۱۳۹۱ آبان ۲۸, یکشنبه
ابراز همدردی و تسلیت مهندس طبرزدی به مناسبت جان باختن ستار بهشتی
۱۳۹۱ آبان ۲۷, شنبه
بیانیه همبستگی برای دموکراسی و حقوق بشر-بخش شهرستانها در محکومیت قتل ستار بهشتی
بیانیه همبستگی برای دموکراسی و حقوق بشر-بخش شهرستانها در محکومیت قتل ستار بهشتی
بساط ارعاب و شکنجه باید از بازداشتگاه ها برچیده شود/ قتل ستار بهشتی را محکوم می نمائیم
بار دیگر دست جنایتکاران حکومت اسلامی به خون یکی دیگر از فرزندان این مرز و بوم آغشته شد.آری این بار جوان وبلاگ نویسی که عاشق میهن و هم میهنانش بود مورد کینه توزی های کسانی قرار گرفت که ادعای رهبری دنیا دارند اما از اندیشه و انتقاد یک جوان میهن پرست می هراسند.
ستار بهشتی جوان وبلاگ نویسی بود که به جرم انتقاد از سیاستهای غلط جمهوری اسلامی و اطلاع رسانی در خصوص وضعیت زندانیان سیاسی و خانواده های آنها تبدیل به خاری در چشم دیکتاتور شده بود .
پیش از ستار بهشتی کارگر وبلاگ نویس،امید رضا میر صیافی، اکبر محمدی،زهرا کاظمی،زهرا بنی یعقوب به طرز مشکوکی در بازداشتگاه های جمهوری اسلامی جان باختند.
ستار بهشتی در آخرین پست وبلاگ خود نوشته بود:" ديروز بنده را تهديد می کنند به مادرت بگو به زودی رخت سياه بايد بپوشد، دهان گشادت را نمی بندی... هرکاری بخواهيم می کنيم... شما بايد خفه شويد و اطلاع رسانی نکنيد وگرنه خفه خواهيد شد بدون نام ونشان!... روز و شب تلفنهای تهديدآميز قطع نمی شود... بنده به عنوان يک ايرانی می گويم من نمی توانم در برابر اين همه مصيبت سکوت کنم. بنده می گويم آقايان شما زياد وراجی انجام می دهيد و با اين اراجيف کشور را به نابودی کشانديد. من سکوت نمی کنم حتی اگر قرار به رسيدن لحظه مرگ من باشد در هرکجای دنيا که باشم و تهديد از طرف هرکسی باشد برای بنده اهميت ندارد. آقايان دهانتان را ببنديد ظلم نکنيد تا افشاگری نکنيم. "
آمران و عاملان قتل ستار بهشتی قصد دارند مساله قتل این وبلاگ نویس را ماست مالی کنند.تمام شواهد و قراین حاکی از آن است که ستار در بازداشتگاه به شدت شکنجه شده بود و حتی خود او هنگامی که به بند 350 اوین آورده شد با دستخط خود از بازجویانش بخاطر شکنجه شکایت نوشت.حال با توجه به شهادتنامه 41 زندانی سیاسی بند 350 اوین که شهادت داده اند آثار شکنجه را بر بدن ستار مشاهده نموده اند.جنبش همبستگی خواستار پاسخگویی مسئولین جمهوری اسلامی بخصوص کمال هادیانفر رئیس پلیس فتا به افکار عمومی می باشد.
ما ضمن محکوم نمودن شکنجه و قتل ستار بهشتی ،خواستار اعزام نماینده از سوی سازمان دیده بان حقوق بشر سازمان ملل به ایران و ملاقات با زندانیان سیاسی از جمله حشمت الله طبرزدی سخنگوی همبستگی برای دموکراسی و حقوق بشر در ایران و بررسی وضعیت زندانیان سیاسی و نقض حقوق بشر در ایران می باشیم.
همچنین نگرانی خود را نسبت به وضعیت و سرنوشت بانو نسرین ستوده ابراز می نمائیم و هر گونه اتفاق احتمالی برعهده حاکمیت خواهد بود.
زنده باد آزادی،برقرار باد دموکراسی،گسسته باد زنجیر استبداد
همبستگی برای دموکراسی و حقوق بشر- بخش شهرستانها
26/08/1391
بار دیگر دست جنایتکاران حکومت اسلامی به خون یکی دیگر از فرزندان این مرز و بوم آغشته شد.آری این بار جوان وبلاگ نویسی که عاشق میهن و هم میهنانش بود مورد کینه توزی های کسانی قرار گرفت که ادعای رهبری دنیا دارند اما از اندیشه و انتقاد یک جوان میهن پرست می هراسند.
ستار بهشتی جوان وبلاگ نویسی بود که به جرم انتقاد از سیاستهای غلط جمهوری اسلامی و اطلاع رسانی در خصوص وضعیت زندانیان سیاسی و خانواده های آنها تبدیل به خاری در چشم دیکتاتور شده بود .
پیش از ستار بهشتی کارگر وبلاگ نویس،امید رضا میر صیافی، اکبر محمدی،زهرا کاظمی،زهرا بنی یعقوب به طرز مشکوکی در بازداشتگاه های جمهوری اسلامی جان باختند.
ستار بهشتی در آخرین پست وبلاگ خود نوشته بود:" ديروز بنده را تهديد می کنند به مادرت بگو به زودی رخت سياه بايد بپوشد، دهان گشادت را نمی بندی... هرکاری بخواهيم می کنيم... شما بايد خفه شويد و اطلاع رسانی نکنيد وگرنه خفه خواهيد شد بدون نام ونشان!... روز و شب تلفنهای تهديدآميز قطع نمی شود... بنده به عنوان يک ايرانی می گويم من نمی توانم در برابر اين همه مصيبت سکوت کنم. بنده می گويم آقايان شما زياد وراجی انجام می دهيد و با اين اراجيف کشور را به نابودی کشانديد. من سکوت نمی کنم حتی اگر قرار به رسيدن لحظه مرگ من باشد در هرکجای دنيا که باشم و تهديد از طرف هرکسی باشد برای بنده اهميت ندارد. آقايان دهانتان را ببنديد ظلم نکنيد تا افشاگری نکنيم. "
آمران و عاملان قتل ستار بهشتی قصد دارند مساله قتل این وبلاگ نویس را ماست مالی کنند.تمام شواهد و قراین حاکی از آن است که ستار در بازداشتگاه به شدت شکنجه شده بود و حتی خود او هنگامی که به بند 350 اوین آورده شد با دستخط خود از بازجویانش بخاطر شکنجه شکایت نوشت.حال با توجه به شهادتنامه 41 زندانی سیاسی بند 350 اوین که شهادت داده اند آثار شکنجه را بر بدن ستار مشاهده نموده اند.جنبش همبستگی خواستار پاسخگویی مسئولین جمهوری اسلامی بخصوص کمال هادیانفر رئیس پلیس فتا به افکار عمومی می باشد.
ما ضمن محکوم نمودن شکنجه و قتل ستار بهشتی ،خواستار اعزام نماینده از سوی سازمان دیده بان حقوق بشر سازمان ملل به ایران و ملاقات با زندانیان سیاسی از جمله حشمت الله طبرزدی سخنگوی همبستگی برای دموکراسی و حقوق بشر در ایران و بررسی وضعیت زندانیان سیاسی و نقض حقوق بشر در ایران می باشیم.
همچنین نگرانی خود را نسبت به وضعیت و سرنوشت بانو نسرین ستوده ابراز می نمائیم و هر گونه اتفاق احتمالی برعهده حاکمیت خواهد بود.
زنده باد آزادی،برقرار باد دموکراسی،گسسته باد زنجیر استبداد
همبستگی برای دموکراسی و حقوق بشر- بخش شهرستانها
26/08/1391
۱۳۹۱ آبان ۲۲, دوشنبه
هرانا؛ نامه خانواده حشمت الله طبرزدی در مورد تشدید پخش پارازیت در زندان
خبرگزاری هرانا - پیشتر گزارشی
از سوی خبرگزاری هرانا در مورد تشدید پخش پارازیت در زندان رجایی شهر کرج
منتشر شده بود و در طی آن از عوارض جسمی از قبیل شیوع خشکی مخاط، درد
عضلانی و سردرد در بین زندانیان سیاسی سالن ۱۲ سخن به میان آمده بود.
خانواده روزنامه نگار زندانی حشمت الله
طبرزدی در طی نامه ای که در اختیار خبرگزاری هرانا قرار داده اند در مورد
این اقدام مسئولین زندان میگویند: شایان ذکر است قدرت تاثیر دستگاه مذکور
به حدی است که در تلویزیون بند امنیتی ۱۲ اختلال ایجاد نموده است.
بروز سردردهای شدید، بیخوابی، حالت تهوع و بیاشتهایی شدید از پیامدهای تعبیهٔ دستگاه پارازیت است.
متن کامل نامه را در زیر میخوانید؛
در پی نصب دستگاه پارازیت به جهت کنترل
ارتباطات زندانیان عقیدتی سیاسی با بیرون چند تن از زندانیان بند ۱۲ از
جمله (...) این عمل را به شدت ضد حقوق بشر و موجب بیماریهای خطرناک
میدانند.
شایان ذکر است قدرت تاثیر دستگاه مذکور به
حدی است که در تلویزیون بند امنیتی ۱۲ اختلال ایجاد نموده است. بروز
سردردهای شدید، بیخوابی، حالت تهوع و بیاشتهایی شدید از پیامدهای تعبیهٔ
دستگاه پارازیت است.
قابل ذکر است زندانیان طی نامهای به
مسوول زندان خواستار جمع آوری دستگاه پارازیت شدهاند و در جواب مسئولان
زندان ابراز داشتند در امر فوق هیچ نقشی نداشته و وزارت اطلاعات کشور را
مسئول آن میدانند.
زندانیان عقیدتی سیاسی زندان رجایی شهر خواستار رسیدگی هرچه سریعتر به امر فوق از سوی محافل حقوق بشر میباشند.
