه بار ها برای گرفتن تخفیف و بخشش به ما گفته بودن درخواست عفو کنید مهدی حاضر نشد عفو را امضا کنه و گفت من جرمی مرتکب نشدم که بخوام در خواست بخشش کنم.»
پدر مهدی روز دادگاه را این چنین تعریف می کند:«روز دادگاه قاضی مقیسه به مهدی گفت: چرا به من نگاه نمی کنی؟ مهدی جواب داد: من شما رو بعنوان قاضی قبول ندارم. قاضی پرسید چرا؟ مهدی گفت: معلومه تو دیشب با همسرت دعوات شده. قاضی پرسید: از کجا فهمیدی. مهدی هم گفته معلومه چون عصبانی هستی و در عصبانیت نمیتونی حکم کنی از عدالت خارجی. از روی عدالت حکم نمیدی!
قاضی مقیسه بعد از دادگاه رو کرد به من و گفت: این پسرت تو هدفش قویه. زیر بار نمی ره که اشتباه کرده، کاری هم از دست ما بر نمیاد. می دانم که اگر اعدامش هم کنیم از حرفش کوتاه نخواهد آمد.»
مادر مهدی خدایی نیز با بغض از وابستگی های عاطفی خودش به مهدی می گوید و از اینکه همواره مهدی طرف مشورت او بوده است و چقدر به او کمک می کرده است و ازاینکه نمی تواند هفت سال دوری از پسر کوچکش را تحمل کند. در این لحظه هم بندیان مهدی که تازه از بند ۳۵۰ زندان اوین آزاد شده اند با گفتن خاطراتی خوش از بند مادر مهدی را دلداری می دهند و همه با خنده می گویند: کار به هفت سال نمی کشد.
سپس یکی از دانشجویان نیز با اشاره به سوابق فعالیت های دانشجویی مهدی در دانشگاه آزاد و اینکه به خاطر همین فعالیت ها دو ترم از تحصیل محروم شده است عنوان می دارد: «مهدی بر گردن همه ما دانشجویان دانشگاه آزاد حق دارد. او شرف دانشجویان دانشگاه آزاد است.»
گفتنی است مهدی خدایی از فعالین حقوق بشر و از فعالین تاثیرگذار دانشجویی در دانشگاه آزاد می باشد.
مهدی خدایی دبیر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه آزاد واحد شهر ری بود که در ایام تحصیل با دو ترم محرومیت از تحصیل مواجه شد. مهدی خدایی پیش از این نیز یکبار به مدت ۳۸ روز در تابستان ۱۳۸۷ بازداشت و در انفرادی های بند ۲۰۹ زندان اوین به سر برده بود. او در این پرونده با محکومیت چهار سال زندان از سوی قاضی صلواتی مواجه شد.
با توجه به تاثیر گذاری مهدی خدایی در میان دانشجویان دانشگاه آزاد و فعالیت های حقوق بشری وی نهاد های امنیتی و اطلاعاتی بار دیگر در تاریخ ۱۲ اسفند ۱۳۸۸ اقدام به بازداشت او کردند. مهدی از ابتدای بازداشت در بند ۲-الف زندان اوین تحت شکنجه و فشار شدید برای قبول اتهامات واهی قرار گرفت و تا مدت ها از حق ملاقات و تماس با خانواده ی خود نیز محروم بود. در این پرونده نیز مهدی با محکومیت سه سال زندان از سوی قاضی مقیسه مواجه گشت. سر انجام پس از هشت ماه که در شرایط سخت بند امنیتی ۲-الف قرار داشت در تاریخ ۲۹ اذر ۱۳۸۸ به بند ۳۵۰ زندان اوین منتقل گشت.
او هم اکنون در مجموع دو پرونده به هفت سال حبس قطعی محکوم شده است.

 

بی خبری مطلق از یک دانشجوی زندانی در بازداشتگاه اطلاعات شیراز

محمد جواد نوروزی دانشجوی سال آخر رشته حقوق دانشگاه پیام نور شیراز در تاریخ۱۵ اسفند پس از احضار به حراست دانشگاه ، بازداشت شده است.
به گزارش کلمه از شیراز، پس از ۴ روز بی خبری از وی با خانواده وی تماس گرفته شده و گفته شده که نامبرده در پلاک ۱۰۰بازداشتگاه وزارت اطلاعات در شیراز زندانی است اما از دلیل بازداشت وی سخنی بهمیان نیامده است.
ماموران همچنین به منزل وی که یک منزل دنشجویی بوده رفته و کلیه لوازم وی از جمله کیس کامپیوتر وی را با خود برده اند .
محمد جواد نوروزی از فعالین ستاد میر حسین موسوی درجریان انتخابات بود که بعد از انتخابات در جریان اعتراضات به نتیجه انتخابات در ۱۶آذر ۸۸ بازداشت و به ۴ ماه حبس تعلیقی محکوم شد. نامبرده پس از حصر خانگی سران جنبش نیز در اعتراضات به حصر سران جنبش شرکت داشت .
تاکنون از وضعیت پرونده وی هیچnاطلاعی در دست نیست و وی کماکان در وضعیت بلاتکلیفی به سر می برد.

برگزاری مراسم ترحیم پدر آقای"جهانگیر محمودی نژاد"

امروز پنجشنبه ۲۵/۱/۹۰از ساعت ۹ صبح الی ۱۱صبح مراسم سوم و هفته پدر  آقای"جهانگیر محمودی نژاد" در مسجد یزد خواستی ها  واقع در اصفهان برگزارشد که عده ای زیادی از مردم در مراسم حضور به هم رساندند و خود را در این غم با خانواده ای مرحوم محمودی نژاد شریک دانستند،لازم به ذکر است نیروهای امنیتی و پلیس در اجرای مراسم ممانعت های به عمل آوردند ولی با پافشاری خانواده آن مرحوم مراسم برگزار شد.وبلاگ هواداران جبهه دموکراتیک ایران - اصفهان                                                                                                         

۱۳۹۰ فروردین ۲۵, پنجشنبه

ضرب و شتم ده تن از زندانیان سیاسی رجایی شهر کرج

خبرگزاری هرانا – در پی انتشار نامه تسلیت جمعی از زندانیان سیاسی محبوس در زندان رجایی شهر کرج به شبنم و فرزاد مدد‌زاده ۱۰ تن از زندانیان سیاسی به انفرادی بند سپاه در این زندان منتقل شدند.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، «ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران» اطلاعات سپاه پاسداران مستقر در زندان رجایی شهر کرج ده تن از زندانیان سیاسی را به دلیل انتشار نامه تسلیت به خانواده جانباختگان پناهندگان سیاسی در عراق از سالن ۱۲ بند ۴ به سلول‌های انفرادی بند سپاه منتقل و ضمن ضرب و شتم از ایشان بازجویی نمودند.
این بازجویی‌ها به مدت ۵ ساعت به طول انجامید و پس از اتمام بازجویی زندانیان سیاسی از سوی بازجویان تهدید شدند که در صورت تکرار چنین مواردی ایشان را به مدت نامعلومی به انفرادی منتقل خواهند نمود.

افزایش حکم انضباطی فعال دانشجويی دانشگاه قزوین

خبرگزاری هرانا - حامد هنرخواه، دانشجوی ترم آخر روان‌شناسی دانشگاه بین المللی قزوین که با توجه به حکم اخراج خود در ترم دوم سال تحصیلی ۸۸-۸۹ از شرکت در آخرین امتحانات دوره کارشناسی‌اش محروم و از طرف دانشگاه ممنوع الورود شده بود؛ با تأیید و افزایش حکم انضباطی خود از سوی وزارت علوم مواجه شده است.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، خبرگزاری حقوق بشر در ایران، حکم اخراج حامد هنرخواه، دانشجوی دانشگاه بین المللی قزوین در کمیته مرکزی انضباطی وزارت علوم با یک درجه افزایش، از "اخراج دانشجو از دانشگاه با حفظ حق شرکت مجدد در آزمون ورودی" به "اخراج و محرومیت از تحصیل در کلیه دانشگاه‌ها به مدت دو سال" تبدیل شد.