۹۱/۸/۲۰
خانوادهٔ زندانی سیاسی
حشمت الله طبرزدی
* اسامی زندانیان سیاسی بدلایل امنیتی حذف شد
۱۳۹۱ تیر ۳۱, شنبه
پدر فاطمه باقری نژادیان در دیدار با دانشجویان دانشگاه علم و صنعت: ذره ای شک ندارم که نیروهای امنیتی دخترم را کشته اند
شنبه، ۳۱ تير، ۱۳۹۱
جمعی از دانشجویان دانشگاه علم و صنعت تهران در آستانه ی سالگرد به شهادت رسیدن "فاطمه باقری نژادیان فرد" با خانواده ی وی دیدار کردند.
به گزارش دانشجونیوز، "فاطمه باقری نژادیان فرد" ورودی سال ٨١ و دانشجوی سابق رشته ی مهندسی صنایع دانشگاه علم و صنعت بود که جسم بی جانش در هشتمین روز مردادماه سال گذشته، در اطراف شهر ری پیدا شد.
شواهد موجود نشان می داد که وی قصد شرکت در مراسم پس از تشییع جنازه عزت الله سحابی دبیر کل ائتلاف نیروهای ملی مذهبی را داشته که در بین راه توسط افرادی که هنوز هویت آنان مشخص نیست ربوده شده است.
در این جلسه " محمدباقر باقری نژادیان فرد" پدر فاطمه که خود از فعالین و مبارزان پیش از انقلاب بوده و در پیروزی آن نقشی اساسی داشته است، در ابتدا به بازگویی سابقه ی فعالیت های خود پرداخته و شرحی از بی مهری هایی که پس از انقلاب دیده است را برای دانشجویان بازگو کردند.
اظهارات متناقض مسئولین: از مرگ در کوهستان تا خودکشی با قرص برنج
در ادامه این نماینده اصلاح طلب مردم کازرون در مجالس سوم و ششم، و از هواداران میرحسین موسوی در انتخابات سال ٨٨، با اشاره به تحت نظر بودن منزل مسکونی شان از ماه ها قبل، به دانشجویان گفت:
"فاطمه دختری باهوش، پاک، با تقوا، با عاطفه و حساس بود. در ابتدا به ما گفتند که دخترتان از کوه پرت شده و فوت شده است و جنازه ی دخترمان را ٢٤ ساعت بعد کنار کوه بی بی شهربانو (٦٠ کیلومتری خانه) درحالی که کوله ی کوه روی دوشش بوده است پیدا کرده اند. درحالی که فاطمه چنین کوله ای نداشت و حتی آن روز که از خانه خارج شد نیز قصد کوه رفتن نداشت. اصلا دختر ما اهل کوهنوردی نبود و آن روز حتی کفش کوه هم نپوشیده بود و ساعتی که از خانه خارج شد هم موقع مناسبی برای کوهنوردی نبود.

پس از اعتراض ما به این موضوع اعلام کردند که دخترمان به مرگ طبیعی مرده است. دو ماه بعد از آن در بررسی مجدد اعلام شد که دخترمان با قرص برنج، خودکشی کرده است. هنگامی که جسد او را تحویل گرفتیم پاهایش زخمی بود. ولی طبق نظر پزشک قانونی مرگ در اثر این ضربات نبوده است. شاید فشار طاقت فرسا، علت مرگ بوده است."
"به یاری خدا تا آخر ایستاده ام"
پدر شهید فاطمه باقری نژادیان فرد همچنین در رابطه با نحوه ی پیگیری ماجرای این قتل و تهدیدهای نیروهای امنیتی افزود:
"در طول این یک سال به تمامی سران مملکتی نامه زدیم و موضوع را پیگیری کردیم. ذره ای شک ندارم که نیروهای امنیتی فاطمه را کشته اند.
تنها سوالی که داریم این است که فاطمه به چه گناهی کشته شده است؟ دستم به جایی نمی رسد و به خدا واگذار کرده ام اما به یاری خدا تا آخر ایستاده ام. بعد از شهادت فاطمه و در مراسم چهلم تهدیدم کردند که اگر ادامه بدهم فرزندان دیگرت نیز در خطر می افتند ولی جواب من این بوده است که مکتبی که شهادت دارد، ذلت ندارد! در روزهایی که من به جرم توهین به شاه در زندان بودم خانواده ام به ملاقات من آمدند در راه بازگشت ایشان، ساواک مادر و دو برادرم را در جنایتی هولناک در آتش سوزاند و به شهادت رساند. این فاجعه کینه ای عمیق در دل من نسبت به حکومت پهلوی نهاد. اما شهادت دختر مظلومم برایم هزاران بار سوزنده تر است و هرگز از آن نخواهم گذشت. "
در پایان دانشجویان با تقدیم تابلوی نقاشی از چهره ی فاطمه به خانواده ی ایشان، ضمن ابراز همدردی و تاسف، بر لزوم آگاهی بخشی در مورد نحوه ی به شهادت رسیدن مظلومانه ی فاطمه در بین اقشار مختلف جامعه از جمله دانشگاهیان، و ایستادگی در راه و اهداف بحق وی تاکید کردند.

جمعی از دانشجویان دانشگاه علم و صنعت تهران در آستانه ی سالگرد به شهادت رسیدن "فاطمه باقری نژادیان فرد" با خانواده ی وی دیدار کردند.
به گزارش دانشجونیوز، "فاطمه باقری نژادیان فرد" ورودی سال ٨١ و دانشجوی سابق رشته ی مهندسی صنایع دانشگاه علم و صنعت بود که جسم بی جانش در هشتمین روز مردادماه سال گذشته، در اطراف شهر ری پیدا شد.
شواهد موجود نشان می داد که وی قصد شرکت در مراسم پس از تشییع جنازه عزت الله سحابی دبیر کل ائتلاف نیروهای ملی مذهبی را داشته که در بین راه توسط افرادی که هنوز هویت آنان مشخص نیست ربوده شده است.
در این جلسه " محمدباقر باقری نژادیان فرد" پدر فاطمه که خود از فعالین و مبارزان پیش از انقلاب بوده و در پیروزی آن نقشی اساسی داشته است، در ابتدا به بازگویی سابقه ی فعالیت های خود پرداخته و شرحی از بی مهری هایی که پس از انقلاب دیده است را برای دانشجویان بازگو کردند.
اظهارات متناقض مسئولین: از مرگ در کوهستان تا خودکشی با قرص برنج
در ادامه این نماینده اصلاح طلب مردم کازرون در مجالس سوم و ششم، و از هواداران میرحسین موسوی در انتخابات سال ٨٨، با اشاره به تحت نظر بودن منزل مسکونی شان از ماه ها قبل، به دانشجویان گفت:
"فاطمه دختری باهوش، پاک، با تقوا، با عاطفه و حساس بود. در ابتدا به ما گفتند که دخترتان از کوه پرت شده و فوت شده است و جنازه ی دخترمان را ٢٤ ساعت بعد کنار کوه بی بی شهربانو (٦٠ کیلومتری خانه) درحالی که کوله ی کوه روی دوشش بوده است پیدا کرده اند. درحالی که فاطمه چنین کوله ای نداشت و حتی آن روز که از خانه خارج شد نیز قصد کوه رفتن نداشت. اصلا دختر ما اهل کوهنوردی نبود و آن روز حتی کفش کوه هم نپوشیده بود و ساعتی که از خانه خارج شد هم موقع مناسبی برای کوهنوردی نبود.
پس از اعتراض ما به این موضوع اعلام کردند که دخترمان به مرگ طبیعی مرده است. دو ماه بعد از آن در بررسی مجدد اعلام شد که دخترمان با قرص برنج، خودکشی کرده است. هنگامی که جسد او را تحویل گرفتیم پاهایش زخمی بود. ولی طبق نظر پزشک قانونی مرگ در اثر این ضربات نبوده است. شاید فشار طاقت فرسا، علت مرگ بوده است."
"به یاری خدا تا آخر ایستاده ام"
پدر شهید فاطمه باقری نژادیان فرد همچنین در رابطه با نحوه ی پیگیری ماجرای این قتل و تهدیدهای نیروهای امنیتی افزود:
"در طول این یک سال به تمامی سران مملکتی نامه زدیم و موضوع را پیگیری کردیم. ذره ای شک ندارم که نیروهای امنیتی فاطمه را کشته اند.
تنها سوالی که داریم این است که فاطمه به چه گناهی کشته شده است؟ دستم به جایی نمی رسد و به خدا واگذار کرده ام اما به یاری خدا تا آخر ایستاده ام. بعد از شهادت فاطمه و در مراسم چهلم تهدیدم کردند که اگر ادامه بدهم فرزندان دیگرت نیز در خطر می افتند ولی جواب من این بوده است که مکتبی که شهادت دارد، ذلت ندارد! در روزهایی که من به جرم توهین به شاه در زندان بودم خانواده ام به ملاقات من آمدند در راه بازگشت ایشان، ساواک مادر و دو برادرم را در جنایتی هولناک در آتش سوزاند و به شهادت رساند. این فاجعه کینه ای عمیق در دل من نسبت به حکومت پهلوی نهاد. اما شهادت دختر مظلومم برایم هزاران بار سوزنده تر است و هرگز از آن نخواهم گذشت. "
در پایان دانشجویان با تقدیم تابلوی نقاشی از چهره ی فاطمه به خانواده ی ایشان، ضمن ابراز همدردی و تاسف، بر لزوم آگاهی بخشی در مورد نحوه ی به شهادت رسیدن مظلومانه ی فاطمه در بین اقشار مختلف جامعه از جمله دانشگاهیان، و ایستادگی در راه و اهداف بحق وی تاکید کردند.
اعتصاب غذای دانشجویان دانشگاه ایالتی نیویورک در حمایت از محمد صدیق کبودوند
جمعه، ۳۰ تير، ۱۳۹۱
جمعی از دانشجویان دانشگاه ایالتی نیویورک اعلام کرده اند که در روز شنبه ٣١ تیر ماه و در حمایت از محمد صدیق کبودوند اعتصاب غذا خواهند کرد.
به گزارش دانشجونیوز، این دانشجویان در بیانیه خود اعلام کرده اند که "در راستای حمایت از خواسته ی ساده ی کبودوند که بدیهی ترین حق انسانی است و برای نشان دادن خشم خود نسبت به رفتار بیشرمانه و ضد انسانی حاکمیت جمهوری اسلامی، روز شنبه ٣١ تیر ماه اعتصاب غذا خواهیم کرد".