حکم انضباطی این فعال دانشجویی در حالی افزایش یافته است که وی در هیچ یک از مراحل رسیدگی، اجازه حضور و دفاع از خود در جلسه ی کمیته‌های انضباطی را نداشته است.
گفتنی است این دانشجو که قبل از انتخابات در یکی از ستادهای انتخاباتی میرحسین موسوی فعالیت داشته، در جریان اعتراضات پس از انتحابات و در تاریخ ۳۰ خرداد ۱۳۸۸ در تهران دستگیر شده و به مدت هفت روز در پلیس امنیت و زندان اوین در بازداشت به سر برده است.
وی هم چنین به خاطر فعالیت در سلسله اعتراضات و تجمعات دانشجویی دانشگاه بین المللی قزوین و در آذرماه ۸۸ به اداره اطلاعات استان قزوین (ستاد خبری)، احضار و مورد بازجویی قرار می‌گیرد. نکته ی قابل توجه این است که این دانشجو به همراه برخی دیگر از اعضای تشکل اصلاح طلب، چند روز قبل از احضار به اداره اطلاعات، از طرف دانشگاه به کرسی‌های آزاد اندیشی دعوت می‌شود. سپس به فاصله چند روز پس از احضار به اداره ی اطلاعات استان و بازجویی‌های به عمل آمده، جلسه ی کمیته انضباطی، برگزار و در مورد دانشجویان متهم تصمیم گیری می‌شود. احکام صادره از این کمیته حدود یک ماه بعد و در ایام فرجه‌های امتحانات به دانشجویان ابلاغ می‌شود تا دانشجویان توان برگزاری تجمع و اعتراض به احکام صادره را نداشته باشند. در ترم دوم نیز فعالیت‌های این دانشجو در تشکل قانونی اصلاح طلب کماکان ادامه یافته و در ایام فرجه‌های امتحانات آخرین ترم تحصیلی‌اش با حکم اخراج کمیته تجدید نظر دانشگاه و تفهیم اتهام جدیدی مبنی بر "توهین به رهبری در جلسه کرسی‌های آزاد اندیشی" مواجه شده و پیش از امتحانات پایان ترم، ممنوع الورود می‌شود.
گفتنی است برخوردهای ناعادلانه و با روندهای دیگری نیز با دیگر دانشجویان دگراندیش این دانشگاه صورت گرفته است.

نسرین ستوده از تجدیدنظرخواهی علیه ۱۱ سال زندانش انصراف داد

دانشجو نیوز: نسرین ستوده وکیل سرشناس زندانی اعلام کرده که از تجدیدنظرخواهی برای حکم ۱۱ سال زندانش انصراف داده است. به گفته‌ی همسر وی این تصمیم به این دلیل بوده که بازجویانش گفته‌اند نمی‌گذاریم حکم در تجدیدنظر کم شود.
نسرین ستوده وکیل و فعال حقوق بشر و زنان که از شهریور سال ۸۹ در زندان به سر می‌برد، در آخرین ملاقاتی که با همسرش داشته اعلام کرده که طی نامه‌ای به رئیس دادگاه انقلاب از تقاضای تجدیدنظرخواهی برای پرونده‌اش انصراف داده است.
رضا خندان همسر خانم ستوده در مصاحبه ای به سایت دویچه وله‌ گفته: «با توجه به اينكه بازجويان به او گفته‌اند كه عين رای دادگاه بدوی را از دادگاه تجديدنظر تاييدخواهيم گرفت و با توجه به اين كه اين موضوع در دادگاه اوليه صادق بوده و بازجوها توانسته بودند رای ۱۱ سالی را كه قبلا گفته بودند از دادگاه بدوی بگيرند، بنابراين همسرم به این نتیجه رسیده که هر نوع تلاشی برای شكستن حكم بيهوده است و اعلام انصراف كرده است».
آقای خندان در پاسخ به این پرسش که چرا خانم ستوده نخواسته از حق خود تا آخرین لحظه دفاع کند اظهار داشت که وی نمی‌خواسته حکمش یک یا دو سال تقلیل یابد و بعد هم گفته شود که تجدیدنظر شده. به گفته‌ی آقای خندان این حکم از اساس غیرقانونی است و تنها خواسته‌ی آنها آزادی بی‌قید و شرط خانم ستوده است.
خانم ستوده اواسط شهریور سال گذشته بازداشت و سپس به تحمل ۱۱ سال زندان و محرومیت از وکالت به مدت بیست سال محکوم شد و هم اکنون دوران محکومیت خود را می گذراند. وی اخیرا از سوی انجمن آمریکایی قلم (پن) برنده جایزه آزادی قلم باربارا گلداسمیت سال ۲۰۱۱ شده است.
نسرین ستوده اوایل فروردین ماه جایزه زنبق طلایی شهر فلورانس در ایتالیا را هم به خود اختصاص داده بود.
خانم ستوده پیش از اشتغال به کار وکالت به عنوان روزنامه نگار در مطبوعات ایران مطالبی در مورد حقوق بشر، به ویژه حقوق زنان و کودکان منتشر می کرد.
او در دوران وکالت هم عمدتا به دفاع از فعالان حقوق زنان، متهمان سیاسی و امنیتی و نوجوانانی می پرداخت که پیش از رسیدن به سن قانونی مرتکب قتل شده بودند، اما مجازات اعدام برای آنها در نظر گرفته شده بود.

متن کامل افشاگری هاشم خواستار پیرامون زندان وکیل آباد

کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی: به دنبال انتشار بخش‌هایی از نامه مهندس سید هاشم خواستار معلم در بند مشهدی به رییس قوه قضاییه، کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران متن کامل نامه وی را برای اولین بار منتشر كرده است. متن كامل این نامه، که گویای بخشی از تالمات وارده به زندانیان زندان وکیل آباد مشهد - به ویژه معلم آزادی خواه زندانی، هاشم خواستار است- به شرح زیر می‌باشد:
ریاست محترم قوه قضائیه سلام علیکم
زندان کتابی است که اگر بنویسی نوشتنش تمام نمی‌شود و اگر بخوانیم خواندنش تمام نمی‌شود.
وضعیت غیربهداشتی و غیر انسانی بند 6.1 زندان وكیل آباد
با جدا کردن ما زندانیان سیاسی، از خدمه بند، در عمومی چهار بند 6.1 و انتقال ما به عمومی شماره سه بند 6.1 تصمیم گرفتم نامه دوم را به رئیس قوه قضاییه و زیر مجموعه آن بنویسم.
به تاریخ 06/10/89 به عمومی 3 که قبلاً ممنوع‌الملاقات‌ها در آن بودند، منتقل شدیم این بند 5 روز اول شیشه نداشت که جلوی پنجره پتو آویزان کردیم و همه ما سرما خوردیم که تعدادی از ما مجبور شدیم آمپول بزنیم.
طبقه بالای این بند، عمومی 2 می‌باشد که به بند قرصی‌ها، مشهور است فاضلاب این بند از سقف بند ما مرتب چکه می‌کرد. به سقف پلاستیک زدیم تا این آب کثیف روی پلاستیک جمع شود و از یک گوشه پایین بریزد (النظافت من الایمان).
ضلع شمالی بند که دارای پنجره است همیشه صدای فرز و آهنگری می‌آید. آب حمام یا سرد سرد است یا آنقدر داغ است که از شیر آب سرد هم آب داغ می‌آید، در یك نوبت یكی از هم بندی‌های كه ما نمی‌دانست شیر آب سرد هم داغ است استفاده کرد و دچار سوختگی شد.
علی رغم اینکه تعداد زیادی زندانی در هر بند است دریغ از یک بوته یا درخت سبز الان بیش از یک سال و نیم از زندانی شدنم می‌گذرد هیچ گونه سبزه‌ای ندیده‌ام مگر زمانی که مرا با دستبند و پا بند به دادگاه یا بیمارستان بردند که در شهر چشمم به درخت و سبزه افتاده در زندان، زندانی گیاهان و درختان را هم فراموش می‌کند.
هوا خوری بند ما (بند 6.1) 8×30 است یعنی 240 متر مربع است که به صورت شرقی غربی و دور تا دور آن ساختمان یک تا دو طبقه می‌باشد و در آذر و دی ماه فقط 20 سانتیمتر کف هوا خوری را آفتاب می‌گیرد.