در بخش دیگری از این بیانیه حمایتی آمده است: "امروز ما جمعی از دانشجویان دانشگاه ایالتی نیویورک گرد هم آمده ایم به این امید که بتوانیم ذره ای از رنج انتظار پدر و پسرِ در بند را درک کرده و در راستای حمایت از کبودوند و خانواده اش هرچه در وسع داریم در طبق اخلاص گذاریم تا ندایی باشد در کنار همه ی نداهای دیگر در حمایت از کبودوند، تا بانگ سر دهیم که تنهایت نمی گذاریم و از تو بخواهیم که به اعتصابت پایان دهی زیرا که فرزندانت و ما به عنوان فرزندانت در جامعه حقوق بشری توان دیدن سختی های پدرمان را نداریم و از حکومت ایران قاطعانه میخواهیم هرچه زودتر و بدون هیچ قید و شرطی کبودوند و زندانیان سیاسی دیگر را آزاد کند تا که شاید آغاز مسیری باشد برای پایان دادن به ستم هایتان در حق کبودوند و کبودوندها."
نزدیک به دو ماه از اعتصاب غذای محمدصدیق کبودوند، بنیانگذار سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان، در زندان می گذرد و مقامات مسئول همچنان از قبول درخواست آقای کبودوند برای مرخصی و دیدار با فرزند بیمار خود که دچار سرطان شده است، خودداری می کنند.

همسر آقای کبودوند در ملاقاتی که روز یکشنبه در دادسرای اوین با وی داشت وضعیت جسمی و روانی او را فوق العاده خطرناک اعلام کرده و خواستار مداوای فوری او شده بود.
متن کامل بیانیه اعتصاب غذای دانشجویان دانشگاه ایالتی نیویورک به شرح زیر است:
"وقتی با امر غیر انسانی رو به رو می شویم باید تصمیم خود را بگیریم و به نام خویش سخن بگوییم."
«محمدصدیق کبودوند»
جمله ای ساده اما پرمعنا، جمله ای که نشان از آزادی و اراده ی انسان ها دارد. تفکری که کاملا انسانی است اما تاب تحملش برای دیکتاتورها کاری است غیرممکن. جمله ای که عمل به آن در جامعه ای که سردمدارانش بویی از کرامت انسانی نبرده اند و نمی دانند که انجامش هزینه ای بس گزاف دارد و مصداق های عینی اش در جامعه ایران کم نیست. محمد صدیق کبودوند، نامی آشنا است که سالیانی است، هزینه ی انسانیتش را با وجدان بیدارش پرداخت می کند. وجدانی که حاکمان ایران آن را عامل تبلیغ بر علیه نظامشان می دانند. نظامی که سالیان مدیدی است وجدان نداشته اش را اعدام کرده است .
امروز ٦ سال از دستگیری محمد صدیق کبودوند، پدر حقوق بشر کردستان، می گذرد. ٦ سالی که همواره برای پرهیز از شخصیت سازی های حبابی از رفتارهای هیستیریک، خود را بر حذر داشته و سکوت اختیار کرده، سکوتی که معنایش ضعف و تسلیم نیست بلکه سکوتش فریادی است رسا از جانب نجابت انسانی که خود را به آزادی و انسانیت سپرده است، زیرا اعتقاد دارد که انسانیت پیروز خواهد بود.
بیش از ۵٠ روز از اعتصاب غذای کبودوند می گذرد، ۵٠ روز سختی نه به خاطر خویش، بلکه تنها خواسته اش دیدار با فرزند بیمارش است که در تخت بیمارستان از بیماری صعب العلاج رنج می برد. رنجی که نه از درد بیماریش بلکه از درد چشم انتظاری دیدار پدری است که مدت ها است منتظرش است.
امروز ما جمعی از دانشجویان دانشگاه ایالتی نیویورک گرد هم آمده ایم به این امید که بتوانیم ذره ای از رنج انتظار پدر و پسرِ در بند را درک کرده و در راستای حمایت از کبودوند و خانواده اش هرچه در وسع داریم در طبق اخلاص گذاریم تا ندایی باشد در کنار همه ی نداهای دیگر در حمایت از کبودوند، تا بانگ سر دهیم که تنهایت نمی گذاریم و از تو بخواهیم که به اعتصابت پایان دهی زیرا که فرزندانت و ما به عنوان فرزندانت در جامعه حقوق بشری توان دیدن سختی های پدرمان را نداریم و از حکومت ایران قاطعانه میخواهیم هرچه زودتر و بدون هیچ قید و شرطی کبودوند و زندانیان سیاسی دیگر را آزاد کند تا که شاید آغاز مسیری باشد برای پایان دادن به ستم هایتان در حق کبودوند و کبودوندها.
در راستای حمایت از خواسته ی ساده ی کبودوند که بدیهی ترین حق انسانی است و برای نشان دادن خشم خود نسبت به رفتار بیشرمانه و ضد انسانی حاکمیت جمهوری اسلامی، روز شنبه ٣١ تیر ماه اعتصاب غذا خواهیم کرد.
جمعی از دانشجویان دانشگاه ایالتی نیویورک
جمعی از دانشجویان دانشگاه ایالتی نیویورک اعلام کرده اند که در روز شنبه ٣١ تیر ماه و در حمایت از محمد صدیق کبودوند اعتصاب غذا خواهند کرد.
به گزارش دانشجونیوز، این دانشجویان در بیانیه خود اعلام کرده اند که "در راستای حمایت از خواسته ی ساده ی کبودوند که بدیهی ترین حق انسانی است و برای نشان دادن خشم خود نسبت به رفتار بیشرمانه و ضد انسانی حاکمیت جمهوری اسلامی، روز شنبه ٣١ تیر ماه اعتصاب غذا خواهیم کرد".
در بخش دیگری از این بیانیه حمایتی آمده است: "امروز ما جمعی از دانشجویان دانشگاه ایالتی نیویورک گرد هم آمده ایم به این امید که بتوانیم ذره ای از رنج انتظار پدر و پسرِ در بند را درک کرده و در راستای حمایت از کبودوند و خانواده اش هرچه در وسع داریم در طبق اخلاص گذاریم تا ندایی باشد در کنار همه ی نداهای دیگر در حمایت از کبودوند، تا بانگ سر دهیم که تنهایت نمی گذاریم و از تو بخواهیم که به اعتصابت پایان دهی زیرا که فرزندانت و ما به عنوان فرزندانت در جامعه حقوق بشری توان دیدن سختی های پدرمان را نداریم و از حکومت ایران قاطعانه میخواهیم هرچه زودتر و بدون هیچ قید و شرطی کبودوند و زندانیان سیاسی دیگر را آزاد کند تا که شاید آغاز مسیری باشد برای پایان دادن به ستم هایتان در حق کبودوند و کبودوندها."
نزدیک به دو ماه از اعتصاب غذای محمدصدیق کبودوند، بنیانگذار سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان، در زندان می گذرد و مقامات مسئول همچنان از قبول درخواست آقای کبودوند برای مرخصی و دیدار با فرزند بیمار خود که دچار سرطان شده است، خودداری می کنند.
همسر آقای کبودوند در ملاقاتی که روز یکشنبه در دادسرای اوین با وی داشت وضعیت جسمی و روانی او را فوق العاده خطرناک اعلام کرده و خواستار مداوای فوری او شده بود.
متن کامل بیانیه اعتصاب غذای دانشجویان دانشگاه ایالتی نیویورک به شرح زیر است:
"وقتی با امر غیر انسانی رو به رو می شویم باید تصمیم خود را بگیریم و به نام خویش سخن بگوییم."
«محمدصدیق کبودوند»
جمله ای ساده اما پرمعنا، جمله ای که نشان از آزادی و اراده ی انسان ها دارد. تفکری که کاملا انسانی است اما تاب تحملش برای دیکتاتورها کاری است غیرممکن. جمله ای که عمل به آن در جامعه ای که سردمدارانش بویی از کرامت انسانی نبرده اند و نمی دانند که انجامش هزینه ای بس گزاف دارد و مصداق های عینی اش در جامعه ایران کم نیست. محمد صدیق کبودوند، نامی آشنا است که سالیانی است، هزینه ی انسانیتش را با وجدان بیدارش پرداخت می کند. وجدانی که حاکمان ایران آن را عامل تبلیغ بر علیه نظامشان می دانند. نظامی که سالیان مدیدی است وجدان نداشته اش را اعدام کرده است .
امروز ٦ سال از دستگیری محمد صدیق کبودوند، پدر حقوق بشر کردستان، می گذرد. ٦ سالی که همواره برای پرهیز از شخصیت سازی های حبابی از رفتارهای هیستیریک، خود را بر حذر داشته و سکوت اختیار کرده، سکوتی که معنایش ضعف و تسلیم نیست بلکه سکوتش فریادی است رسا از جانب نجابت انسانی که خود را به آزادی و انسانیت سپرده است، زیرا اعتقاد دارد که انسانیت پیروز خواهد بود.
بیش از ۵٠ روز از اعتصاب غذای کبودوند می گذرد، ۵٠ روز سختی نه به خاطر خویش، بلکه تنها خواسته اش دیدار با فرزند بیمارش است که در تخت بیمارستان از بیماری صعب العلاج رنج می برد. رنجی که نه از درد بیماریش بلکه از درد چشم انتظاری دیدار پدری است که مدت ها است منتظرش است.
امروز ما جمعی از دانشجویان دانشگاه ایالتی نیویورک گرد هم آمده ایم به این امید که بتوانیم ذره ای از رنج انتظار پدر و پسرِ در بند را درک کرده و در راستای حمایت از کبودوند و خانواده اش هرچه در وسع داریم در طبق اخلاص گذاریم تا ندایی باشد در کنار همه ی نداهای دیگر در حمایت از کبودوند، تا بانگ سر دهیم که تنهایت نمی گذاریم و از تو بخواهیم که به اعتصابت پایان دهی زیرا که فرزندانت و ما به عنوان فرزندانت در جامعه حقوق بشری توان دیدن سختی های پدرمان را نداریم و از حکومت ایران قاطعانه میخواهیم هرچه زودتر و بدون هیچ قید و شرطی کبودوند و زندانیان سیاسی دیگر را آزاد کند تا که شاید آغاز مسیری باشد برای پایان دادن به ستم هایتان در حق کبودوند و کبودوندها.