این بند 9 سوئیت (در هر کدام از 10 تا 17 نفر) و 5 عمومی که هر یک از 10 تا 60 نفر زندگی می‌کنند و به جز عمومی 4 که زندانیان خدمه هستند و در بند باز است، سایر سوئیت‌ها و عمومی‌ها باید به صورت جداگانه از این هواخوری استفاده کنند. در زمستان بدن انسان حداقل 15 دقیقه نیاز به آفتاب مستقیم دارد تا ماده‌ای به نام ارکسترول را تبدیل به ویتامین د کند تا از راشیتیسم و پوکی استخوان جلوگیری کند، ولی به جرأت می‌گویم که خیلی از زندانیان این بند در زمستان حداقل 15 دقیقه آفتاب ندارند.
فاضلاب بند 1/6 که فاضلاب بند 5 نیز به آن می‌پیوندد در ماه معمولاً چند نوبت بند می‌آید که اکثراً کف هوا خوری را آب گرفته و زندانیان به طعنه می‌گویند به به دریا را به داخل زندان آوردند، البته دریای فاضلاب بود.
یکی از هم بندی‌های ما ایرانی - فرانسوی است که سه سال در افغانستان زندانی بوده و دولت افغانستان او را تحویل ایران داده است. وی می‌گفت سال آخر آمریکایی‌ها بر دولت افغانستان فشار آوردند که صلیب سرخ بر زندان‌ها نظارت داشته باشد، خیلی خوب شد میوه فراوان داشتیم زیر تخت‌ها پر از میوه بود. در حالی که در ایران همسر یکی از زندانی‌ها به یکی از مسئولین زندان گفته بود که خودتان میوه نمی‌دهید چرا فروشگاه بند 6.1 میوه نمی‌آورد ایشان گفته بودند «اینجا زندان است، هتل که نیست! ».
اگر زندانیان میوه و سالاد می‌داشتند و هوا خوری در طول روز از بروز بسیاری از بیماری‌ها جلوگیری می‌شد و در نتیجه مخارج دارو و درمان برای زندان کم می‌شد.
بند قرنطینه: خوابیدن زندانیان جلوی توالت و روی پله‌ها به علت نگهداری بیش از حد زندانی‌ها
سالن 4 بند قرنطینه که در تیر ماه 87 آنجا بودم 200 متر مربع مساحت و 200 نفر جمعیت داشت که می‌گفتند به 250 نفر رسیده و در تاریخ 13/09/89، 456 زندانی داشته که سرانه هر فرد از فضای آن نیم متر مربع می‌باشد و این مساحت فقط گنجایش نصف گوسفند را در آغل دارد. قبلا که هوا گرم بود از هوا خوری که وسایل ورزشی در آن نصب بود و ایرانیت روی آن گذاشته بودند استفاده می‌کردند، اما با سرد شدن هوا دیگر از آن استفاده نمی‌کنند و مجدداً با گذاشتن بخاری، به عنوان فضای اسکان زندانیان استفاده می‌کنند.
سالن 4 بند قرنطینه هشتاد تخت یک نفره دارد که به صورت دو نفره از هر تخت استفاده می‌کنند و زندانیان به صورت کتابی فشرده و بین تخت‌ها و زیر تخت‌ها می‌خوابند. سالن 1 که مخصوص افراد معتاد است در آن زمان 300 نفر و اکنون به روایتی 1100 نفر زندانی دارد. در سالن 4 بند 5 که 13 اتاق 15 تختی دارد، جمعیت آن به 950 نفر رسیده است که در مسجد و جلوی توالت‌ها می‌خوابند و سالن 1 و 2 و 3 هم بهتر از سالن 4 نیست. بند 4 هم آنقدر زندانی دارد که جلوی توالت و روی پله‌ها و ایستگاه پله‌ها می‌خوابند هنگام حمام یک نفر زیر دوش و 10 نفر در صف هستند.
سرپرست سابق بند 6.1 مرتب به مولوی‌های اهل سنت متعرض می‌شد که ریشتان را کوتاه کنید که آن‌ها می‌گفتند در حد یک مشته در مذهب ما واجب است و ایشان به آن‌ها گفته ریش شما دل ما را سیاه می‌کند. (این همه نا به سامانی‌ها و اعدام‌ها دلش را سیاه نمی‌کند ولی ریش مولوی‌ها دلش را سیاه می‌کند).
كوتاه كردن اجباری ریش رهبران زندانی اهل تسنن / تبعیض در تماس تلفنی زندانیان
ریش یکی از مولوی‌های هم بند مرا که به زندان تربت جام منتقل شده است به زور کوتاه کرده‌اند که او هنگام کوتاه کردن ریشش مرتب گریه می‌کرده است مگر زدن ریش در زمان رضا خان مشکل مملکت را حل کرد که اکنون کوتاه کردن آن مشکل مملکت را حل کند.
زندانیان در بندهای مشاوره 2 و 3 هر روز 10 دقیقه و در بندهای 4 و 5 هر روز 5 دقیقه و در بند ویژه روحانیت هر روز 1 تا 2 ساعت سهمیه مکالمه تلفنی دارند در حالیکه در عمومی 3 بند 1/6 قبلاً 4 روز در هفته و اکنون 3 روز در هفته هر نوبت 10 دقیقه حق مکالمه تلفن دارند و مولوی‌های اهل سنت قبلاً در هر هفته فقط 10 دقیقه و اکنون در اتاق ما هفته‌ای 2 نوبت 10 دقیقه حق تلفن دارند. تبعیض تا کجا!؟ هر جا تبعیض هست بی عدالتی هست پس ظلم هست و جایی که ظلم هست آزادی و دموکراسی نیست.
90% زندان به وسیله زندانیان اداره می‌شود. زندانیان خدمه از امتیازاتی مثل تلفن بیشتر و حمام در ساعت جدا برخوردارند و زمانی که غذا تقسیم می‌شود ابتدا سهم وکیل بند و خدمه در بیشتر بندها (به غیر از بند ما) برداشته می‌شود. ملاقات حضوری برای خدمه به جای هر 6 هفته هر 4 هفته یک بار و ملاقات شرعی به جای هر 3 هفته هر 2 هفته یک بار می‌باشد. ولی یک عده از خدمه مانند رابط بهداری 24 ساعت باید کار کنند و در پایان هفته به ازای آن معادل 1500 تومان سیگار دریافت کنند، استثمار از این هم بیشتر وجود دارد!؟
زندانیان زیادی دیدم که به خاطر سرمای خیابان و گرسنگی، از این که به زندان افتاده بودند خوشحال بودند و زندانیانی دیدم از این که آزاد می‌شدند ناراحت بودند و حتی کرایه رفتند به روستا و شهرشان را نداشتند.
اما این مورد جالب است که یکی از زندانیان که 50 سال سن دارد و صاحب 4 فرزند می‌باشد و به جرم سرقت در زندان است می‌گوید اگر ماهیانه سیصد هزار تومان به من بدهند حاضرم 30 سال حبس را تحمل نموده و در زندان کار کنم. بارها او را هنگامی که به خانواده‌اش تلفن می‌زند، دیده‌ام که همچون کودکان گریه می‌کند. دل هر بیننده‌ای را به درد می‌آورد بله تخم مرغ دزدها را به زندان می‌اندازند و با دزدان میلیاردی بیت‌المال مدارا می‌کنند.
آیا با این تراکم زیاد زندانیان، می‌شود طبقه بندی زندان را که جزء آیین نامه زندان است اجرا کرد!؟
نتیجه این می‌شود که 3 نفر را از کنار من می‌برند و اعدام می‌کنند و هم بندی‌های من شاهد هستند که چه خواب‌های وحشتناکی دیده و در خواب چنان جیغ می‌کشم که همه را از خواب بیدار می‌کنم.
آن خانم آلمانی به یاد اردوگاه‌های مرگ هیتلر می‌افتد
زندان وكیل آباد مشهد، قبل از انقلاب دارای 4 بند بوده که به وسیله مهندس آلمانی ساخته شده است که حدوداً 1500 زندانی داشته و همچون پارک بوده است.