در راستای حمایت از خواسته ی ساده ی کبودوند که بدیهی ترین حق انسانی است و برای نشان دادن خشم خود نسبت به رفتار بیشرمانه و ضد انسانی حاکمیت جمهوری اسلامی، روز شنبه ٣١ تیر ماه اعتصاب غذا خواهیم کرد.
جمعی از دانشجویان دانشگاه ایالتی نیویورک
۱۳۹۱ تیر ۲۲, پنجشنبه
جنبش دانشجویی 18 تیرماه 1378 / حشمت الله طبرزدی
حشمت الله طبرزدی
سیزده
سال پیش در هجده تیر ماه جنبشی به راه افتاد که می توان ادعا کرد نقطه
عطفی در تاریخ شصت ساله جنبش دانشجویی تا آن زمان بود، برخی سعی کرده اند
جنبش دانشجویی 78 را صرفاً اتفاقی و به دلیل توقیف یک روزنامه یا یک تجمع
در کوی دانشگاه قلمداد کنند.
من
پیش از رویداد هجده تیر در بازداشتگاه 209 به بازجوها می گفتم که به زودی
وضع دگرگون حواهد شد. چون انتظار آن را داشتم وقتی 18 تیر اتفاق افتاد و
همه دوستان دور و نزدیکم را باداشت کردند من را هم بار دیگر برای بازجویی
های سنگین تر به شکنجه گاه توحید انتقال دادند و همان تیم بازجویی 209 در
توحید می گفتند که شماها (منظور اتحادیه دانشجویی) ابتدای سال بیانیه
ساختار جمهوری آزاد و دمکراتیک را صادر کردید و پس از آن 18 تیر را راه
انداختید.
آن
ها نیز اشتباه می کردند برای اینکه هجده تیر منحصر به یک یا چند گروه نیز
نبود، اگرچه سعی کردند به جبهه متحد دانشجویی و چند حزب ملی نسبت بدهند، نه
اتفاقی بود و نه منحصر به چند حزب و تشکل. بلکه
یک فرآیند و یک ضرورت تاریخی بود، برای اینکه خواسته های بخش بزرگی از
مردم، روشنفکران، دگر اندیشان و اپوزیسیون بر روی هم انباشت شده بود و
بالاخره باید بیرون می زد. واقعیت این است که 2 خرداد 76 در پیش انداختن
جنبش 18 تیر 78 بسیار موثر بود. برای اینکه اولاً مردم احساس کردند که رای و
خواسته آنها می تواند اثرگذار باشد، ثانیاً فضای خوبی برای اطلاع رسانی
بوجود آمد و ثالثاً خواست اکثریت کسانی که به خاتمی رای داده بودند یک رای
اعتراضی و خروج از جمهوری اسلامی بود.
تشکل های دانشجویی نیز از اوایل دهه هفتاد به خوبی توانسته بودند که اعتقاد بخشی از معترضان و مردم
را برای سامان دهی یک حرکت اعتراضی مسالمت آمیز جلب کنند. به همین دلیل
جنبش دانشجویی 18 تیر به سرعت گسترش یافت، رادیکال شد و به مدت یک هفته
توانست در مقابل شدیدترین سرکوب ها مقاومت کند.
جالب
تر اینکه این جنبش توانست بخش هایی از مردم را نیز با خود همراه نماید و
آنچه لازم بود گفته شود را در شعارهای خود مطرح کرد. دیکتاتوری مذهبی را
نشانه گرفت، حتی در شعارهای خود جمهوری ایرانی را مطرح کرد و خواهان یک
جنبش آزاد و دمکراتیک بود اما این جنبش به هیچ وجه ملی و توده ای نشد و در
واقع تا حدودی نورس بود و زمان پیروزی آن نرسیده بود. ضمن اینکه اصولا یک
بخش از این جنبش یعنی اصلاح طلب ها با اهداف سکولاریستی و تحول طلبانه آن
موافق نبودند، برای اینکه گمان می کردند از طریق اصلاحات درون حکومتی و
بدون تغییر بنیادین از جمله تغییر قانون اساسی به نفع سکولاریسم و دمکراسی،
بتوانند به اصلاحات مورد نظر خود برسند. به همین دلیل از چهارشنبه 23
تیرماه 78 از جنبش جدا شدند و اعلام کردند که در راهپمایی 23 تیر شرکت
خواهند کرد. ولی در هر حال الگوی رفتاری و تئوریک جنبش دانشجویی 18 تیرماه
78 برای مبارزات آزادی خواهانه و دمکراسی خواهانه مردم ایران ماندگار شد.
ده
سال پس از جنبش 18 تیر، جنبش سبز بوجود آمد که اگرچه بسیار گسترده تر از
18 تیر بود، اما از همان الگوی 18 تیر استفاده کرد. جالب این است که رهبران
اصلی جنبش سبز 88 از همان اصلاح طلب هایی بودند که به جنبش خیابانی باور
نداشتند و در 18 تیر 78 نیز اگرچه تا حدودی و تا مرحله ای با جنبش همراه، و
یا حداقل مخالف نبودند ولی بالاخره راه خود را جدا کرده و با حاکمیت همراه
شده بودند.
ولی
"همین طیف در جنبش سبز 88" خود از دعوت کنندگان و هزینه دهندگان شدند.
جنبش سبز اما به جای یک هفته به مدت هفت ماه مقاومت کرد. شعارها و مطالبات
شفاف تر شد و دامنۀ جنبش نیز به مراتب از جنبش 18 تیر گسترده تر بود. ولی
این جنبش نیز ملی و توده ای نشد و در سطح جنبش های روشنفکری و بخشی از طبقه
متوسط شهری محدود ماند تا امکان سرکوب آن وجود داشته باشد.
البته
بخشی از اصلاح طلبان که به شدت پایبند جمهوری اسلامی مورد نظر خط امامی ها
هستند، بار دیگر رهبران مبارز این جنبش را تنها گذاشتند تا بتوانند
"اصلاحات در چهارچوب نظام" را دوباره زنده کرده و همان راه بی حاصل گذشته
را ادامه دهند.
شنیده
ام برخی از آنان نیز تقدیرگرا شده اند، برای اینکه معتقدند باید بازی نیمه
بند درون نظام بودن را تا زمانی ادامه داد تا مثلا فلانی بمیرد و فرجی
حاصل شده و در هرم قدرت حاکم تغییراتی بوجود آید. در آن زمان حضور نیروهایی
مثل هاشمی رفسنجانی، موسوی اردبیلی، خاتمی و موسوی خوئینی ها در چهارچوب
نظام یک فرصت استثنایی خواهد بود.
ولی
به نظر من تجربه 18 تیر 78 و جنبش سبز 88 به ما می آموزد که باید منتظر یک
جنبش ملی با رهبری جدید باشیم. جنبش ملی آنگاه امکان ظهور پیدا می کند که
مطالبات اساسی آن جنبش اعم از اقتصادی، اجتماعی و سیاسی در متن خواسته های
توده ها اعم از طبقه فقیر، کارگر و مزدبگیر، طبقه متوسط شهری و طبقه مرفه
باشد. ضمن اینکه خواسته های قومی، صنفی، جنسیتی و مدنی را نیز در بر بگیرد.
منحصر به یک صنف، طبقه، جناح، حزب و گروه نباشد. رهبری آن نیز همراه با
خواسته هایش و از درون جامعه و به تعبیر امروزی اش از کف جامعه برخیزد، و
جسارت لازم هزینه دادن را داشته باشد و نفعی در وضعیت حکومت فعلی نیز
نداشته باشد.
برای
نمونه می توان از جوانان مصر، تونس و سایر کشورهای عربی نام برد. و در هر
حال هفتاد درصد از مردم ایران را جوانان دختر و پسر تشکیل می دهد که با
شرایط موجود اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و حکومتی به شدت مخالف هستند. اینها
خواهان زندگی جدید و مدرن با الزام های مربوط به جوامع مدرن و پیشرفته اند.
از
دیگر سو می رود تا فشارهای شدید اجتماعی و اقتصادی توده ها را برای یک
تصمیم تاریخی آماده سازد. به نظر من حکومت های سرکوبگر فقط امکان این را
دارند که جنبش هایی محدود را سرکوب نمایند. تجربه نشان داده است حرکت های
ملی قابل شکست نیست. اگر حکومتی بخواهد جنبشی ملی را سرکوب کند به سرنوشت
حکومت قذافی در لیبی یا بشار اسد در سوریه یا عبدالله صالح در یمن گرفتار
می شود.
اگر
در ایران تاکنون حکومت توان این را داشته است که هر جنبش آزادی خواهانه ای
را سرکوب و مهار کند فقط به این دلیل است که این جنبش ها به یک حرکت توده
وار یا ملی تبدیل نشده اند.
گرامی
میدارم یاد همه شهدای جنبش دانشجویی 18 تیرماه 1378 بویژه ابراهیم عزت
نژاد و اکبر محمدی و نیز همه شهدای جنبش سبز 1388 بویژه ندا و سهراب را.
16 تیر 91
حشمت الله طبرزدی
زندان رجایی شهر کرج
انتشار از کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی
۱۳۹۱ تیر ۱۷, شنبه
بیانیه جبهه دموکراتیک ایران به مناسبت فرا رسیدن سالروز 18 تیر ماه
هجدهم تیر ماه آغاز جنبش نوین دانشجویی ایران
هجده تیر ماه آغاز جنبش نوین دانشجویی در ایران است که دیگر حکومت
جمهوری اسلامی نمی تواند آن را به نام خود مصادره نماید . اگر چه 16 آذر
ماه 1332 و به خون غلتیدن سه آذر آهورایی در صحن دانشگاه به دست عوامل
استبداد باعث شد که این روز به نام روز دانشجو در تقویم تاریخی
ملت ایران به ثبت برسد، ولی اکنون می بینیم تمامیت خواهان بر سریر حکومت
اسلامی نشسته که همه چیز این ملت را به نام خود مصادره کرده اند تا اندکی
بر دروغ هایشان رنگ راستی بزنند، 16 آذر ماه را هم به وسیله بسیج، نیروهای
شبه نظامی درون دانشگاه و دیگر کار به مزدان حکومتی به انحصار خود درآورده
و می خواهند مانند دیگر رویدادهای ملی این سرزمین آن را از حقیقت تهی و
رخت دروغ و تزویر بر تن آن نمایند . دریغ از 18 تیر ماه که حاکمیت بتواند
آن را با فریب از
حقیقت آن چه که رویداده است، دور نماید و اذهان مردم و افکار عمومی را به
سوی خواسته های خود منحرف نماید .
آن
چه که از روز 18 تیر ماه سال 1378 شروع شد و در روزهای بعدی ادامه یافت به
عنوان نقطه عطف در مبارزات آزادی خواهانه دانشجویان یاد می شود، پرچمی که
سال هاست جنبش دانشجویی در این سرزمین بر دوش می کشد و حاصل آن ده ها کشته
و صدها زندانی و هزاران آسیب دیده می باشد . جنبش دانشجویی ایران به عنوان
یک حرکت اصیل و بر خواسته از متن مردم و همگام با
خواسته های آنان و به عنوان مشعل دار راه آزادی، عدالت و مردم سالاری،
سعادت و رفاه را برای مردمان این کهن دیار می خواهد . آن چه که بیش از یک
قرن است و از مبارزات مردم در برقراری مشروطیت آغاز شده و هنوز به سر منزل
مقصود نرسیده است.
بی
گمان آن چه در18 تیر ماه سال 1378 رویداد در ادبیات آزادی خواهانه ملت ما
و دیگر ملت های آزادی خواه به یادگار مانده است و سندی گویا بر رسوایی
کسانی است که می خواهند بر بنیان دروغ و نیرنگ
حکومت کنند . ولی آنان هر چه در توان داشته باشند در مقابل شفافیت حرکت
دانشجویی 18 تیر ماه رنگ باخته و راهی دیگر برایشان به غیر از حذف 18 تیر
ماه از اذهان مردم باقی نمی ماند، که هرگز چنین خواستی مقرر نخواهد شد .
چون هر سال به هنگام فرا رسیدن تیر ماه آن چه بیش از هر چیزی رخ می نماید
بزرگداشت جنبش نوین دانشجویی و پاسداشت یاد و خاطره جان باختگان، زندانیان
و آسیب دیدگان این رویداد است . جان باختگانی که هیچ گاه تعداد واقعی آنان
مشخص نشد و تنها نامی از عزت ابراهیم نژاد نام برده شد که همواره نیروهای
امنیتی از برگزاری مراسم یادبود برای این
شهید عزیز جلوگیری می نمایند.
جنبش
دانشجویی 18 تیر ماه آمیخته است به نام جاودانه اکبر محمدی این یار
دبستانی ما و عضو جبهه متحد دانشجویی که شدیدترین شکنجه ها را از زمان
بازداشت در تیر ماه 1378 در زندان های حکومت جمهوری اسلامی تحمل کرد تا
این که در هشتم مرداد ماه سال 1385 در بند 350 زندان اوین بر اثر اعتصاب
غذا و ممانعت زندانبان ها از رسیدگی های پزشکی به دیگر یاران جان باخته
جنبش دانشجویی ایران پیوست تا
همواره نام او بر تارک شهدای دانشجومی بدرخشد .
زنده باد آزادی - برقرار باد دموکراسی - گسسته باد زنجیر استبداد
شانزدهم
تیر ماه سال 1391
تهران / ایران
جبهه دموکراتیک ایران۱۳۹۱ تیر ۱, پنجشنبه
بازداشت دست کم ١۵ دانشجو و فعال سیاسی در مهاباد
خبرگزاری هرانا - طی روزهای گذشته دست کم ١۵ دانشجو و فعال سیاسی و مدنی
کرد در شهر مهاباد دستگیر و به اداره اطلاعات این شهر منتقل شدەاند. با
گذشت بیش از ١٠ روز از بازداشت این افراد، مسئولان امنیتی و قضایی هیچ
توضیحی در خصوص دلایل احتمالی بازداشت این فعالان در اختیار خانوادەهای
آنها قرار ندادەاند.
به گزارش تارنمای اناناس روج، در روزهای گذشته دست کم ١۵ تن از دانشجویان و فعالان مهابادی از سوی ماموران اداره اطلاعات این شهر بازداشت شدەاند.
شاهو حسینی، دیاکو خیاط، یعقوب خزری، جمال قادرنژاد و آکو سلیمی اسامی پنج نفر از این بازداشت شدگان هستند. دو نفر دیگر از دستگیر شدگان اهل روستای «خاتون باغ» از تابع شهرستان مهاباد هستند.
آکو سلیمی دانشجوی دانشگاه کردستان، دیاکو خیاط دانشجوی دانشگاه تهران، شاهو حسینی دانشجوی علوم سیاسی در دانشگاه قزوین و جمال قادرنژاد دانشجوی دانشگاه پیام نور مهاباد میباشد. گفته میشود بیشتر این افراد در حال تالیف پایان نامەهای دوره کارشناسی ارشد بودەاند.
آقای قادرنژاد که اهل روستای «حاجی حسن» واقع در منطقه شامات مهاباد میباشد پیشتر و در دوران حاکمیت اصلاح طلبان چهار سال را در زندان سپری کرده بود.
همزمان با دستگیری این دانشجویان، نیروهای امنیتی منزل شخصی چند نفر از آنها را مورد بازرسی قرار داده و برخی از وسایل شخصی مربوط به بازداشت شدگان را با خود بردهاند.
با گذشت حدود ده روز از این بازداشتها تا کنون هیچ توضیحی در باره دلایل دستگیری این افراد به خانوادەهای آنها داده نشده است. در همین حال اداره اطلاعات با فشار بر خانوادەی برخی از دستگیر شدگان از آنها خواستەاند تا در این زمینه اطلاع رسانی نکنند.
ده هفته پیش نیز چهار نفر در شهرستان پیرانشهر از سوی ماموران امنیتی جمهوری اسلامی بازداشت شدند که به دلیل تهدید خانوادەهای آنها مبنی بر مسکوت گذاشتن این خبر، بازداشت آنها بازتاب رسانەایی به دنبال نداشت.
به گزارش تارنمای اناناس روج، در روزهای گذشته دست کم ١۵ تن از دانشجویان و فعالان مهابادی از سوی ماموران اداره اطلاعات این شهر بازداشت شدەاند.
شاهو حسینی، دیاکو خیاط، یعقوب خزری، جمال قادرنژاد و آکو سلیمی اسامی پنج نفر از این بازداشت شدگان هستند. دو نفر دیگر از دستگیر شدگان اهل روستای «خاتون باغ» از تابع شهرستان مهاباد هستند.
آکو سلیمی دانشجوی دانشگاه کردستان، دیاکو خیاط دانشجوی دانشگاه تهران، شاهو حسینی دانشجوی علوم سیاسی در دانشگاه قزوین و جمال قادرنژاد دانشجوی دانشگاه پیام نور مهاباد میباشد. گفته میشود بیشتر این افراد در حال تالیف پایان نامەهای دوره کارشناسی ارشد بودەاند.
آقای قادرنژاد که اهل روستای «حاجی حسن» واقع در منطقه شامات مهاباد میباشد پیشتر و در دوران حاکمیت اصلاح طلبان چهار سال را در زندان سپری کرده بود.
همزمان با دستگیری این دانشجویان، نیروهای امنیتی منزل شخصی چند نفر از آنها را مورد بازرسی قرار داده و برخی از وسایل شخصی مربوط به بازداشت شدگان را با خود بردهاند.
با گذشت حدود ده روز از این بازداشتها تا کنون هیچ توضیحی در باره دلایل دستگیری این افراد به خانوادەهای آنها داده نشده است. در همین حال اداره اطلاعات با فشار بر خانوادەی برخی از دستگیر شدگان از آنها خواستەاند تا در این زمینه اطلاع رسانی نکنند.
ده هفته پیش نیز چهار نفر در شهرستان پیرانشهر از سوی ماموران امنیتی جمهوری اسلامی بازداشت شدند که به دلیل تهدید خانوادەهای آنها مبنی بر مسکوت گذاشتن این خبر، بازداشت آنها بازتاب رسانەایی به دنبال نداشت.
تجمع اعتراضی فعالان دانشجویی و حقوق بشر در ژنو
در سومین روز برگزاری نشست شورای حقوق بشر سازمان ملل، جمعی از فعالین
سابق دانشجویی و کنشگران ایرانی حقوق بشر با تجمع در مقابل دفتر سازمان ملل
در شهر ژنو سوئیس، به زندانی بودن دانشجویان و فعالین سیاسی و اجتماعی، و
همچنین نقض حقوق دانشگاهیان در ایران اعتراض کردند.
فعالین دانشجویی و سیاسی از مجامع جهانی مسئول خواسته اند تا نسبت به زندانی بودن دانشجویان زندانی، سایر فعالین سیاسی و همچنین نقض حقوق تحصیلی دانشجویان اعتراض کنند.
به گزارش دانشجونیوز، روز چهارشنبه ( ۲۰ ژوئن) جمعی از فعالان سابق جنبش دانشجویی و محرومان از تحصیل به همراه کنشگران حقوق بشر در مقابل دفتر سازمان ملل متحد در ژنو- سوئیس حضور پیدا کرده و با نمایش تصاویر دانشجویان و سایر فعالان زندانی در ایران به زندانی بودن آنان اعتراض کرده اند.
هم زمان با برگزاری بیستمین نشست شورای حقوق بشر سازمان ملل، این فعالان ایرانی با در دست داشتن پلاکارهایی از زندانیان سیاسی و دانشجویان دربند از مجامع جهانی مسئول خواسته اند تا در راستای آزادی این فعالان تلاش کرده و دولت ایران را به رعایت موازین حقوقی تحصیلی و قضایی وادار کنند. این تجمع اعتراضی با حمایت "کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران" برگزار شده است.