به گفته مسئولین فعلی این زندان برای 2500 زندانی ساخته شده، در حالی که به گفته خود مسئولین در حال حاضر حدود 13000 زندانی دارد و تنها امسال نسبت به پارسال 4500 زندانی به آمار زندانیان اضافه شده است.
اگر اشتباه نکنم برتراند راسل فیلسوف فرانسوی می‌گوید شما جوان فلج را به من دهید من از او قهرمان دو می‌سازم. حال از شما می‌پرسم اگر قهرمان دو کشور را مدتی در این زندان نگهداری کنند به غیر از جوانانی افلیج چیزی دیگری تحویل می‌دهند!؟
اگر زلزله‌ای بیاید نجات زندانیان که هیچ، چگونه کارمندان زندان را نجات می‌دهید؟
اگر آن خانم مهندس آلمانی زنده باشد و او را بیاورند که زندان را ببیند چه احساسی خواهد کرد؟ من فکر می‌کنم اگر سکته نکند، به یاد اردوگاه‌های مرگ آلمان هیتلری می‌افتد.
کدام کشور دارای دموکراسی چنین زندان‌هایی دارد؟ خداوند زیباست و زیبایی را دوست دارد. آیا این زندان اسلامی و زیباست؟
مگر حضرت علی (ع) که حکومتش از ایران تا مصر بود زندانی داشت؟
تجاوز و قتل در زندان
چنین زندانی نتیجه‌اش تجاوزات جنسی و قتل‌های مکرر توسط خود زندانیان است. در 15 / 11 / 89 یک زندانی به وسیله دیگری به قتل می‌رسد. زندان گوانتانامو خارج از خاک آمریکا است و اگر زندانیان به امراض گوناگون مبتلا باشند به مردم آمریکا منتقل نمی‌شود، ولی این زندان در داخل شهر مشهد قرار دارد و روزی حداقل 200 نفر ورودی دارد که چنانچه این زندانیان به بیماری‌های مختلف دچار شوند که می‌شوند و در انواع خلاف کاری‌ها تخصص ببینند که می‌بینند، چه می‌شود!؟
به گفته نماینده مجلس زورگیری بیداد می‌کند، آقایان اگر به زندانیان رحم نمی‌کنید به خودتان رحم کنید شما از کجا می‌دانید بیماری به همسر و فرزند شما منتقل نمی‌شود و یا فرزند و همسر شما به دام خلاف کاران نمی‌افتند؟
حکومت افغانستان که مجبور شده به صلیب سرخ اجازه بازدید از زندان‌هایش را بدهد به نفع دولت و زندانی شده یا به ضررشان؟ زندانیان افغانستان با آن شرایط استاندارد جذب دولت می‌شوند یا دشمن دولت؟ چرا دولت ایران اجازه نظارت بر زندان‌ها را به سازمان‌های حقوق بشر داخل و خارج نمی‌دهد؟
اگر 1500 زندانی در رژیم شاه به 1000 نفر تقلیل می‌یافت آن وقت هم NGO ها اجازه بازدید نمی‌داد!؟ (در رژیم شاه اکثر شهرهای خراسان از جمله چناران، شاندیز و سرخس و... اصلاً زندان نداشتند، در حالیکه اکنون چناران حدود 5000 زندانی دارد).
مسلماً نه تنها اجازه بازدید می‌داد که برای سایر کشورها الگو می‌گردید و زندانیان هم خجالت زده می‌شدند که چرا از قانون اطاعت نکرده و به زندان افتاده‌اند. NGO های مستقل نشانه توسعه یافتگی آن کشور است. کدام کشور دارای دموکراسی چنین زندان‌هایی دارد؟
اعدام پنهانی 63 زندانی در نوزده مرداد 89
یکی از زندانیان به نام احمدشاه نادری (افغانی) تعدادی شپش با خودش برده بود که در ملاقات حضوری به خانواده‌اش نشان دهد که چطور جایی زندگی می‌کند اتفاقاً گرفتار مأمورین بازرسی می‌شود او را نزد یکی از مسئولین زندان می‌برند و به او می‌گویند «می‌توانی 500 شپش در پنج شب بیاوری؟» می‌گوید می‌توانم و او هر شب به راحتی 100 شپش نزد مسئول مربوطه می‌فرستد و سرانجام با 107 گرم کریستال همراه با 62 نفر دیگر در 19/05/89 اعدام شد.