ناصح فریدی، دبیر سابق انجمن اسلامی دانشگاه تربیت معلم تهران و عضو شورای مرکزی و سخنگوی کمیته ی دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی که در این تجمع حضور داشت در این باره به دانشجونیوز گفت: «آنچه موجب می شود ما اینجا جمع بشویم دغدغه هایی است که از جنبش دانشجویی داخل ایران به ارث برده ایم.»
وی در توضیح دغدغه های دانشجویان محروم از تحصیل و هدف این تجمع می گوید: «دغدغه هایی ناشی از نارسایی های آموزشی و فرهنگی در دانشگاه ها و سرکوب های شدید فضای سیاسی سبب می شود ما که از خاستگاه دانشگاه برخاسته ایم همزمان با برگزاری بیستمین نشست بررسی حقوق بشر بی تفاوت نباشیم.»
این فعال سابق دانشجویی علت حضور در این تجمع را به منظور «فریادی از فریادهای در گلو مانده فعالان ایران» ارزیابی کرده است.
نشست جانبی «حقوق آکادمیک دانشجویان» در اجلاس حقوق بشر سازمان ملل
ظهر دیروز (سه شنبه- ۱۹ ژوئن) همزمان با برگزاری بیستمین اجلاس حقوق بشر در سازمان ملل متحد در ژنو سوئیس نیز گزارشی از «حقوق آکادمیک دانشجویان» در یکی از نشست های جانبی این اجلاس مورد بحث و بررسی قرار گرفت.
ناصح فریدی دانشجوی زندانی سابق و از حاضران در این جلسه در ارتباط با نشست روز گذشته که در ارتباط با وضعیت «حقوق آکادمیک» برگزار شده بود، در گفتگو با دانشجونیوز مباحث مطرح شده را در ۵ بخش تقسیم بندی کرده و می گوید: «در نشست دیروز مباحث و گزارشات نسبتا جامعی در خصوص وضعیت کلی دانشگاه ها، تاریخچه ای از وضعیت فعالیت های سیاسی و غیر سیاسی، بررسی موانع پیش رو در امور تحصیلی دانشجویان و انواع محرومیت های تحصیلی در ایران و همچنین گزارشی از دانشجویان زندانی ارائه شد.»
ناصح فریدی در پاسخ به این سوال که تا چه میزان به تاثیر و عملیاتی شدن این پیگیری ها امیدوار است می گوید: «در این نشست نمایندگانی از کشورهای هلند و اتریش خصوصا آقای اسپینوزا که مسئول ارتباطات سازمان های غیر دولتی در دفتر کل سازمان ملل بوده، حاضر بوده اند. وقتی از نزدیک به گزارش های مطرح شده از سوی گروهای دانشجویی شرکت کننده مواجه شدند متاثر گشته و در خصوص اینکه از کانال سازمان ملل چه پیگیری ای برای احقاق حقوق دانشجویان ایرانی می شود انجام داد سخنرانی کوتاهی ایراد کرد.»
فعالین دانشجویی و سیاسی از مجامع جهانی مسئول خواسته اند تا نسبت به زندانی بودن دانشجویان زندانی، سایر فعالین سیاسی و همچنین نقض حقوق تحصیلی دانشجویان اعتراض کنند.
به گزارش دانشجونیوز، روز چهارشنبه ( ۲۰ ژوئن) جمعی از فعالان سابق جنبش دانشجویی و محرومان از تحصیل به همراه کنشگران حقوق بشر در مقابل دفتر سازمان ملل متحد در ژنو- سوئیس حضور پیدا کرده و با نمایش تصاویر دانشجویان و سایر فعالان زندانی در ایران به زندانی بودن آنان اعتراض کرده اند.
هم زمان با برگزاری بیستمین نشست شورای حقوق بشر سازمان ملل، این فعالان ایرانی با در دست داشتن پلاکارهایی از زندانیان سیاسی و دانشجویان دربند از مجامع جهانی مسئول خواسته اند تا در راستای آزادی این فعالان تلاش کرده و دولت ایران را به رعایت موازین حقوقی تحصیلی و قضایی وادار کنند. این تجمع اعتراضی با حمایت "کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران" برگزار شده است.
ناصح فریدی، دبیر سابق انجمن اسلامی دانشگاه تربیت معلم تهران و عضو شورای مرکزی و سخنگوی کمیته ی دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی که در این تجمع حضور داشت در این باره به دانشجونیوز گفت: «آنچه موجب می شود ما اینجا جمع بشویم دغدغه هایی است که از جنبش دانشجویی داخل ایران به ارث برده ایم.»
وی در توضیح دغدغه های دانشجویان محروم از تحصیل و هدف این تجمع می گوید: «دغدغه هایی ناشی از نارسایی های آموزشی و فرهنگی در دانشگاه ها و سرکوب های شدید فضای سیاسی سبب می شود ما که از خاستگاه دانشگاه برخاسته ایم همزمان با برگزاری بیستمین نشست بررسی حقوق بشر بی تفاوت نباشیم.»
این فعال سابق دانشجویی علت حضور در این تجمع را به منظور «فریادی از فریادهای در گلو مانده فعالان ایران» ارزیابی کرده است.
نشست جانبی «حقوق آکادمیک دانشجویان» در اجلاس حقوق بشر سازمان ملل
ظهر دیروز (سه شنبه- ۱۹ ژوئن) همزمان با برگزاری بیستمین اجلاس حقوق بشر در سازمان ملل متحد در ژنو سوئیس نیز گزارشی از «حقوق آکادمیک دانشجویان» در یکی از نشست های جانبی این اجلاس مورد بحث و بررسی قرار گرفت.
ناصح فریدی دانشجوی زندانی سابق و از حاضران در این جلسه در ارتباط با نشست روز گذشته که در ارتباط با وضعیت «حقوق آکادمیک» برگزار شده بود، در گفتگو با دانشجونیوز مباحث مطرح شده را در ۵ بخش تقسیم بندی کرده و می گوید: «در نشست دیروز مباحث و گزارشات نسبتا جامعی در خصوص وضعیت کلی دانشگاه ها، تاریخچه ای از وضعیت فعالیت های سیاسی و غیر سیاسی، بررسی موانع پیش رو در امور تحصیلی دانشجویان و انواع محرومیت های تحصیلی در ایران و همچنین گزارشی از دانشجویان زندانی ارائه شد.»
ناصح فریدی در پاسخ به این سوال که تا چه میزان به تاثیر و عملیاتی شدن این پیگیری ها امیدوار است می گوید: «در این نشست نمایندگانی از کشورهای هلند و اتریش خصوصا آقای اسپینوزا که مسئول ارتباطات سازمان های غیر دولتی در دفتر کل سازمان ملل بوده، حاضر بوده اند. وقتی از نزدیک به گزارش های مطرح شده از سوی گروهای دانشجویی شرکت کننده مواجه شدند متاثر گشته و در خصوص اینکه از کانال سازمان ملل چه پیگیری ای برای احقاق حقوق دانشجویان ایرانی می شود انجام داد سخنرانی کوتاهی ایراد کرد.»
استقبال با شکوه از مراسم سومین سالگرد جنبش در تورنتو و گرامیداشت یاد زندانیان و جانباختگان
| | | |
این برنامه که با تلاش جبهه متحد دانشجویی و مرکز بین المللی حقوق بشر در ایران برگزار می شد با استقبال خوبی روبرو شد.
در
ابتدای برنامه آقای موری صفی، عضو مرکز بین المللی حقوق بشر در کانادا، به
معرفی این نهاد پرداخت و سپس خانم آزاده شاه نواز فعالیتهای جبهه متحد
دانشجویی در کانادا را تشریح کرد.
در
ادامه پیام های اختصاصی به این مراسم از جمله از خانواده های دو جانباخته
راه آزادی سهراب اعرابی و شاهرخ رحمانی قرائت شد و سپس چهار سخنران برنامه
دیدگاههای خود را در مورد جنبش سبز و جنبش دمکراسی خواهی مردم ایران بیان
داشتند. در این برنامه پیامی از کنگره ایرانیان کانادا قرائت شد که در آن
ضمن گرامیداشت سومین سالگرد اعتراضات مردم ایران پس از انتخابات، ابراز شده
است که کنگره به تلاش خود ادامه خواهد داد تا مطمئن شود دولت کانادا
همچنان از حقوق بشر و دمکراسی در ایران حمایت کند.
دکتر رضا مریدی، دکتر فرخ زندی، مجتبی واحدی و حسن زارع زاده اردشیر
چهار سخنران برنامه بودند که چهار نفر آنها به اصلاح ناپذیری ساختار سیاسی
اقتصادی رژیم جمهوری اسلامی و ضرورت تغییرات اساسی تاکید کردند.
در ابتدا دکتر رضا مریدی نماینده شهر ریچموندهیل در پارلمان ایالت انتاریو
به عنوان اولین سخنران برنامه در جایگاه قرار گرفت و گفت: اصولا در
جریانهای سیاسی فعال در حکومت ایران دمکراسی و حکومت قانون جایگاهی ندارد.
بنابراین جای تعجب نیست که گروههایی از رژیم نیز که در راستای اصلاح طلبی
حرکت می کنند کارشان به جایی نمی رسد.
دکتر مریدی تاکید کرد وقت آن است که افرادی که در رژیم هستند ولی دیدی مخالف دارند باید راهشان را از رژیم جدا کنند.
عضو
پارلمان ایالت انتاریو گفت رژیم جمهوری اسلامی به دلیل کشتار، شکنجه و نقض
حقوق مردم محکوم است و باید برود و رژیمی غیرایدئولوژیک و دمکراتیک بر
اساس اراده مردم سرکار بیاید.
دکتر
مریدی ابراز امیدواری کرد که باید حکومت بعدی بر مبنای دمکراسی پارلمانی
تشکیل شود و اگر رئیس جمهوری یا پادشاهی سرکار بیاید سمبلیک باشد تا حکومت
در دست مردم اداره شود.
سخنران بعدی دکتر فرخ زندی استاد دانشگاه یورک بود که در سخنان خود تاکید
که نظام جمهوری اسلامی به دلیل سختار غیرعادلانه و ضد آزادی اش باید برود.