آقای جواد لاریجانی فرد شجاعی است! من به ایشان تبریك میگویم!
آیا این زندان که مشابه آن در ایران کم نیست ننگ ملت ایران و بشریت نیست!؟ زندان آیینه تمام نما از نحوه اداره کشور است و کشور هم بهتر از این اداره نمی‌شود، به کجا می‌رویم!؟
آقای محمد جواد لاریجانی، رئیس ستاد حقوق بشر قوه قضاییه آدم بسیار شجاعی هستند که در سازمان ملل از رعایت حقوق بشر در ایران از جمله زندان‌ها دفاع می‌کند!
با این وضعیت زندان‌ها و زندانی‌ها من به ایشان تبریک می‌گویم!
هتك حرمت و برهنه كردن زندانیان: داخل شورت را هم دست می‌کنند و می‌گردند
زمانی که به ملاقات حضوری می‌رویم یا به هر دلیلی ما را از زندان بیرون می‌برند (دادگاه یا بیمارستان) در مراجعت ما را در اتاق بازرسی به جز یک شورت، لخت می‌کنند و داخل شورت را نیز نگاه کرده و به دقت بازرسی می‌کنند و دستی هم به داخل... زندانی می‌کنند.
تاریخ به یاد دارد که به دستور آقا محمد خان قاجار به لطفعلی خان زند تجاوز کردند و این ننگ تا ابد برای خان قاجار باقی ماند و از جوانمردی خان زند نکاست. آن‌ها که به دست و پای آزادی خواهان دستبند و پابند می‌زنند و به جوان‌ها تجاوز می‌کنند و داخل مقعدشان را نیز بازرسی می‌کنند جز ننگی ابدی برای خود باقی نمی‌گذارند.
شیر را بر گردن ار زنجیر بود - بر همه زنجیر سازان میر بود
نمی‌خواهم از خودم دفاع کنم ولی با توجه به اینکه نماینده معلمان هستم و مسئله شأن و منزلت معلم در کار است این جمله را می‌نویسم:
10 مرتبه مرا با پابند و دستبند و لباس زندانی به بیمارستان و پزشکی قانونی بردند که بارها به خاطر ترافیک مرا به دنبالشان در خیابان‌ها كشاندند. این شعر مولانا را می‌خوانم:
عار نبود شیر را از سلسله - نیست ما را از قضای حق گله
شیر را بر گردن ار زنجیر بود - بر همه زنجیر سازان میر بود
اعدام دو تبعه آفریقا تنها از اتاق ما
از اتاق ما تا کنون دو تبعه اهل آفریقا 19/05/89 آکاسی اکابه از غنا و پل چیندو 05/08/89 از نیجریه به جرم حمل مواد مخدر اعدام شدند، آیا بهتر نیست حتی اگر تبادل مجرمین بین دو کشور امضا نشده باشد آن‌ها را با حکم صادره و بعد از گرفتن هزینه دادرسی و جریمه تحویل کشورشان داد تا آن کشور هر طور می‌خواهد با آن‌ها رفتار کند.
من تغییر می‌دهم پس هستم
در سال 1353 در دانشگاه ارومیه درسی به نام ترویج کشاورزی با رئیس دانشگاه دکتر جعفر راثی داشتیم که بعضی مواقع به بحث سیاسی تبدیل می‌شد، یک بار ایشان گفت شما باید خود را با وضع موجود تطبیق دهید که من گفتم شرایط موجود را تغییر می‌دهیم و جوان آن روز که اکنون نزدیک 60 سال سن دارد و معلم بازنشسته است با همان حرارت شور عشق و با تمام بیماری‌هایی که در زندان به سراغش آمده در بند 6.1 زندان مرکزی مشهد (زندان وكیل آباد)، فریاد می‌زنم:
«من تغییر می‌دهم پس هستم.»
زمستان 89 - بند 6.1 زندان مرکزی مشهد
نماینده معلمان در کانون صنفی فرهنگیان خراسان – سید هاشم خواستار
زنده باد زندان تا برقراری دموکراسی