رئیس کنگره ایرانیان کانادا گفت حکومت اسلامی در ایران بر بنیاد یک قانون
اساسی غیرعادلانه و ضد آزادی بوجود آمده که راه های تغییر خود را بسته
است. قانون اساسی دارای بن بست های حقوقی کاملا ممانعت کننده از تغیرات
اساسی آن است و در نتیجه عملکرد این قانون این است که اکثریت مردم ایران
این حکومت مذهبی را در کلیات اش نمیخواهند.
دکتر
زندی افزود در حالی که ایران از اولین کشور هایی بود که منشور بین
المللی حقوقه بشر را در ابتدای تاسیس امضا کرده بود اما در سال ۱۹۸۲
نماینده ایران در اجلاسه مجمع عمومی این سازمان اعلام میدارد سکولاریسم
کلامی بر خواسته از فرهنگ یهود و مسیحیت است و به اجرا در آمدن ان در
کشورهای اسلامی مانند ایران ناممکن است.
رئیس سکولارهای سبز در تورنتو گفت مشکل اصلی مردم ایران تنها با قانون
اساسی، ولایت فقیه و ساختار غیردمکراتیک نیست، بلکه روح حاکم بر مجموعه
معیارها و قوانینی است که با هدف استقرار، تثبیت و تحکیم سلطه استبداد دینی
بر کشور تنظیم شده است.
دکتر زندی در ادامه از مهندس حشمت الله طبرزدی رهبر سیاسی در ایران که در
زندان به سر می برد نقل قولی کرد و گفت : در لزوم جدایی دین از حکومت مهندس
طبرزدی که سالها در زندان بوده می گوید دلایل سستی اعتقادات مسلکی ما به
نظریه رهبری و امامت به مرور در ذهن ما روشن شده بود و عاقبت در سیزدهمین
اردوی گروه (انجمن های اسلامی دانشجویی دانشگاهها) در مهر ماه 1376 در مشهد
دیدگاه مان در نقد رهبر را مطرح کردیم... ما تا قبل از رو به رو شدن با
حکومت دینی به سکولاریسم فکر نکرده بودیم و این معجزه حکومت دینی بود که ما
را به سکولاریسم رساند"
حسن
زارع زاده اردشیر روزنامه نگار و فعال سابق دانشجویی در ایران سخنران سوم
بود. او گفت: آنچه به نام جنبش سبز رخ داد در واقع تنها حاصل یک انتخابات
ریکارانه نبود بلکه این اتفاق محصول یک روند تاریخی مبارزات دمکراسی
خواهانه مردم ایران بود. که امروز به دلیل کارکرد ضعیف رهبران آن و قطب
بندی های سیاسی اپوزیسیون با علامت سوال روبرو هست چرا که مردم در دیدی کلی
آن را ناکام می بینند. نکته من این است که اگر در طول این سه سال گذشته
بسیاری از فعالان مدنی و سیاسی به نتیجه ای که امروز رسیده اند همان زمان
رسیده بودند امروز در وضعیت بهتری بودیم. چرا چون جنبش تازه ای شکل نگرفته
بود . « ما در 18 تیر سال 78 فریاد اتحاد اتحاد و دیکتاتور باید برود را سر
داده بودیم»
سخنگوی کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی ادامه داد: امروز هم همان
اطلاح طلبان دانسته اند که با دستگاه ولایت فقیه هرگونه شعار اصلاح طلبی با
بن بست روبرو است بنابراین به سمت اپوزیسیون سوق پیدا کرده اند. یعنی
گفتمان اصلاح طلبی دیگر فاقد ارزش و اعتبار شده چون پایگاه اجتماعی خود را
از دست داده و راهی برای نفوذ به قدرت نمی بیند و از طرفی اعتبار اپوزیسیون
و نیروهای مستقل افزایش پیدا کرده چون راه اصلاح طلبی بسته شده است.
مدیر
اجرایی مرکز بین المللی حقوق بشر در تورنتوی کانادا گفت: ما امروز باید از
این برزخ سیاسی خارج شویم. پس تغییر در وضعیت اپوزیسیون بویژه در خارج از
کشور و درک استراتژی جنبش مردم ایران قطعا راه را برای عبور از استبداد
هموار می کند. در غیر اینصورت توقف مبارزات دمکراسی خواهانه به گسترش سرکوب
ها دامن خواهد زد.
زارع
زاده اردشیر تاکید کرد که در روند جنبش دمکراسی خواهی مردم ایران بهترین
گزینه برای رهایی جایگزینی نظام جمهوری اسلامی با نظامی دمکراتیک و سکولار
است که با تداوم مقاومت مردمی و همبستگی اپوزیسیون به نتیجه می رسد.
دیگر
سخنران برنامه آقای مجتبی واحدی روزنامه نگار و مشاور مهدی کروبی بود که
در صحبت های خود علی خامنه ای را مایه ننگ اسلام و ایران دانست و تاکید کرد
امروز در ایران هیچ انتخاباتی بدون نظارت بین المللی آزاد نخواهد بود.
مجتبی
واحدی گفت اگر اصلاح طلبی این است که ما بار دیگر برگردیم به سیستمی که
ثابت شده مجریان و ناظران انتخابات دزد آرای مردم هستند ، من اصلاح طلب
نیستم. اگرچه در ذات همه انسانها اصلاح طلبی وجود دارد ولی من آن تعریف
خشکی که در ایران وجود دارد قبول ندارم.
مشاور
سید مهدی کروبی ادامه داد: معمولا ما عادت دار یم در تاریخ کشورمان به دو
شخصیت قهرمان و خائن یا مقصر علاقه داشتیم و همیشه دنبال قهرمان و مقصر
هستیم. در سال 57 اکثریتی از مردم از آیت الله خامنه ای فریب خوردند ولی
چرا انقلاب آزادیخواهانه مردم به اینجا رسید؟ چون آیت الله خمینی امور را
در دست گرفت. حتی نخبگان ما هم دچار تنبلی شدند.
به گفته ی واحدی، بزرگترین چالش در برابر دمکراسی خواهی وضعیت خود ما مردم
است، تنبلی خود ماست. می خواهیم کسی را پیدا کنیم که قهرمان کنیم، یکبار
خائن و یکبار جاسوس و حد وسط را نمی بینیم.
مجتبی
واحدی افزود اگرچه سرکوب و برخورد های حکومت (در انحراف انقلاب مردم) نقش
دارد ولی من نقش مذهب را بی تاثیر نمی بینم. مذهب یک نقش کاذب و موهوم به
حاکمان داده که کسی از آنها سوال نکند. ما متاسفانه نهادهای نظارتی برای
این سیستم در نظر نگرفته ایم.
اقای
واحدی تاکید کرد که اگر روزی از مردم ایران نظرخواهی شود دیگر به حکومت
ایدئولوژیک و مذهبی و نظام جمهوری اسلامی رای نخواهند داد. تا روزی که در
هر کشوری متولیان حکومت مفسران یک ایدئولوژی باشند وضع بدتر هم خواهد شد.
۱۳۹۱ خرداد ۲۵, پنجشنبه
اعتصاب غذا و بازداشت دانشجویان در دانشکده نفت اهواز
خبرگزاری هرانا - در پی اعتصاب غذای دانشجویان دانشکده نفت
اهواز در اعتراض به احضار جمعی از دانشجویان این دانشکده به کمیته انضباطی،
دست کم ۵ دانشجوی این دانشگاه تا کنون توسط حراست بازداشت شدهاند.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، در پی معرفی چند دانشجوی دانشکده نفت اهواز به کمیته انضباطی دانشگاه، سایر دانشجویان دست به اعتصاب غذا زده و از حضور بر سر جلسات امتحان پایان ترم امتناع میکنند.
در این راستا مامورین حراست، به بهانه اعتصاب، فضای دانشکده را کاملا امنیتی کرده و اقدام به بازداشت دست کم ۵ تن از دانشجویان میکنند و ایشان را به عنوان عاملان تحریک به کمیته انضباطی معرفی میکنند.
دانشجویان این دانشگاه به هرانا گفتند علی رغم این فشارها اعتصاب دانشجویان کماکان ادامه دارد.
گفتنی است استخر این دانشکده نیز چندی پیش با حضور نیروهای انتظامی در دانشگاه به بهانه عدم حضور غریق نجات پلمپ شد که این امر نیز مورد اعتراض دانشجویان قرار گرفته بود.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، در پی معرفی چند دانشجوی دانشکده نفت اهواز به کمیته انضباطی دانشگاه، سایر دانشجویان دست به اعتصاب غذا زده و از حضور بر سر جلسات امتحان پایان ترم امتناع میکنند.
در این راستا مامورین حراست، به بهانه اعتصاب، فضای دانشکده را کاملا امنیتی کرده و اقدام به بازداشت دست کم ۵ تن از دانشجویان میکنند و ایشان را به عنوان عاملان تحریک به کمیته انضباطی معرفی میکنند.
دانشجویان این دانشگاه به هرانا گفتند علی رغم این فشارها اعتصاب دانشجویان کماکان ادامه دارد.
گفتنی است استخر این دانشکده نیز چندی پیش با حضور نیروهای انتظامی در دانشگاه به بهانه عدم حضور غریق نجات پلمپ شد که این امر نیز مورد اعتراض دانشجویان قرار گرفته بود.
رنجنامه ای از حشمت اله طبرزدی
خبرگزاری
هرانا - با راه اندازی هفته نامه ی پیام دانشجو در شهریورماه ۱۳۷۳ خیلی
زود قلم من به حوزه نقد قدرت و افشای مفاسد مالی،
اداری و سیاسی کشانده شد . برای نمونه اختلاس ۱۲۳ میلیارد تومانی که حاصل
کار مشترک بانک صادرات ایران و محسن رفیقدوست (به عنوان نماینده ی ولی فقیه
در بنیاد مستضعفان) و فاضل خداداد (نماینده بخش خصوصی) بود، در نشریه
پیام دانشجو افشا شد.
حاصل
این افشاگری ها توقف نشر نشریه پیام دانشجو و دو بار حمله گروه های فشار
به دفتر نشریه و بازداشت و دادگاهی شدن من در آن دوران بود.
این
دوره از سال ۱۳۷۳ تا ۱۳۷۵ بود که به یک سال حبس، یپرداخت ک میلیون تومان
جزای نقدی و پنج سال محرومیت از انتشار نشریه محکوم شدم.
ز سال ۱۳۷۵ به دلیل برگزاری میتینگ های دانشجویی از سوی
اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان و دانش آموختگان دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی (که
من سمت دبیر کلی آن را داشتم .) و به دلیل انتشار مجدد نشریه پیام دانشجو
بار دیگر توسط قاضی مرتضوی برای یک هفته بازداشت و راهی اوین شدم . من
اولین روزنامه نگار زندانی مرتضوی بودم و مرتضوی وظیفه داشت برای همیشه
از انتشار نشریه پیام دانشجو جلوگیری کند.
در
سال ۱۳۷۶ به دلیل میتینگ دانشجویی که در آن دوره ای بودن رهبری و پاسخگو
بودن رهبر به مردم را مطرح کرده بودم ضمن این که مورد ضرب و شتم شدید انصار
حزب الله در محل دفتر اتحادیه قرار گرفتم، از سوی دادگاه انقلاب نیز
محاکمه و به یک سال حبس تعلیقی محکوم گردیدم.
عید نوروز۱۳۷۸ با صدور بیانیه ای از سوی اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان و دانش آموختگان دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی اعلام کردیم که ساختار سیاسی آینده ایران باید یک جمهوری آزاد و دموکراتیک باشد و در واقع خواهان یک حکومت
سکولار شدیم. در
۲۶ خرداد همین سال به دلیل سردبیری هفته نامه «هویت خویش» و درج همین
بیانیه ی ساختاری از سوی شعبه ۶ دادگاه انقلاب اسلامی بازداشت شدم و هفته
نامه نیز توقیف شد . پس از چند روز جنبش دانشجویی ۱۸ تیر اتفاق افتاد و من
همراه با صدها تن از دانشجویان و فعالین سیاسی به دلیل همین حادثه زیر
شکنجه قرار گرفتیم که این دوره ۵ ماه به طول انجامید . شکنجه ها در ۲۰۹ و
شکنجه گاه توحید اتفاق افتاد.
وزارت اطلاعات همه اتفاقات را به جبهه متحد دانشجویی و من و دوستانم نسبت داد.
در سال۱۳۷۹
روزنامه «گزارش روز» را سردبیری می کردم، که به دستور خامنه ای روزنامه
های دگر اندیش از جمله گزارش روز توقیف شد . پس از آن در ۴ خرداد ۷۹ سالگرد
میتینگ ۴ خرداد۱۳۷۷ در پارک لاله را در دانشگاه تهران و خیابان های اطراف برگزار کردیم که من
و تعدادی از دوستان بازداشت شدیم . من در این دستگیری سه ماه در انفرادی ۲۰۹ بازداشت و زیر شکنجه سفید بودم.
در
۲۷ فروردین و در حالی که با حدود ۵۰ تن از اعضای جبهه دموکراتیک ایران
مشغول سخنرانی و مباحث علمی بودیم، سپاه پاسداران به دفتر حمله کرد و من را
با خود برد . در آن حمله که مسلحانه انجام شد، من به شدت مورد ضرب و شتم
قرار گرفتم و آن سال ۹ ماه در سلول های انفرادی سپاه در اداره اطلاعات،
وزارت دفاع و عشرت آباد زیر شکنجه های روحی شدید قرار داشتم (که
علت اصلی آن نامه ای انتقادی بود که به خامنه ای نوشته بودم .) و در آن
نامه ذکر کرده بودم از شکنجه گاه توحید و شکنجه های خودم و شکنجه گاه توحید
را افشا و خامنه ای را به همین دلیل مورد سرزنش قرار داده بودم.
در ۱۸ تیر۱۳۸۱ بدلیل اعلام فراخوان برای بزرگداشت جنبش ۱۸ تیر۱۳۷۸
در خیابان ۱۶ آذر به همراه چند تن از دوستان (توسط سپاه) بازداشت شدم و به
مدت
هشت ماه و نیم (که هفت ماه آن در انفرادی بازداشتگاه مخوف «دو الف» متعلق
به سپاه) زیر شکنجه های روحی بودم . آن سال سپاه به خانه ام یورش برد و دو
فرزندم محمد و علی را با خود برد و چهار شب در جایی نامعلوم زیر باز جویی
قرار داد.
۲۰ خرداد۱۳۸۲
در حالی که تظاهرات در کوی دانشگاه و خیابان های اطراف برای ۱۰ شب پیاپی
ادامه داشت دادگاه انقلاب شعبه ۲۶ به ریاست قاضی حداد (که از سال۱۳۷۹ پرونده ی من را رسیدگی می کرد .) من را بازداشت کرد و پس از سه ماه انفرادی به بند ۳۵۰ منتقل شدم.
در سال۱۳۸۳
بار دیگر دو فرزندم محمد و علی را برای حدود ۲۵ روز در سلول های انفرادی
۲۰۹ مورد بازجویی قرار دادند و در همان حال حداد برایم دادگاه غیابی تشکیل
داد . برای این که دادگاه انقلاب صلاحیت رسیدگی به پرونده من را ندارد و
طبق اصل ۱۶۸ قانون اساسی دادگاه باید علنی و با
حضور وکیل و هیئت منصفه باشد . آقای حداد من را به ۱۴ سال حبس در برازجان و
۱۰ سال محرومیت اجتماعی محکوم کرد . این حکم با اعتراض وکلای مدافع من
روبرو شد و در تجدید نظر به ۱۲ سال حبس و ۱۰ سال محرومیت تبدیل شد و با
اعتراض مجدد وکیل مدافعم شادروان بهمنش پروندهام به دیوان عدالت رفت و به ۷
سال حبس و ۱۰ سال محرومیت اجتماعی تغییر یافت.
در ۴ خرداد۱۳۸۷ و در حالی که شروع حبس من از ۲۶ خرداد۱۳۷۸ تقویم شده بود و عملا ۱۰ سال به طول انجامیده بود ولی به این دلیل که پیش از سال۱۳۸۳ حکم من صادر نشد بلا تکلیف بودم و اولین مرخصی ها در سال۱۳۷۸ و۱۳۸۲ را به حساب نیاوردند و بنابراین پس از ۷ سال آزاد شدم.
در سال۱۳۸۴
قاضی حداد به صورت غیابی پرونده اتحادیه دانشجویان و دانش آموختگان،
ارجاعی از سوی قاضی مرتضوی را رسیدگی و حکم انحلال آن را صادر کرد.
در ۷ دی۱۳۸۸
به دلیل حمایت از جنبش سبز از طریق نوشتن مقاله ها، صدور بیانیه ها و شرکت
در مصاحبه ها و تظاهرات مسالمت آمیز بار دیگر از سوی وزارت اطلاعات در
منزل بازداشت و حدود ۴ ماه در ۲۰۹ و ۲۴۰ زیر شکنجه ی سفید و یک مورد ضرب و
شتم و مواردی توهین و تحقیر
بودم . پس از آن به بند ۳۵۰ و زندان کچویی و بالاخره زندان رجایی شهر
منتقل شدم که دو سال و نیم از این دوره می گذرد . این بار قاضی پیرعباس من
را به ۹ سال حبس و ۷۵ ضربه شلاق محکوم کرده است.
من
اعلام کردم که دادگاه را به دلیل عدم صلاحیت نمی پذیرم . در تجدید نظر حکم
به ۸ سال تقلیل پیدا کرد و در حالی که در متن حکم دادگاه فرمایشی تبعید
ذکر شده بود اما از ۲ سال قبل از آن من را به زندان رجایی شهر تبعید کرده
بودند.
پس
از این محکومیت جدید من علیه شخص علی خامنه ای نامه ای خطاب به مجامع بین
المللی ذیصلاح تهیه کردم و از آن چه در این ۱۷ سال بر سر من و خانواده ام
آورده بودند در ۱۰ بند تدوین و علیه او اعلان جرم کردم . سلب حق آزادی
بیان، تفتیش عقاید، شکنجه ، بازداشت های خودسرانه، توقیف نشریه، اخلال در
تشکیلات، فشار به خانواده و ضرر و زیان های مالی و جسمی از جمله آن بوده
است.
به
دلیل طولانی شدن دوره حبس و به ویژه
انفرادی ها که جمعا دوره های انفرادی من به سه سال می رسد و نبودن امکانات
بهداشتی و رفاهی و نیز تغذیه نامناسب و فشارهای روحی . جسم من به مرور پس
از ۱۳ سال از ۲۶ خرداد۱۳۷۸
تاکنون فرسوده شده و دچار بیماری های گوناگون شدهام، که در زندان یا
بیمارستان اما به صورت تحت الحفظ امکان مداوای آنها نیست، به ویژه که سالن
۱۲ زندان رجایی شهر از هیچ امکاناتی برخوردار نیست در عین حال من به عنوان
یک روزنامه نگار زندانی و کوشنده سیاسی به این دلیل که می دانم هیچ جرمی
مرتکب نشده ام که مستحق این
همه هزینه باشم، ولی احساس رضایت می کنم و روحیه خوبی دارم که هیچ گاه از
دست نخواهم داد.
حکومت
جمهوری اسلامی و رهبران آن یعنی سید علی خامنه ای و محمود احمدی نژاد که
ادعا می کنند طرفدار قانون و عدالت هستند و ریاکارانه از زندانیان بحرین و
عربستان و فلسطین دفاع می کنند، سالیانی است که من و امثال من را زیر فشار،
شکنجه و زندان قرار داده اند.
آگاهان
دنیا
باید بدانند که من فقط به دلیل ابراز عقیده، انتشار روزنامه، تشکیل
اتحادیه و حزب و دعوت به میتینگ و تظاهرات مسالمت آمیز برای دفاع از عدالت، آزادی، دموکراسی، سکولاریسم و حقوق بشر این هزینه ها را می پردازم.
من
به دلیل مخالفت با ظلم، تبعیض، شکنجه، تفتیش عقیده و افشای فسادهای های
بزرگ سیاسی، مالی، اداری، قضایی و اقتصادی حکومت باید ناعادلانه در زندان
باشم.
امیدوارم صدای من به گوش آگاهان و آزادگان جهان برسد.
حشمت اله طبرزدی
زندان رجایی شهر کرج - سالن۱۲
اشتراک در:
پستها (Atom)